دانشگاه رازی
چکیده: (24 مشاهده)
هدف: اینکه دانشجویان با چه انگیزههای به تحصیل در رشته روانشناسی و مشاوره اقدام مینماید، از موضوعات جذاب و با اهمیت در ادبیات و فرهنگ رواندرمانی است. هدف پژوهش حاضر واکاوی عوامل مؤثر بر گرایش به تحصیل در مقطع دکتری رشتههای روانشناسی و مشاوره بود. روش: روش پژوهش حاضر کیفی از نوع نظریه دادهبنیاد بود. جامعه هدف کلیه دانشجویان مقطع دکتری رشته روانشناسی و مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن در سال تحصیلی02-1401 بود که با تأکید بر اصل اشباع نظری، 17 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب گردید. ابراز گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمهساختاریافته بود. اطلاعات به دست آمده براساس روش اشتراوس و کوربین (2008) کدگذاری گردید. یافتهها: نتایج پژوهش در قالب 52 کدباز، 22 کد محوری و 5 کد انتخابی قرار گرفت. 5 کد انتخابی شامل: مکانیزم جبران (چشمانداز پزشکی، رقابت، جبران احساس حقارت، تأییدطلبی و نیاز به توجه، حل مشکلات فردی و خانوادگی، آرزوهای ناکام والدین)، میل به برتری (احساس قدرت، اعتبار اجتماعی و صاحب نظر بودن، بلندپروازی، منبع درآمد )، جهانبینی علمی (کنجکاوی، تفکر علمی، سبک آموزگارانه، علاقه مندی متون روانشناسی)، جهانبینی انسانگرایانه (علاقهمندی و نیاز به تعامل با انسان، حس انسان دوستی) و تجربیات رواندرمانی و تحصیل (خشنودی شغلی و رضایت مراجعان، اعتماد به توانمندی خود، ادامه مسیر گذشته، ادراک واماندگی، ارتقای سطح تحصیلی و شغلی، خودشناسی و رشد شخصی) بود. در نهایت مدل با پنج شاخص شرایط علی، شرایط بافتی و زمینهای، شرایط مداخلهگر، راهبردها و پیامدها ارائه شد. نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش میتوان گفت عوامل مؤثر بر گرایش به تحصیل در مقطع دکتری در رشتههای روانشناسی و مشاوره در طیفی از عوامل مبتنی بر رشد تا آسیب قرار دارند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
مشاوره شغلی دریافت: 1402/11/13 | پذیرش: 1405/4/11