_ _ چکیده تاریخ دریافت: 10/2/94_ تاریخ پذیرش: 5/4/94 هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی الگوی چند محوری شفیعآبادی (SMPVC) با نظریه سازهگرایی ساویکاس (SCCT) بر خودکارآمدی در تصمیمگیری شغلی بیکار شدگان تحت پوشش وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بیکار شدگان جویای کار بالای دیپلم مراجعهکننده به ادارههای کار شهر تهران بود که از بین آنها 45 نفر به شیوه تصادفی انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفری (دو گروه آزمایشی با رویکرد آموزشیSMPVC وSCCT و یک گروه کنترل) قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات از مقیاس خود کارآمدی در تصمیمگیری شغلی (بتز و همکاران، 1996) استفاده شد. پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون_ پس آزمون و آزمون پیگیری همراه با گروه کنترل بود. گروههای آزمایشی در 6 جلسه90 دقیقهای تحت آموزشهای مطابق با رویکردها مورد بررسی قرار گرفتند. خودکارآمدی شرکتکنندگان قبل از اجرای مداخله و پس از آن و همچنین بعد از گذشت یک ماه مورد اندازهگیری قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری دادهها با استفاده از تحلیل کوورایانس چندمتغیری و اندازهگیری مکرر نشان داد که برنامههای آموزشی بر خودکارآمدی تصمیمگیری شغلی تأثیر داشت. این تأثیر حتی پس از گذشت یک ماه از ثبات و مانایی کافی برخوردار بود. روش آموزشی SCCT بر زیر مؤلفههای خودارزیابی و اطلاعات شغلی تأثیر بیشتری داشت و SMPVC بر مؤلفههای انتخاب هدف، برنامهریزی و حل مسأله مؤثر بود. در حالیکه درتمامی مؤلفههای خودکارآمدی در تصمیمگیری شغلی شرکتکنندگان در هر دو شیوه مداخله بطور معناداری نسبت به گروه کنترل از عملکرد بالاتری برخوردار بودند. در مجموع دو رویکرد مداخلهای (SMPVC) و ((SCCT تأثیر ات مطلوبی بر روی ارتقاء خودکار آمدی در تصمیمگیری شغلی داشتند.
بازنشر اطلاعات | |
![]() |
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |