3 نتیجه برای جهانبخشی
دکتر احمدرضا کیانی، آقای افشین حسن زاده، خانم یاسمن جمشیدیان، خانم زهرا جهانبخشی،
دوره 22، شماره 88 - ( 10-1402 )
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر پیشبینی اقدام به خودکشی بر اساس درد روانی، نیازهای بین فردی و فشار همسالان در دانش آموزان بود. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعهآماری پژوهش شامل کلیهی دانشآموزان شهر رشت در سال 1400 بود که از بین آنها 250 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس درد روانی اشنیدمن (1993)، نیازهای بین فردی جوینر و همکاران (2006)، اقدام به خودکشی دهینگرا، بودوشک و اُکانر (2016) و پرسشنامه محققساخته فشار همسالان بودند و دادهها با همبستگی پیرسون و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: نتایج نشان دادند که بین درد روانی، ادراک سربار بودن و فشار همسالان با اقدام به خودکشی رابطه معنیداری وجود دارد (01/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که که درد روانی و تعلقپذیری خنثی قادر به پیشبینی اقدام به خودکشی در دانشآموزان میباشد (05/0>P). اما سهم درد روانی در پیشبینی اقدام به خودکشی در دانشآموزان بیشتر بود. نتیجه گیری:. میتوان نتیجه گرفت که کاستن از درد روانی دانشآموزان و بالا بردن میزان تعلق و ارزشمندی آنها از طریق درگیر کردن انها در فعالیتهای معنادار و تعاملات انسانی میتواند باعث کاهش میزان خودکشی در آنها شود
فاطمه بیات، ابوالفضل حاتمی ورزنه، فاطمه جهانبخشی،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده
هدف: در برخی روابط زناشویی، علیرغم حفظ ثبات ساختاری نهاد خانواده، سطح رضایت عاطفی و روانی زوجها در حداقل ممکن قرار دارد. این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر ماندگاری زنان در ازدواجهای پایدار اما نارضایتمند میپردازد. روش: پژوهش حاضر به روش کیفی از نوع رویکرد قراردادی انجام شد و دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با ۱۳ زن که حداقل ۲۰ سال در ازدواج خود باقی ماندهاند، اما از زندگی مشترکشان ناراضی بودند، جمعآوری گردید. یافتهها: نتایج تحلیل محتوای دادهها نشان داد که عوامل اقتصادی، فرزندان، خانواده، باورهای فرهنگی و اجتماعی، ویژگیهای شخصیتی فردی و عوامل مربوط به همسر، مهمترین دلایل تداوم این ازدواجها هستند. وابستگی مالی، نگرانی درباره آینده فرزندان، فشارهای اجتماعی، نداشتن مهارتهای لازم برای استقلال، و تغییرات مثبت در رفتار همسر از جمله عواملی بودند که موجب ماندگاری زنان در این شرایط شدند. نتیجه گیری: به نظر میرسد ماندگاری زنان در ازدواجهای پایدار اما نارضایتمند تحت تأثیر مجموعهای از عوامل درونی و بیرونی همچون وابستگی اقتصادی، نقش فرزندان در تصمیمگیری، فشارهای خانوادگی و اجتماعی، باورهای فرهنگی، ویژگیهای شخصیتی فردی و تغییرات در رفتار همسر، به عنوان عوامل کلیدی قراردارد که هیچ یک از این عوامل به تنهایی تعیینکننده ماندن یا رفتن نیستند، بلکه ترکیب آنها است که میتواند بر تصمیم زن در ماندن در ازدواج تأثیر بگذارد. با توجه به این یافتهها، درک عمیقتر از این ابعاد میتواند به برنامههای مشاورهای و مداخلات اجتماعی کمک کند تا نیازها و چالشهای زنان در چنین موقعیتهایی بهتر شناسایی شود.
محمدمهدی طاهری، فاطمه کوهنشین، علیرضا جهانی، زهرا جهانبخشی،
دوره 25، شماره 97 - ( 4-1405 )
چکیده
هدف: افکار خودکشی یک مسئله مهم در حوزه سلامت عمومی است که تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد. هدف این مطالعه تعیین رابطه شکست عاطفی و افکار خودکشی با نقش میانجی احساس تنهایی و معنا در زندگی بود،
روش: این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی با روش مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آمار پژوهش را کلیه دانشجویان ساکن شهر تهران در بازه سنی 18 تا 35 سال تشکیل می دادند. نمونه پژوهش به شیوه دردسترس انتخاب شد. ابزارها شامل پرسشنامه شکست عاطفی (راس، 1999)، افکار خودکشی (بک و همکاران، 1979)، معنای زندگی (استگر و همکاران، 2006) و احساس تنهایی (دیتوماسو و همکاران، 2004) بود. حجم نمونه این پژوهش 424 نفر بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از معادلات ساختاری و نرم افزار های SPSS و AMOS انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد داده ها با مدل برازش داشته و تمامی مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم معنادار بودند (p < 0/05). شکست عاطفی تأثیر مستقیم بر افکار خودکشی (β = 0/15) و بر احساس تنهایی (β = 0/46) داشت. شکست عاطفی تأثیر معکوس بر معنا در زندگی (β = -0/20) نشان داد. معنا در زندگی تأثیر معکوس بر افکار خودکشی (β = -0/22) و احساس تنهایی تأثیر مستقیم بر افکار خودکشی (β = 0/29) داشت. مسیرهای غیرمستقیم نیز از طریق میانجیگری معنا در زندگی (CI [0/02, 0/08]) و احساس تنهایی CI [0/09, 0/18]) بر افکار خودکشی معنادار بودند .
نتیجهگیری: بخشی از تاثیر شکست عاطفی بر افکار خودکشی از طریق تغییرات در احساس تنهایی و معنا در زندگی اعمال میشود. مداخلاتی که بر تقویت پیوندهای اجتماعی و تشویق به مشارکت در فعالیتهای معنادار تمرکز کنند، میتوانند به کاهش خطر خودکشی در افرادی که شکست عاطفی را تجربه کردهاند، کمک کنند.