11 نتیجه برای حیدری
آرزو حیدریان، منیره نسیمی، آرزو فروهر،
دوره 13، شماره 49 - ( 1-1393 )
چکیده
چکیده در پژوهش حاضر رابطه بین ویژگیهای شخصیت و میزان بهره وری در میان کارکنان شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران مورد بررسی قرار گرفته است.جامعهی آماری در این پژوهش شامل کلیهی کارکنان شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی شهر تهران بود نمونه آماری 127 و با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شد.ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل دو پرسشنامه: پرسشنامه شخصیت مایرز-بریگز وپرسشنامه بهره وری منابع انسانی اچیو است.نتایج حاصل از تحلیل یافته ها نشان دادکه رابطه معناداری بین سنخ شخصیت و میزان بهره وری وجود داردبین سنخ شخصیت برون گرا و میزان بهره وری وبین سنخ شخصیت فکری و میزان بهره وری رابطه مثبت معناداری وجود دارد همچنین بین سنخ شخصیت احساسی و میزان بهره وری و بین سنخ شخصیت شهودی و میزان بهره وری رابطه منفی معناداری وجود دارد. اما بین سنخ شخصیت حسی، سنخ شخصیت درون گرا وسنخ شخصیت داوری کننده و میزان بهره وری رابطه معناداری وجود ندارد.همچنین در بررسی سنخ های شخصیت مایرز-بریگز سنخ ESTJ(درونگرا، حسی، فکری، داوری کننده)و سنخISTJ(برونگرا، حسی، احساسی، داوری کننده) بالاترین فراوانی را داشتند.نتایج این پژوهش نشان می دهد که با شناسایی سنخ های شخصیت می توان تیپ های شخصیت بهره ور را مشخص کرد و از وجود این تیپ جهت ارتقاء بهره وری سازمان استفاده کرد و با قرار دادن آنها در جایگاه مناسب شغلی از فرسودگی نیروی انسانی جلوگیری به عمل آورد.
زری مقدم، مهناز مهرابیزاده هنرمند، حسن احدی، پرویز عسکری، علیرضا حیدری،
دوره 13، شماره 51 - ( 7-1393 )
چکیده
_ _ _ _ چکیده تاریخ دریافت: 3/6/92 _ تاریخ پذیرش: 20/3/93 هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر سبکهای دلبستگی و سبکهای والدینی بر خود شکوفایی با میانجیگری ویژگیهای شخصیتی بود. شرکتکنندگان در پژوهش شامل 306 نفر(174دختر و132پسر) از دانشجویان کارشناسی ارشد واحد علوم و تحقیقات خوزستان بودند که به روش تصادفی ساده گزینش شدند. ابزارهای اندازهگیری متغیرها، پرسشنامه سبکهای دلبستگی سیمپسون(1990)، پرسشنامه سبکهای والدینی زینانی(1389)، پرسشنامه ویژگیهای شخصیتی نئو- فرم کوتاه (1992) و پرسشنامه خود شکوفایی اهواز(1378) بود. ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق معادلات ساختاری (SEM) انجام گرفت. فرضیههای غیر مستقیم با روش بوت استراپ آزمون شدند. نتایج حاصل از پژوهش، نشان داد الگوی پیشنهادی با انجام اصلاحاتی، برازش خوبی با دادهها دارد. از 17 مسیر مستقیم الگوی پیشنهادی، مسیر سبک والدینی مقتدر به گشودگی تایید نشد و از الگو حذف گردید. نتایج مربوط به تحلیل روابط واسطه ای نشان داد که به جزء 3 مسیر غیر مستقیم (سبک دلبستگی ایمن به خود شکوفایی از طریق وجدانی بودن، سبک دلبستگی نا ایمن به خودشکوفایی از طریق روان رنجور خویی و سبک والدینی مقتدر به خودشکوفایی از طریق وجدانی بودن) دیگر مسیرهای غیر مستقیم معنی دار بودند.
دکتر فاطمه سمیعی، اقای حمید حیدری، اقای محمود جلالی، خانم آرزو غلامی،
دوره 15، شماره 58 - ( 4-1395 )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف اثربخشی آموزشهای شغلی بر تحول مسیر رشدی انتخاب شغل دانش آموزان کم توان ذهنی انجام شده است. روش: این پژوهش، یک پژوهش نیمه تجربی با استفاده از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه دانش آموزان 13 تا18 سال (پایه تحصیلی اول، دوم، سوم) مقطع پیش حرفه ای شهرستان اصفهان در سال 90-91 بود که از این تعداد 47 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای از دو مدرسه انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش (12 پسر و 11 دختر) و کنترل (12 پسر و 12 دختر) گمارش شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه تحت آموزشهای شغلی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسش نامهی محقق ساخته بر اساس نظریهی گاتفردسون جمع آوری شد. یافتهها: یافتهها نشان داد که نقشه شناختی دوگروه کنترل و آزمایش به طور معناداری متفاوت بود (05/0>p). نتیجهگیری: آموزشهای شغلی میتواند بر مسیر رشدی انتخاب شغل دانش آموزان کمتوان ذهنی اثر بگذارد. (
مینا سرلک، حسن حیدری،
دوره 16، شماره 62 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ازدواج، پدیدهای است که میتواند باعث آرامش و سلامت روانی زن و مرد باشد از این رو بررسی سازههای مرتبط با آن در زوجین حائز اهمیت میباشد. بنابراین هدف از این پژوهش مقایسه وضعیت زناشویی، بخشودگی فردی، بخشودگی بین فردی و کیفیت زندگی در زوجهایی 1-2 سال ازدواج کرده و زوجهای 3-10 سال ازدواج کرده بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی- مقایسهای بود. به این منظور 60 زوج (30 زوج 1 تا دو سال و 30 زوج 3 تا 10 سال ازدواج کرده) از بین زوجهای شهرستان خمین به روش نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدند و به پرسشنامههای وضعیت زناشویی، بخشودگی فردی، بخشودگی بینفردی و کیفیت زندگی پاسخ دادند. دادهها به روش t مستقل با استفاده از نرمافزار SPSSV19 تحلیل شد. یافتهها: نتایج نشان داد بین وضعیت زناشویی، بخشودگی فردی، بخشودگی بین فردی و کیفیت زندگی در دو گروه تفاوت معنیداری وجود دارد (01/0>p). به این معنی که زوجهایی که 3 تا 10 سال از ازدواجشان گذشته بود نسبت به زوجهایی که 1 تا 2 سال از ازدواجشان گذشته بود نمرات بالاتری در همه متغیرها بدست آوردند. نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد متغیرهای وضعیت زناشویی، بخشودگی فردی، بخشودگی بین فردی و کیفیت زندگی از جمله مهمترین متغیرهایی هستند که بر ازدواج تأثیر میگذارند و با افزایش مدت زمان ازدواج زوجین این سازهها در زوجین مشهودتر خواهد بود و لذا آگاهی از این سازهها برای مشاوران خانواده و زوجین حائز اهمیت میباشد.
رویا حیدری، امید عیسی نژاد، ناصر یوسفی،
دوره 18، شماره 70 - ( 4-1398 )
چکیده
هدف: هدف این فراتحلیل، تعیین میزان اثربخشی برنامه های آموزش والدین بر اختلالات برونی سازی شده در کودکان بود.
روش: این پژوهش با استفاده از تکنیک فراتحلیل و با یکپارچه کردن نتایج تحقیقات مختلف، اندازه اثر برنامه های آموزش والدین را مشخص مینماید. در مجموع 21 پژوهش قابل قبول از لحاظ روش شناختی انتخاب شدند و فراتحلیل بر روی آنها انجام گرفت. منابع جستجوی دادهها، پایگاه اطلاعات علمی(SID)، پایگاه مجلات تخصصی نور(Noormags)، بانک اطلاعات نشریات ایران(Magiran) و پرتال جامع علوم انسانی(ensani.ir) بود. تجزیه و تحلیل دادهها و محاسبه اندازه اثر با استفاده از نرم افزار CMA2 و شاخص gهجز انجام شد.
یافته ها: یافته های حاصل از این فراتحلیل نشان داد که میزان تاثیر برنامه های آموزش والدین بر اختلالات برونی سازی (17/1) است(001/0>P) که مطابق جدول کوهن اندازۀ اثر بزرگ ارزیابی می شود. بالاترین اندازۀ اثر (63/8-) است (001/0>P)که این اندازۀ اثر بزرگ (بالاتر 8/0) ارزیابی میشود. پایینترین اندازه اثر نیز (07/0) است(03/0>P) که این اندازۀ اثر کوچک (کمتراز 2/0) ارزیابی میشود.
نتیجهگیری: به نظر می رسد که برنامه های آموزش والدین میتواند به عنوان روشی مناسب برای کاهش پیامدهای ناشی از اختلالات برونی سازی در مراکز درمانی و آموزشی استفاده شود.
محمد سلگی، حسین حیدری، بهرام صالح صدق پور، احسان آقاپور،
دوره 18، شماره 70 - ( 4-1398 )
چکیده
هدف: مطالعه حاضر به هدف بررسی تاثیر بعد ملی گرایی بر میزان تمایز یافتگی فردی با واسطه گری ارتباطات جمعی و هویت اجتماعی می پردازیم. روش تحقیق: در این مطالعه از روش همبستگی، از نوع مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری این طرح شامل کلیه شهروندان بالای 15 سال مراکز استانهای کشور بر اطلاعات سرشماری نفوس و مسکن سال 1390 می باشد. برای تعیین جمعیت نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است. حجم نمونه نهایی با توجه به محاسبات انجام شده 1300 نمونه انتخاب شد. ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته می باشد. و برای تجزیه و تحلیل نتایج از مدل تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته ها: براساس نتایج این مطالعه، بین بعد ملی گرایی هویت و هویت فردی در مجموع مدل، رابطه مستقیم و مثبت وجود دارد، بدین معنی که هرچقدر بعد ملی گرایی هویت افزایش می یابد میزان تمایز یافتگی فردی هم افزایش پیدا می کند و برعکس. همچنین براساس نتایج حاصل از بررسی مورد نظر نشان می دهد که تمایز یافتگی هویت فردی به طور مستقیم و منفی از بعد سنت گرایی هویت با ضریب استاندارد (087/0-)، بعد ملی هویت بصورت مستقیم و منفی با ضریب استاندارد(096/0-)، متغیر بعد مذهبی هویت بصورت مستقیم و مثبت با ضریب استاندارد (166/0)، متغیر بعد قومی هویت بصورت مستقیم و مثبت با ضریب استاندارد (776/0) تاثیر می پذیرد. هویت فردی همچنین به طور غیرمستقیم و از طریق متغیرهای بعد ملی هویت، بعد مذهبی هویت و ارتباطات جمعی تحث تاثیر می باشد. نتیجه گیری: مدل ارائه شده از متغیر بعد ملی هویت، کفایت دارد، اما درباره بقیه متغیرها از جمله ارتباطات جمعی، سنت گرایی، بعد قومی هویت و بعد مذهبی هویت مدل تحقیق قابل گسترش می باشد.
لقمان ابراهیمی، رقیه حیدری،
دوره 19، شماره 74 - ( 5-1399 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر، با هدف تعیین رابطه بین ویژگیهای شخصیتی، بلوغ عاطفی و باورهای فراشناختی با گرایش به طلاق عاطفی زوجین شهر زنجان انجام گرفت. روش: پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری آن شامل دانشجویان متاهلی بودند که در سالتحصیلی 96-95 در دانشگاه زنجان مشغول به تحصیل بودند. نمونه این پژوهش 150 دانشجوی متاهل بود که به شیوهی نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامههای صفات شخصیتی مککری و کاستا (1990)، بلوغ عاطفی سینگ و بهارگاوا (1974)، باورهای فراشناختی ولز (2000) و طلاق عاطفی گاتمن (2008) گردآوری و با ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. یافتهها: یافتهها نشان داد بین ویژگیهای شخصیتی وظیفهشناسی و مقبولیت با گرایش به طلاق عاطفی رابطه منفی معنادار و بین ویژگی شخصیتی روانآزردهخویی و گرایش به طلاق عاطفی رابطه مثبت معنادار وجود دارد (01/0>P). همچنین، یافتهها نشان داد بین بلوغ عاطفی و گرایش به طلاق عاطفی رابطه مثبت معنادار و بین باورهای نگرانی مثبت با گرایش به طلاق عاطفی رابطه مثبت معنادار وجود دارد (01/0>P). به طور کلی مقبولیت و وظیفهشناسی به طور منفی و معنادار و روانآزردهخویی و بلوغ عاطفی بهطور مثبت و معناداری گرایش به طلاق عاطفی را پیشبینی میکنند. نتیجهگیری: با عنایت به نقش ویژگیهای شخصیتی، بلوغ عاطفی و باورهای فراشناختی در طلاق عاطفی میتوان راههای مقابله موثر با پدیده طلاق عاطفی را شناسایی و در مداخلات روانشناختی و مشاورهای برای زوجین بکار گرفت.
مریم حیدریان، مریم غلامزاده جفره، مسعود شهبازی،
دوره 20، شماره 77 - ( 2-1400 )
چکیده
هدف: دیسپارونیا و واژینیسموس مسئلهای مهم در زندگی زنان مبتلا به این اختلال است و عواقب ناگوار و پیامدهای مخربی بر فرد، نهاد خانواده و صمیمیت زوجی میگذارد. ازاینرو هدف پژوهش فعلی بررسی تجربه زیسته زنان مبتلا به دیسپارونیا و واژینیسموس در مشارکتکنندگان پژوهش بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پدیدارشناسی بود و 9 مشارکتکننده زن که مبتلا به اختلال دیسپارونیا و واژینیسموس بودند به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و گردآوری دادهها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با آنها تا رسیدن دادهها به اشباع ادامه یافت. بعد از جمعآوری دادهها و رونوشت آنها توسط پژوهشگر از شیوهی پدیدارشناسی پنج مرحلهای گیورگی برای تحلیل دادهها استفاده شد. یافتهها: تحلیل دادهها به 12 جزء تشکیلدهندهی تجربه زیسته زنان مبتلا به دیسپارونیا و واژینیسموس منجر شد که شامل: فقدان آگاهی، تجربه علائم فیزیکی اضطراب، ترس، پیشبینی درد، احساس بیکفایتی و حقارت، احساس شرم، احساس نفرت از رابطه جنسی و همسر، احساس رنج، احساس خشم، احساس گناه، کاهش صمیمیت عاطفی و جنسی و پشیمانی از ازدواج است. نتیجهگیری: نتیجه این پژوهش ادبیات پژوهشی گذشته را در زمینه تجربه زیسته دیسپارونیا و واژینیسموس را غنیتر میکند. همچنین ساختار تجربه زیسته دیسپارونیا و واژینیسموس استخراج شده این مطالعه برای تدوین و به کارگیری برنامههای پیشگیرانه و درمانی این آسیب و همینطور پیامدهای آن کاربرد فراوانی دارد. همچنین نتیجه این پژوهش ادبیات پژوهشی گذشته را در زمینه تجربه زیسته دیسپاورنیا و واژینیسموس غنیتر میکند.
رویا حیدری، مریم جلیلیان،
دوره 20، شماره 79 - ( 7-1400 )
چکیده
تنظیم هیجان یکی از حوزههایی است که در دههی اخیر در زمینهی سببشناسی افسردگی مورد توجه بوده است. نتایج مطالعات اثربخشی آموزشهای تنظیم هیجان بر افسردگی متفاوت و متناقض است. بنابراین هدف این فراتحلیل، تعیین میزان اثربخشی آموزشهای تنظیم هیجان بر کاهش نشانگان اختلال افسردگی بود. روش: این پژوهش با استفاده از تکنیک فراتحلیل و با یکپارچه کردن نتایج تحقیقات مختلف، اندازه اثر آموزشهای تنظیم هیجان را مشخص مینماید. برای دستیابی به این هدف، ادبیات پژوهشی مربوطه، در پایاننامهها و مقالههای انتشاریافته در مجلات علمی بین سالهای 1389 تا 1399 بررسی شد. 17 پژوهش(14مقاله و 3 پایان نامه) قابل قبول از لحاظ روش شناختی انتخاب شدند و فراتحلیل بر روی آنها انجام گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها و محاسبه اندازه اثر با استفاده از نرم افزار CMA2 و شاخص g-هجز انجام شد.
یافتهها: یافتههای حاصل از این فراتحلیل نشان داد که میزان اثر تصادفی آموزشهای تنظیم هیجان بر کاهش نشانگان اختلال افسردگی (39/1) است (001/0>P) که مطابق جدول کوهن اندازهی اثر بزرگ ارزیابی میشود و این مقدار از معناداری بالینی بالایی برخوردار است.
نتیجهگیری: به نظر میرسد که آموزشهای تنظیم هیجان میتواند به عنوان روشی مناسب برای کاهش اختلال افسردگی در مراکز آموزشی و درمانی استفاده شود.
محمد حسن حیدری، پرویز آزاد فلاح، احمد علی پور،
دوره 21، شماره 83 - ( 7-1401 )
چکیده
هدف: هدف این پژوهش ارائه مدلی برای تبیین رابطه ابعاد شخصیتی با رضایت از زندگی با تأکید بر نقش میانجی سبکهای رویارویی و منبع کنترل در بین دانشجویان ایرانی و ارمنی بود. جامعه پژوهش حاضر شامل تمامی دانشجویان ایرانی و ارمنی بود که در سال تحصیلی 2009-2010 در دانشگاههای ایران و ارمنستان در حال تحصیل بودند. روش: به منظور نمونهگیری، با استفاده از روش خوشهای تصادفی تعداد 768 دانشجوی ایرانی و 768 دانشجوی ارمنی انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای پنج عاملی شخصیت NEO (1985)، راهبردهای رویارویی کارور و همکاران (1989)، منبع کنترل راتر (1996) و رضایت از زندگی داینر و همکاران (1985) گرد آوری شدند. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها از همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافتهها: یافتهها نشان داد که تمامی مسیرهای مستقیم موجود در مدل بجز تأثیر توافق پذیری بر منبع کنترل معنادار شدند. همچنین تمامی مسیرهای غیر مستقیم بهجز مسیر تأثیر توافق پذیری بر رضایت از زندگی با واسطهی منبع کنترل و مسیر تأثیر وظیفهشناسی بر رضایت از زندگی با نقش واسطهای سبک هیجانمدار منفی معنادار شدند. در نهایت بین ویژگیهای شخصیتی با منبع کنترل، سبکهای رویارویی و رضایتمندی در دانشجویان ایرانی و ارمنی رابطه معنادار وجود داشت (05/0P< ) و مدل مفروض از برازندگی مطلوب برخوردار بود. نتیجهگیری: افراد با منبع کنترل درونی، ویژگی شخصیتی باوجدان بودن، انعطاف پذیری و سبک رویارویی مسئلهمدار، رضایت از زندگی بیشتری دارند.
رویا حیدری، منصور سودانی، غلامرضا رجبی، دکتر رضا خجسته مهر،
دوره 22، شماره 87 - ( 7-1402 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تجربه انتخاب همسر در فرزندان طلاق بود. روش: پژوهش حاضر کیفی از نوع پدیدارشناسی بود. شرکتکنندگان پژوهش حاضر شامل 6 زن و 4 مرد در آستانه ازدواج و دارای تجربه طلاق والدین شهر کرمانشاه در سال 1401 بود. شرکت کنندهها به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و نمونهگیری تا زمان رسیدن به اشباع دادهها ادامه یافت. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها ابتدا دادهها ثبت و کدگذاری شد و سپس با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: نتایج پژوهش شامل 6 مضمون اصلی و 19 مضمون فرعی از تجارب زیسته مشارکتکنندگان بود که مضمونهای فرعی شامل نگرش منفی اجتماعی، مشکلات تمایز نایافتگی از خانواده، مشکلات روانشناختی، مشکلات ارتباطی با همسر و خانواده همسر، احساس ارزشمندی به عنوان فردی متفاوت از والدین، سازگاری و ساختن زندگی متفاوت از والدین بود. نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که فرزندان طلاق در زمان تشکیل زندگی و ازدواج، تجارب منفی دارند که میتواند منجر به انتخاب اشتباه یا ناسازگاری و مشکلات سلامت روان در آنها شود اما از طرفی آنها تجارب مثبتی نیز دارند که باعث میشود از اشتباهات والدین درس گرفته و به دنبال آموزش و خدمات آموزشی و مشاوره برای بهبود رضایت زندگی زناشویی خود باشند و بتوانند زندگی بهتر از والدین خود داشته باشند.