الهام زمانشعار، حمید رضائیان، سیمین حسینیان، عباس عبداللهی،
دوره 21، شماره 83 - ( 7-1401 )
چکیده
هدف: اتمام روابط عاطفی موقعیتی است که تاثیرات موقت و پایداری بر سلامت روانشناختی افراد دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی چگونگی هویت روایتی افراد دچار شکست عاطفی انجام شد. روش: با روش نمونهگیری هدفمند، 15 مشارکتکنندۀ دچار شکست عاطفی که معیارهای ورود به پژوهش را داشتند انتخاب شدند. داستانهای آنها با استفاده از فرم اصلاح شدۀ «مصاحبۀ روایتی رابطه» جمعآوری شد. سپس دادهها، مورد تحلیل تماتیک قرار گرفت. پس از تعیین زیرتمها و تمهای اصلی، یک مدل مفهومی از روایت افراد ارائه شد. یافتهها: 63 زیرتم و 13 تم از تحلیل بدست آمد. تمهای نهایی در قالب یک مدل که بیانگر وضعیت هویت روایتی مشارکتکنندگان بود ارائه شد. این مدل حاکی از آن است که مشارکتکنندگان تمایل دارند گذشته را به مثابۀ شکست، حال را به مثابۀ وقفه و آینده را به مثابۀ ناامیدی روایت کنند. مفهوم خود مطلوب، در بخشهای مختلف روایت آنها پنهان بود، خود مطلوبی که فرد در رابطۀ تمام شده تجربه کرده بود یا آن رابطۀ خاص در جستجوی آن بود. نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر به نظر میرسد افراد دچار شکست عاطفی که در دورۀ گذار، حالت وقفه را تجربه میکنند، دچار نوعی گسست در روایت-خود هستند که احساس میکنند توانایی ترمیم آن را ندارند. نتایج این مطالعه میتواند در درک بهتر هویت روایتی آنها و احتمالاً ایجاد یک مداخلۀ روانشناختی برای این دوره موثر واقع شود
زهرا خوانین زاده، سیمین حسینیان، حمید رضائیان فرجی، مهسیما پورشهریاری،
دوره 25، شماره 97 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی پویایی خانواده در نوجوانان دارای سابقه رفتارهای خودآسیب رسان انجام شد. روش: روش پژوهشی کیفی و مبتنی بر پدیدارشناسی بود. جامعه هدف را نوجوانان دارای رفتار خودآسیبرسان شهر تهران در سال ۱۴۰۳ تشکیل دادند که به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی مراجعه کرده بودند. بهمنظور اجرای این مطالعه، ۲۰ نفر از نوجوانان به روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شد. تحلیل دادهها با بهرهگیری از روش تحلیل مضمون براون و کلارک (۲۰۰۶) انجام و مضامین استخراجشده در قالب مضامین اصلی و فرعی، سازماندهی و خلاصه شدند. یافته ها: مصاحبهها در سه سطح مفاهیم اولیه (178 مفهوم)، مضامین فرعی و اصلی تلخیص شدند که به سه مضمون اصلی تقسیم گردیدند؛ مضمون اصلی اول (پویاییهای مثبت خانواده) شامل 13 مضمون فرعی، مضمون اصلی دوم (پویاییهای منفی خانواده) شامل 27 مضمون فرعی و همچنین مضمون اصلی سوم (نقش خانواده گسترده) شامل 4 مضمون فرعی بود. نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش، در تجربه زیسته نوجوانان دارای رفتارهای خودآسیبرسان، پویاییهای خانواده بهصورت متنوع و گاه متضاد تجربه شده است. برخی از مشارکتکنندگان از وجود تعاملات حمایتی، ارتباطات عاطفی مطلوب و جنبههایی از عملکرد مثبت خانواده سخن گفتهاند، در حالی که برخی دیگر تعارضهای خانوادگی، الگوهای ارتباطی ناکارآمد و تجارب منفی در خانواده را توصیف کردهاند. همچنین، در تجربه مشارکتکنندگان، خانواده گسترده نیز در برخی موارد بهعنوان منبع حمایت و در برخی موارد بهعنوان بخشی از پویاییهای چالشبرانگیز خانواده مطرح شده است. شایان ذکر است که مشاهده برخی پویاییهای مثبت در خانوادهها به معنای نادیده گرفتن یا کمرنگ بودن رفتارهای خودآسیبرسان نیست و این پژوهش صرفاً به توصیف پویاییهای تجربهشده توسط مشارکتکنندگان پرداخته و درباره اثرگذاری یا رابطه علّی این پویاییها با رفتارهای خودآسیبرسان قضاوتی ارائه نمیکند.