جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای سلگی

محمد سلگی، حسین حیدری، بهرام صالح صدق پور، احسان آقاپور،
دوره 18، شماره 70 - ( 4-1398 )
چکیده

هدف: مطالعه حاضر به هدف بررسی تاثیر بعد ملی گرایی  بر میزان تمایز یافتگی فردی با واسطه گری ارتباطات جمعی و هویت اجتماعی می پردازیم.  روش تحقیق: در  این مطالعه از روش همبستگی، از نوع مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری این طرح شامل کلیه شهروندان بالای 15 سال مراکز استان‏های کشور بر اطلاعات سرشماری نفوس و مسکن سال 1390 می باشد. برای تعیین جمعیت نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است. حجم نمونه نهایی با توجه به محاسبات انجام شده 1300 نمونه  انتخاب شد. ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته می باشد. و برای تجزیه و تحلیل نتایج از مدل تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته ها: براساس نتایج این مطالعه، بین بعد ملی گرایی هویت و هویت فردی  در مجموع مدل، رابطه مستقیم  و مثبت وجود دارد، بدین معنی که هرچقدر بعد ملی گرایی هویت افزایش می یابد میزان تمایز یافتگی فردی هم افزایش پیدا می کند و برعکس. همچنین براساس نتایج حاصل از بررسی مورد نظر نشان می دهد که تمایز یافتگی هویت فردی به طور مستقیم و منفی از بعد سنت گرایی هویت با ضریب استاندارد (087/0-)، بعد ملی هویت بصورت مستقیم و منفی  با ضریب استاندارد(096/0-)، متغیر بعد مذهبی هویت بصورت مستقیم و مثبت با ضریب استاندارد (166/0)، متغیر بعد قومی هویت بصورت مستقیم و مثبت  با ضریب استاندارد (776/0)  تاثیر می پذیرد. هویت فردی همچنین به طور غیرمستقیم و از طریق متغیرهای بعد ملی هویت، بعد مذهبی هویت و ارتباطات جمعی تحث تاثیر می باشد. نتیجه گیری: مدل ارائه شده از متغیر بعد ملی هویت، کفایت دارد، اما درباره بقیه متغیرها از جمله ارتباطات جمعی، سنت گرایی، بعد قومی هویت و بعد مذهبی هویت مدل تحقیق قابل گسترش می باشد.
مریم سلگی، آیناز عربی،
دوره 25، شماره 98 - ( 6-1405 )
چکیده

هدف: بحران جنگ می‌تواند تجربه کودکان خردسال را در ابعاد مختلف هیجانی، شناختی و رفتاری تحت تأثیر قرار دهد. با وجود اهمیت این موضوع، پژوهش‌های مستقیم درباره چگونگی تجربه والدین از تغییرات روحی و رفتاری کودکان زیر شش سال در شرایط جنگی محدود است. هدف پژوهش حاضر، فهم تجربه زیسته والدین از وضعیت روحی و رفتاری کودکان زیر شش سال در شرایط تنش و بحران ناشی از جنگ و شناسایی ابعاد این تجربه بود.
روش: این پژوهش با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفت. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۶ والد دارای کودک زیر شش سال بودند که تجربه بحران جنگ را داشتند و به شیوه هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش هفت‌مرحله‌ای کُلایزی تحلیل شدند. 
یافته‌ها: تحلیل تجارب زیسته والدین نشان داد که تجربه کودکان زیر شش سال از شرایط تنش و بحران جنگ، تجربه‌ای چندبعدی است که در ابعاد هیجانی، شناختی و رفتاری بازتاب می‌یابد. مضمون هسته‌ای «پیامدها و فرایند سازگاری با بحران جنگ در کودکان» شناسایی شد که در قالب هفت مضمون اصلی شامل «بستر شکل‌گیری تجربه کودک»، «برانگیختگی و ناامنی هیجانی»، «تلاش کودک برای جست‌وجوی امنیت»، «بازتاب جنگ در شناخت و معنایابی کودک»، «بازتاب جنگ در رفتار و بازی‌های کودک»، «اثرگذاری اقدامات والدین بر نوع تجربه کودک» و «سازگاری و بازگشت به وضعیت طبیعی» سازمان یافت. در مجموع، یک مضمون هسته‌ای، هفت مضمون اصلی و ۲۱ مضمون فرعی استخراج شد. 
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد که تجربه کودکان خردسال(زیر 6 سال) از بحران جنگ، فرایندی چندبعدی است که از نحوه مواجهه آنان با پیامدهای جنگ آغاز شده و در قالب ترس و نگرانی، حساسیت به صدا، احساس خطر و تهدید، افزایش نیاز به حضور والدین، پرسشگری درباره جنگ و مرگ، تغییر در خواب و فعالیت‌های روزمره و دگرگونی در بازی‌ها آشکار می‌شود

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه علمی پژوهش های مشاوره می باشد.

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Counseling Research