12 نتیجه برای شریعتمدار
آسیه شریعتمدار،
دوره 13، شماره 51 - ( 7-1393 )
چکیده
چکیده هر زوج الگوی منحصر به فردی از نیازهای شخصیتی را وارد رابطهی دو نفره میکند. در یک رابطهی صمیمانه میزان ارضای نیازهای متقابل باید نسبتا بالا باشد. در اثر خشم ناشی از ناامیدی از ارضای نیازهای متقابل خشونت شکل میگیرد. هدف این پژوهش تبیین کیفی آسیبشناسی ازدواج بر اساس محرومیت از ارضای نیازهای بنیادین یانگ و نحوهی ارضای نیازها در روابط بین فردی بود. آزمودنیهای این تحقیق 25 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد مشاوره دانشگاه علامه و روان شناسی خانوادهی دانشگاه علم و فرهنگ در سال 91-92 و 92-93 بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از شیوهی پرسش فرافکنانه استفاده شده است. با کد گذاری و طبقهبندی پاسخهای آزمودنی ها، مفاهیم و طرحوارهها شناسایی شد. نتایج پژوهش نشان داد که آزمودنیها در فرافکنی افکار خود بر موضوع ازدواج طرحوارههای ناسازگار متعددی نشان دادهاند. آنچه به ازدواج آسیب میرساند ناتوانی در برقراری دلبستگیهای ایمن و ارضاکننده با دیگران عمدتا در اثر محرومیت هیجانی، تأکید بر پیروی از قوانین انعطاف ناپذیر، ناتوانی در شکل دهی هویتی مستقل، عدم رعایت حقوق دیگران و سرکوبی نیازهای بنیادین برای کسب محبت و تأیید است.
آسیه شریعتمدار، زهرا غروی،
دوره 14، شماره 55 - ( 7-1394 )
چکیده
، چکیده تاریخ دریافت: 30/5/94 - تاریخ پذیرش: 12/7/94 هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه تحریفهای شناختی افراد دارای معلولیت جسمی _ حرکتی با تحمل پریشانی بالا و پایین بود. روش: این مطالعه از نوع پژوهشهای علی _ مقایسهای بود. جامعه آماری شامل کلیه معلولین جسمی حرکتی شهر تهران در سال 1392 بود و نمونهگیری به صورت تصادفی انجام شد. با مراجعه به سه مرکز آموزش و نگهداری از افراد دارای معلولیت جسمی _ حرکتی شهر تهران 71 نفر با کسب رضایت آگاهانه در این پژوهش شرکت کردند. دادهها با استفاده از دو پرسشنامه تحریفهای شناختی (سالار، 1387) و تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) جمع آوری و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغییره مورد تحلیل آماری قرارگرفتند. یافتهها: مقدارF محاسبه شده در نمره کلی تحریف شناختی در سطح 000/0>p معنادار بود به عبارتی میزان تحریف شناختی در گروه دارای تحمل پریشانی پایین بطور معناداری بیشتر از گروه دارای تحمل پریشانی بالا بود. مقادیر Fمحاسبه شده در تمامی خرده مقیاسهای پرسشنامه تحریف شناختی بجز شخصیسازی نیز در سطح 001/0>p معنادار بود. نتیجهگیری: نتایج نشان داد افراد دارای معلولیت جسمی _ حرکتی با تحمل پریشانی پایین از تحریفهای شناختی بیشتری استفاده میکنند. . مقدمه
خانم لیلا جوانی، دکتر آسیه شریعتمدار، دکتر نورعلی فرخی،
دوره 14، شماره 56 - ( 10-1394 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطهی تعارض والد- فرزند و خودپندارهی تحصیلی دانشآموزان با رضایت از زندگی آنها بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعهی پژوهش کلیهی دانشآموزان مقطع راهنمایی شهرستان نمین بودند که از میان آنها 293 نفر با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، مقیاس رضایت از زندگی (SWLS)، پرسشنامه خودپندارهی مربوط به مدرسه یییسنچن و پرسشنامه تعارض با والدین (CP) اشتراوس بود. برای تحلیل یافتهها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد: بین خودپندارهی تحصیلی با رضایت از زندگی رابطهی مثبت معنادار (p<0.01)، و بین تعارض مادر با رضایت از زندگی (p<0.01) و تعارض فرزند با رضایت از زندگی (p<0.05)، رابطه منفی معنادار وجود دارد. تجزیهوتحلیل رگرسیون چندگانه نشانداد که متغیر خودپنداره تحصیلی و مؤلفهی پرخاشگری کلامی مادران قادر به پیشبینی رضایت از زندگی دانشآموزان خواهند بود(p<0.01). میتوان نتیجه گرفت: تلاش برای شکلگیری خودپندارهی تحصیلی مثبت و کاهش تعارض والد– فرزند در بین نوجوانان، نقش مهمی در ارتقاء رضایت از زندگی آنان خواهد داشت.
آسیه شریعتمدار،
دوره 16، شماره 62 - ( 4-1396 )
چکیده
مقدمه: خشونت خانگی منعکس کننده تعامل بین دو سیستم دلبستگی مختل است. خشونت علیه زنان مشکل عمده ای است که عواقب جسمی، روانی و اجتماعی دارد. این عواقب سلامت و امنیت زنان، خانواده و جامعه را به خطر می اندازد.
روش: این پژوهش از نوع کیفی و با استفاده از تحلیل[1] و ترکیب مضامین[2] انجام شد. در مبانی فکری درمان و تشریح انگیزش ها و آسیب های مربوط به هر انگیزه (افراط و تفریط در ارضا) از نظرات نراقی در کتاب جامع السعادات بهره گرفته شد. ابتدا مضامین درمان اخلاقی از کتب اخلاق به ویژه جامع السعادات نراقی استخراح شد. سپس برای تدوین الگوی درمان اخلاقی از یافته های نورکراس و پروچاسکا در مورد مراحل و فرایندهای تغییر استفاده شد. در مرحله دوم مضامین مهم مراحل تغییر پروچاسکا و نورکراس نیز از منابع مربوط استخراج و طبقه بندی شد. سپس این دو نظام با استفاده از روش ترکیب مضامین با هم یکپارچه شد. با توجه به مضامین اخلاقی، مطالب با مراحل تغییر مطابقت و سپس گام های الگوی درمان خشونت تدوین شد.
یافته ها: به نظر نراقی نفس انسان دارای چهار قوه عقل، غضب، شهوت و تخیل است. اگر عقل بر همه قوا حاکم شود، همگی به راه اعتدال کشانده می شوند و افراط در آن قوا مدیریت می شود. خشم و خشونت نتیجه افراط در قوه غضب است. بنابراین الگوی اخلاقی اولیه مستخرج از نظریه نراقی با هدف کسب تسلط عقل بر دیگر قوا، در چارچوب این مضامین طراحی شد. طبق مطالعات پروچاسکا و نورکراس، تغییر فرایندی تدریجی، قابل پیش بینی و مرحله ای است و تبعیت از ویژگی های این مراحل، احتمال بهبود را افزایش می دهد. به همین دلیل مضامین الگوی اخلاقی درمان خشونت، با ویژگی های مراحل تغییر، یکپارچه و در ده گام طراحی شد.
نتایج: از آنجا که نراقی در نظریه ی خود ماهیت انسان، پویایی های شخصیت، آسیب شناسی، سلامت روان و تربیت عقلانی را تبیین کرده است و هر یک از آسیب های اخلاقی را به افراط یا تفریط در یک یا چند قوه نسبت می دهد، بنابراین برای ارائه الگوی مهارت های کنترل خشونت، نظام وی از انسجام لازم برای یک نظریه درمانی برخوردار است. چنانچه این نظام باویژگی های مراحل تغییر تلفیق شود، کاربرد آن در درمان اثر بخشی بیشتری خواهد داشت.
زهرا ناجیان اصل، رضا افهمی، آسیه شریعتمدار، دکتر اصغر فهیمی فر،
دوره 16، شماره 64 - ( 10-1396 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی یکپارچه خودشکوفایی بر مبنای دیدگاه های مختلف انسانگرایانه برای رفع اشکالات موجود در طبقه بندی های پیشین انجام گرفت. روش: این پژوهش به روش کیفی تحلیل مضمون و با جامعه آماری کتب روانشناسان انسانگرا شامل "انگیزش و شخصیت" (مزلو، 1970)، "دستاوردهای فراتر طبیعت انسان" (مزلو، 1971)، "ادیان، ارزشها و تجربیات اوج" (مزلو، b1970)، "خودشکوفایی و فراسوی آن" (مزلو، 1965)، "انسان شدن" (راجرز، 1961)، "انسان در جستجوی معنا" (فرانکل، 1984)، "معناجویی" (فرانکل، 1988)، "الگو و رشد در شخصیت" (آلپورت، 1961) و "شدن" (آلپورت، 1955) بود. داده ها به روش تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شد. پس از مطالعه و شناسایی مفاهیم در متون، مضامین طبقه بندی و نامگذاری شدند. یافته ها: از تحلیل مضامین آثار روانشناسان انسانگرا چهار مضمون اصلی بهدستآمد. یافتهها نشان میدهند خودشکوفایی دارای چهار عامل "خودِ متعالی"، "خودِ آگاه"، "خودِ خلاق" و "خودِ اجتماعی" است. نتیجه گیری: با توجه به الگوی حاصل از این پژوهش، به نظر میرسد تدوین مقیاسی برای سنجش خودشکوفایی براساس این الگوی یکپارچه میتواند از تفاوت در نمرات خودشکوفایی در جوامع مختلف که متاثر از تفاوت تعاریف است، پیشگیری کند.
آسیا شریعتمدار، آرزو امینی موسی آبادی، فریناز عمادی،
دوره 17، شماره 67 - ( 7-1397 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسهی ادراک والد- نوجوان در مورد انعطاف پذیری مرزهای خانوادگی بر مبنای رشد، از جهت تأثیر آن بر امنیت پایه ی خانواده بود. روش: این مطالعه به روش کیفی و با استفاده از رویکرد پدیدارگرایانه انجام شد. بدین منظور 10نفر از نوجوانان دختر 15تا 17ساله و مادران آنها در بازهی سنی 37- 55 سال به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و ادراکات هر دو گروه از مرزبندی های خانوادگی از طریق مصاحبه ی عمیق نیمه ساختار یافته مورد بررسی قرار گرفت. سپس داده ها طبقه بندی وکدگذاری شده و نتایج با استفاده از روش گزارش روایی بیان شدند. یافته ها: تحلیل تجارب شرکت کنندگان منجر به شناسایی سه مضمون اصلی انعطاف پذیری، عدم انعطاف پذیری و انعطاف پذیری بیش از حد مرزهای خانوادگی از دید والد و نوجوان شد و از هر یک از سه مضمون اصلی فوق نیز به ترتیب 14، 5 و1 مضمون فرعی در والدین و 3، 5 و 6 مضمون فرعی در نوجوانان به دست آمد. نتیجه گیری: نتایج نشان دهندهی آن است که با توجه به بافت فرهنگی جامعهی در حال گذار کشور ایران، هیچ یک از دو حالت عدم انعطاف پذیری و یا انعطاف پذیری بیش از حد نمیتواند منجر به ارضای نیازهای نوجوانان و حفاظت از امنیت پایهی خانواده شود. از این جهت آگاهی بخشی به والدین در خصوص چگونگی وضع مرزهای متعادل توسط مسئولان حوزهی سلامت روان ضروری به نظر میرسد. همچنین گفت وگو بر سر قوانین خانودگی و توافق والدین بر سر حدود مرزها عوامل پیشگیری کننده از مشکل در خانواده های با مرزبندی منعطف بود که نادیده گرفتن آن در خانواده های با مرز خشک و یا سهل گیر موجب نارضایتی نوجوان و به خطر افتادن امنیت پایهی خانواده شده است.
دکتر آسیه شریعتمدار، زهرا مهدوی،
دوره 19، شماره 73 - ( 3-1399 )
چکیده
هدف: برنامههای تلویزیونی و اخبار، سرشار از صحنههایی است که یادآوری میکند زندگی، بدونشک پایان خواهد یافت. هدف از پژوهش حاضر بررسی بازنمایی اخبار مرگ و نمادهای هیجان ساز آن در کانالهای خبری مجازی بود. روش: روش تحقیق کیفی و ازنوع تحلیل مضمون بود. جامعه مورد مطالعه کانالهای خبری مجازی و نمونه به صورت در دسترس شامل چهار کانال پرمخاطب بود که در آن اخبار مرگ در ماههای اردیبهشت تا مرداد 1398 بررسی شد. اینکه کدام ماه از کدام کانال انتخاب شود، به صورت تصادفی بود و نمونهگیری تا اشباع دادهها ادامه یافت. یافتهها: بر اساس تحلیل مضامین اخبار، بازنمایی اخبار مرگ در ده مضمون عوارض جسمانی و بیماری، حوادث غیرعمدی، مرگ مغزی، سوء مصرف الکل و مواد، خودکشی، کشتار جمعی، قتل، قصاص، سهل انگاری منجر به مرگ و مرگ و کشتار حیوانات و بازنمایی شیوههای جلبتوجه و افزایش هیجان در پنج مضمون صحنهپردازی و برجستهسازی (حساس بودن محل و زمان وقوع، نماد ترس و دلهره و ایجاد تضاد)، نمادهای محرک تصور و خیال (همایندی و تداعی، وضعیت ناتمام و مبهم)، نمادهای کمی (افزایش آماری و حجم پوشش خبری)، نمادهای اهمیت (مسئولیت گوینده خبر و شهرت) و اشاره به تابوها (تجاوز منجر به مرگ) طبقهبندی شد. نتیجهگیری: تفاوت میان بازنمایی این عوامل مرگومیر در پژوهشهای پیشین و اخبار، در بررسی و ارائه شیوههای پیشگیری در پژوهشهاست. در حالیکه در اخبار مرگومیر، آگاهیبخشی و ارائه راهکارهای مفید پیشگیرانه تقریبا در حد صفر بودهاست. این مسأله موجب نشخوار مداوم رویدادهای منفی میشود که هیجانات اندوه، ترس و خشم را افزایش و موجب احساس ناامنی مردم میشود.
آسیه شریعتمدار، مریم اعظمی، سحر غفوری، مریم مصباحی،
دوره 19، شماره 74 - ( 5-1399 )
چکیده
هدف: تابآوری یک مولفه مثبت روانشناختی بوده که بر تواناییهای فردی به منظور مقابله با رویدادهای ناگوار زندگی تمرکز دارد. عوامل متعددی در افزایش تابآوری نقش دارند که از آن جمله میتوان به زمینههای ژنتیکی و محیط و آموزش اشاره کرد. همچنین تابآوری میتواند نقش تقویت کننده برای سیستم ایمنی بدن داشته باشد. شوخطبعی یک ویژگی مثبت در زندگیست که برخی رویکردها همچون دیدگاه روانکاوی آن را یک راهبرد دفاعی مقابله با فشارروانی و نوعی تسکین میدانند. پژوهشها نشانگر آن است که شوخطبعی از طریق ارتقای تابآوری نقش مهمی در بهبود عملکرد سیستم ایمنی در برابر فشارهای روانی ایفا میکند. پژوهش حاضر با هدف مطالعه کیفی نقش شوخطبعی در تابآوری زنان در برابر فشارهای روانی روزهای قرنطینه بیماری کرونا انجام شد. روش: این پژوهش از طریق مطالعه تجربه زیسته زنان در ایام شیوع این بیماری همهگیر، و با روش پدیدارشناسانه انجام شد. جامعه پژوهش شامل زنانی بود که به پرسش آیا شوخطبعی در ایام قرنطینه در زندگی روزمره شما نقش داشت، پاسخ مثبت میدادند. نمونهگیری به صورت هدفمند و در دسترس صورت گرفت و شامل 18 مشارکتکننده بود. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته و تجزیه و تحلیل یافتهها، بهروش هفت مرحلهای کلایزی انجام شد. یافتهها: پس از کدگذاری مصاحبهها و دسته بندی مضامین فرعی، در سوال اول هفت مضمون اصلی «کاهش سطح تنش، ایجاد تعادل در زندگی، جهتدهی خلاقانه، فاصله گرفتن از ناملایمات، افزایش سطح شادی، تقویت روحیه بیماران، و همدلی با شرایط سخت دیگران» و مضمون هستهای «انتخاب راهبردهای شوخطبعی با کاهش تنش و جهتدهی خلاقانه زندگی، تعادل را به زندگی بازمیگرداند و موجب تابآوری بیشتر افراد در برابر شرایط سخت دوران قرنطینه میشود.» و در سوال دوم 5 مضمون اصلی «بهره گیری گسترده از منابع، شوخی هدفمند با محتوای گزینشی، کاربرد بداهه و خلاقیت، شوخی پیونددهنده، و شوخی متناسب با موقعیت» و مضمون هستهای «شوخطبعی افزاینده تابآوری متناسب با شرایط، خلاق و با هدف تقویت پیوندهای بینفردی صورت میگیرد.» به دست آمد. نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان داد شوخطبعی میتواند تحمل شرایط سخت قرنطینه و حتی بیماری را آسانتر نموده و موجب مقابله مناسبتر با فشارروانی در شرایط بحران از طریق تقویت روحیه و ایجاد نشاط فردی گردد.
فاطمه اسمعیل طلایی، احمد برجعلی، آسیه شریعتمدار، محمد حسین خوانین زاده،
دوره 20، شماره 77 - ( 2-1400 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر تبیین آموزههای قرآنی جهت مدیریت روابط و نقشهای زوجین بود .روش: روش این پژوهش کیفی و جامعه پژوهش کلیه آیات قران مربوط به مرحله زوجیت بود. برای تحلیل دادههای کیفی از تحلیل مضمون استفاده شد. یافتهها: با توجه به یافتههای پژوهش، مضامین اصلی شناسایی شده برای مرحله زوجیت، روابط عاطفی، نقشهای زوجین، مرزهای زوجی، توزیع مدیریت خانواده، روابط مالی، روابط جنسی، حل تعارضات و ناسازگاری زوجین میباشد .نتیجهگیری: بر مبنای آموزههای قرآن، نگرش مذهبی میتواند به عنوان ابزاری نیرومند در جهت کاهش تعارضات زناشویی و در نهایت رضایتمندی زناشویی باشد.
بهناز حاتمی کیا، آسیه شریعتمدار، ابراهیم نعیمی،
دوره 21، شماره 82 - ( 3-1401 )
چکیده
هدف: هدف این مطالعه، شناسایی ابعاد تجربهی انتخاب همسر در افراد متقاضی طلاق بود. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شده است. میدان پژوهش شامل 10 نفر از افراد متقاضی طلاق بود که به همراه همسر خود جهت انجام مراحل طلاق به دادگاه خانوادهی شهرستان دزفول مراجعه کرده بودند. جهت جمعآوری دادهها، از مصاحبههای نیمهساختاریافته استفاده شد. دادهها با استفاده از روش هفتمرحلهای کلایزی تجزیهوتحلیل شد. یافتهها: نتایج نشان داد، فرایند آشنایی افراد متقاضی طلاق با همسر خود در دو سر پیوستار آشنایی یا به صورت خارج از عرف و ساختارشکنانه یا به صورت کاملاً سنتی و بدون طی تدریجی مراحل آشنایی، صورت گرفته بود. همچنین در افراد مصاحبهشده، عوامل ناآگاهی، ازدواج اجباری یا ازدواج بر پایه ملاکهای احساسی، مزایا و مادیات، موجب بیتوجهی به ملاکها، یا عدم تطبیق ملاکها با همسر بالقوهی آینده شده بود. در نتیجه فرایند تعیین و بررسی ملاکها با سهلانگاری صورت پذیرفته بود. نتیجهگیری: در صورتی که فرایند آشنایی و بررسی ملاکها بهصورت سهلانگارانه یا بدون آگاهی و آزادی انجام گیرد، ازدواج چه به شکل سنتی و چه به شکل غیرسنتی احتمال دارد به تصمیم به جدایی منجر شود.
نیلوفر تحقیقی احمدی، آسیه شریعتمدار، حسین سلیمی بجستانی،
دوره 22، شماره 85 - ( 1-1402 )
چکیده
هدف: تعامل والد - کودک و عواملی که به بهبود و ارتقای این تعامل منجر میشود، از زمینههای مهم و موردعلاقه پژوهشگران است. پژوهش حاضر بهمنظور تدوین برنامه آموزشی تعامل مثبت والد - کودک، مبتنی بر تجارب زیسته والدین کودکان دارای اختلال نارسایی توجه - بیشفعالی انجام شد.
روش: این پژوهش از نوع کیفی است که با روش پدیدارشناسی انجامشده است. جامعه موردپژوهش شامل مادران دارای فرزند اختلال نارسایی توجه - بیشفعالی به کلینیکهای مشاوره مناطق ١ و ٣ بهزیستی تهران در سال 1398 بود. نمونهگیری بهصورت هدفمند و شامل مادرانی بود که دارای فرزند دچار اختلال نارسایی توجه-بیشفعالی بودند. پس از اجرای پرسشنامه علائم مرضی کودکان
CSI-4 (گادو و اسپرافکین 1997) و پرسشنامه تعامل والد-کودک (پیانتا 1994) بر این مادران، آنهایی که نمره بالاتر از میانگین آورده بودند، مورد مصاحبه نیمهساختارمند قرار گرفتند و این روند تا رسیدن به یک اشباع نظری ادامه یافت. مصاحبهها با روش هفت مرحلهای کلایزی تحلیل گردید.
یافتهها: با تطبیق مضامین فرعی بهدستآمده ذیل این مضامین اصلی با ویژگیهای مراحل تغییر پروچاسکا و نورکراس 1992 (ترجمه آوادیس یانس، 1399)، گامهای برنامه تعامل مثبت والد-کودک تدوین شد. با تحلیل یافتههای پژوهش، مضامین اصلی زیر بهعنوان ویژگیهای تجارب زیسته مادران دارای تعامل مثبت والد-کودک دچار اختلال نارسایی توجه-بیشفعالی به دست آمد: مدیریت سطح انرژی کودک، نظارت بر تکالیف و مسئولیتها، ارتباط حمایتی و سازمانیافته مادر و کودک و مدیریت شرایط وابسته به بیشفعالی.
نتیجهگیری: باتوجهبه نتایج بهدستآمده میتوان نتیجه گرفت برنامه تدوینشده تعامل مثبت والد _کودک کاربردی است و مشاوران میتوانند در کار با مادران دارای کودک دچار اختلال نارسایی توجه-بیشفعالی، از این برنامه استفاده کنند.
ابراهیم جهاندار، آسیه شریعتمدار،
دوره 23، شماره 89 - ( 4-1403 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر مطالعه پدیدارشناسانه فرایند به تعویق انداختن ازدواج جوانان در جهت فهم عمیق جنبههای مختلف این پدیده و چگونگی ادراک جوانان از آن بوده است.
روش: برای دستیابی به هدف پژوهش از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. جامعه مورد پژوهش، دختران و پسران مجرد و هرگز ازدواج نکرده ساکن شهر تهران در محدوده سنی 28 تا 34 سال برای دختران و 32 تا 38 سال برای پسران بود. نمونهگیری به روش هدفمند از میان افراد در دسترس محقق انجام شد و 13 نفر شامل 7 دختر و 6 پسر بهعنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. جمعآوری اطلاعات از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته و تحلیل دادهها با بهرهگیری از روش کلایزی صورت پذیرفت.
یافتهها: در نهایت یافتههای پژوهش در قالب 12 مضمون اصلی و 61 مضمون فرعی گزارش شد. مضامین اصلی مستخرج عبارتند از: دغدغههای اقتصادی، آرمانگرایی، ترس از آینده ازدواج، تأثیر روابط پیش از ازدواج، فرایندهای انگیزشی، عدم بلوغ و آمادگی برای ازدواج، نقش موانع خانوادگی، عوامل اجتماعی- فرهنگی، محدودیت انتخاب، انگارههای مانع ازدواج، پیامدهای مثبت و پیامدهای منفی.
نتیجهگیری: نتایج بهدستآمده نشان داد به تعویقانداختن ازدواج پدیدهای پیچیده است که هم تحتتأثیر محدودیتهای عینی و هم تحتتأثیر ادراکات ذهنی محدودکننده و بلوغ ناکافی اتفاق میافتد و دارای پیامدهای منفی زیادی برای جوانان است. به نظر میرسد تلاش جامعه مشاوره و روانشناسی در جهت تولید محتوا در زمینههای فرهنگسازی ازدواج آسان، احیای ارزشهای ازدواج، اصلاح باورهای غلط جوانان، اشاعه فرهنگ ازدواج موفقیتآمیز در رسانهها و شبکههای اجتماعی، گام مؤثری در راستای رفع موانع ذهنی ازدواج باشد.