نرجس عامری، محمود نجفی،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش ذهنآگاهی مبتنی بر خودشفقتورزی بر خودانتقادگری، شرم و انگ درونی در افراد وابسته به مواد بود.
روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعهآماری پژوهش شامل تمامی بیماران وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعهکننده به مرکز ترک اعتیاد سروش شهر شاهرود در سال 1403 بود. از این بین 32 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر) قرار گرفتند. شرکتکنندگان هر دو گروه مقیاس سطوح خودانتقادی گیلبرت و همکاران (2004)، مقیاس شرم بیرونی گاس و همکاران (1994) و مقیاس انگ مصرف مواد لوما و همکاران (2010) را در پیشآزمون و پسآزمون تکمیل کردند. آموزش ذهنآگاهی مبتنی بر خودشفقتورزی در 8 جلسه 90 دقیقهای با فراوانی یک جلسه در هفته بر روی گروه آزمایش اجرا شد. دادهها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که بین دو گروه تفاوت معنیداری وجود دارد و آموزش ذهنآگاهی مبتنی بر خودشفقتورزی میتواند باعث کاهش مولفههای خودانتقادی شامل خودناکافی (22/21=F، 001/0P=)، خودمنفور (24/23=F، 001/0P=) و خوداعتمادی (21/31=F، 001/0P=)؛ مولفههای احساس شرم شامل احساس حقارت (31/30=F، 001/0P=)، احساس پوچی (51/14=F، 001/0P=) و شرمساری از انجام اشتباه (70/8=F، 007/0P=) و متغیر انگ درونی (11/9=F، 006/0P=) در افراد وابسته به مواد گردد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده، متخصصین حوزهی اعتیاد میتوانند با استفاده از آموزش ذهنآگاهی مبتنی بر خودشفقتورزی بر بهبود خودانتقادگری، شرم و بهبود انگ درونی تأکید کنند.
محمود نجفی، نرجس عامری، فاطمه حسنلو،
دوره 25، شماره 97 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر ساختاری سبکهای دلبستگی ناایمن (اجتنابی و دوسوگرا) بر علائم بدریختانگاری بدن دانشآموزان با نقش میانجی ذهنیسازی و شفقت به خود بود.
روش: روش این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشآموزان متوسطه اول و دوم شهر کرج در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونهای متشکل از ۳۹۷ دانشآموز با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی از نوع خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه ترس از تصویر بدن (لیتلتون و همکاران، ۲۰۰۵)، سبکهای دلبستگی (هازن و شیور، 1987)، پرسشنامه ذهنیسازی (دیمیتریویچ و همکاران، 2018) و پرسشنامه شفقت به خود (نف، b2003) بودند. جهت تحلیل دادهها از آزمون همبستگی و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو بعد اجتنابی (15/0=β، 004/0P=) و دوسوگرایی (16/0=β، 002/0P=) دلبستگی ناایمن اثر مستقیم و معناداری بر علائم بدریختانگاری بدن داشتند. همچنین، اثر غیرمستقیم سبکهای دلبستگی ناایمن اجتنابی (199/0=β، 001/0P=) و دوسوگرا (218/0=β، 001/0P=) از طریق متغیرهای میانجی ذهنیسازی و شفقت به خود بر علائم بدریختانگاری بدن تأیید شد و مدل برازش مطلوب داشت.
نتیجه گیری: بر اساس یافتهها، سبکهای دلبستگی ناایمن با تأثیر بر کاهش ذهنیسازی و شفقت به خود، زمینهساز افزایش علائم بدریختانگاری بدن در دانشآموزان میشوند. این نتایج بر لزوم توجه به متغیرهای واسطهای در مداخلات بالینی و آموزشی مرتبط با بدریختانگاری بدن تأکید دارد. پیشنهاد میشود در برنامههای پیشگیرانه و درمانی، تقویت ذهنیسازی و شفقت به خود در کنار توجه به سبکهای دلبستگی ناایمن مدنظر قرار گیرد.