4 نتیجه برای عباسی
راضیه عسکری، دکتر احمد حیدرنیا، دکتر هادی عباسی،
دوره 18، شماره 72 - ( 12-1398 )
چکیده
هدف: یکی از مهمترین عواملی که بر بقاء، دوام و رشد خانواده اثر میگذارد، سازگاری زناشویی است. سازگاری زناشویی عبارت از وضعیتی است که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساس ناشی از خوشبختی و رضایت از همدیگر را دارند و فرآیندی است که در طول زندگی زن و شوهر بهوجود میآید. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش برنامه بهبود رابطه بر افزایش سازگاری زناشویی زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) انجام شد.
روش: برای این منظور از روش نیمهآزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. تعداد ۴۰ نفر از زنانی که داوطلب شرکت در جلسات بودند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. سپس گروه آزمایش به مدت ۶ جلسه ۹۰ دقیقهای تحت آموزش گروهی برنامه بهبود رابطه زناشویی قرار گرفت و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. شرکتکنندگان دو گروه قبل و بعد از آموزش فرم ۳۲ سؤالی پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپانیر (۱۹۷۶) را تکمیل کردند.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که جلسات آموزش گروهی برنامه بهبود رابطه به طور معنیداری باعث افزایش سازگاری زناشویی و ابعاد مؤلفه رضایت، همبستگی، توافق و ابراز محبت شده است (۰۵/۰>p).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش میتوان برای افزایش سازگاری و ارتقای رضایت زناشویی خانوادهها از برنامههای آموزشی مهارت _ محور استفاده کرد.
زینب عباسی مکوند، عماد یوسفی، لیلا خواجه پور، سهیلا جوکار،
دوره 22، شماره 86 - ( 3-1402 )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف فراهم ساختن خلاصهای جامع از شواهد تجربی مرتبط با سوگ پیچیده صورت گرفت. روش: پژوهش حاضر کیفی و از نوع مرور منظم منابع بود. در همین راستا ابتدا پژوهشهای مرتبط با سوگ از سال 2000 تا 2021 در پایگاههای مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، مگایران، گوگل اسکالر، ساینس دایرکت و تیلواندفرنسیس مورد جستجو و بررسی قرار گرفتند. باتوجه به کلیدواژههای انتخاب شده 547 مقاله علمی در پایگاههای مذکور بازیابی شد، درنهایت با توجه به ملاکهای ورود/ درون گزینی 42 پژوهش انتخاب و در مرحله نهایی موردبررسی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از دو بازبین که بهصورت مستقل کار میکردند و با استفاده از ابزار پیشنهادی پریزما (2009) موردبررسی قرار گرفتند. بازبینها دادهها را مقایسه کرده و در مورد موارد مورد اختلاف بحث کردند تا به توافق برسند. دادههایی که اجماع داشت در تحلیل نهایی مورد استفاده قرار گرفت. یافتهها: درنهایت دادهها در دو دسته عوامل درمانی (ترغیب خودتنظیمی، به اشتراک نهادن درد با دیگران یا بازگویی ترمیمی، مواجهه یا بازنگری موقعیتهای اجتنابی، مرور خاطرات مثبت فرد درگذشته و دعوت به یادآوری خاطرات منفی) عوامل مخاطرهآمیز (ضعف در آیینهای سوگواری، حمایت اجتماعی اندک، معنای منفی فقدان) قرار گرفتند. نتیجهگیری: در درمان افراد مبتلا به سوگ پیچیده حمایت اجتماعی اهمیت ویژهای دارد.
فائزه الهی، حسیناحمد برآبادی، احمد حیدرنیا، هادی عباسی،
دوره 22، شماره 88 - ( 10-1402 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مداخله آموزشی «محکم در آغوشم بگیر» بر آزار عاطفی زوجهای شهر بجنورد انجام شد. روش: این پژوهش از نوع آزمایشی تکآزمودنی با طرح ABA بود. جامعه آماری پژوهش شامل زوجهای مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر بجنورد در سال 1399 بود. از این جامعه سه زوج که ملاکهای ورود به پژوهش را داشتند، بهصورت هدفمند انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از مقیاس آزار عاطفی براهیمی استفاده شد. مداخله، برنامه آموزشی «محکم در آغوشم بگیر» بود که در 8 جلسه 120 دقیقهای برای هر زوج بهصورت جداگانه اجرا شد. تحلیل دادهها با استفاده از نمودار، مقایسه و ارزیابی طراز، روند و تغییرپذیری دادهها در هر کدام از موقعیتهای خط پایه، مداخله و پیگیری و در بین موقعیتهای مورد اشاره انجام شد. یافتهها: تحلیل دادههای درونموقعیتی و بینموقعیتی زوجها نشان داد که مداخله «محکم در آغوشم بگیر» بر کاهش آزار عاطفی زوجها مؤثر است. در مرحله پیگیری نیز، نتیجه حاصل از مداخله استمرار یافت. نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش حاضر، زوجدرمانگران میتوانند برای کمک به زوجهای درگیر خشونت و آزار عاطفی، از مداخله آموزشی هیجانمدار «محکم در آغوشم بگیر» استفاده کنند.
یعقوب وردی، حسیناحمد برآبادی، هادی عباسی،
دوره 24، شماره 95 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: افراد در مواجهه با شرایط استرسزا از شیوههای مقابلهای گوناگونی استفاده میکنند. شیوههای مقابلهای مؤثر میتوانند تأثیر عوامل استرسزا را کاهش داده و از عوارض کوتاهمدت و بلندمدت استرس جلوگیری کنند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی شیوههای مقابله زوجی پرستاران شاغل در بخش مراقبتهای ویژه بیماران حاد تنفسی انجام شد.
روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکتکنندگان پژوهش شامل ۱۰ نفر از پرستاران شاغل در بخش مراقبتهای ویژه بیماران حاد تنفسی در بیمارستان رسول اکرم (ص) شهرستان کلاله در سال ۱۴۰۱ بودند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختاریافته و برای تحلیل دادهها از روش کلایزی استفاده شد.
یافتهها: تحلیل دادهها منجر به استخراج ۱۳۶ کد اولیه شد. کدهای اولیه براساس شباهت معنایی، در ۳۳ مضمون فرعی طبقهبندی شدند و سپس مضامین فرعی مرتبط با یکدیگر در ۶ مضمون اصلی دستهبندی شدند که عبارتاند از: رفتارهای حمایتی و سازنده، حفظ و تقویت پیوندهای دلبستهمدار، رفتارهای مراقبتی، گنجاندن برنامههای مفرح در برنامه زندگی، بسترسازی مناسب برای پاسخگویی به نیازهای فیزیولوژیکی و حمایتهای معنوی.
نتیجهگیری: اظهارات مشارکتکنندگان نشان داد که حمایتهای معنوی و رفتارهای دلبستهمدار و حمایتی همسران نقش مؤثری در حفظ و تقویت روحیه پرستاران در هنگام شیفتهای متعدد کاری ایفا کرده است. همچنین، رفتارهای مراقبتی و بهداشتی همسران باعث پیشگیری از ابتلای پرستاران به بیماریهای حاد تنفسی گردیده و ایجاد فضایی مناسب و آرام برای استراحت و رفع خستگی پرستاران را فراهم آورده است. مضامین شناساییشده در این پژوهش میتواند برای طراحی و اجرای برنامههای پیشگیرانه و مداخلهای در شرایط استرسزا مورد استفاده قرار گیرد.