جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای عبدالهی

خالد اصلانی، نیره عبدالهی، عباس امان الهی،
دوره 16، شماره 61 - ( 1-1396 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر بررسی رابطه علی سبک­های دلبستگی با تعهد زناشویی با میانجی­گری تمایزیافتگی­ خود و احساس گناه در دانشجویان زن متأهل شهر اهواز است. روش: شرکت­ کنندگان در این پژوهش 211 نفر از دانشجویان زن متأهل شهر اهواز بودند که به روش نمونه گیری هدفمند دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش پرسشنامه شیوه‏های رفتاری (BSQ)، پرسش نامه تعهد زناشویی (MCQ)، پرسش نامه تمایزیافتگی خود (DSI)،  پرسش نامه عاطفه خودآگاه بودند. ارزیابی الگوی پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام گرفت. جهت آزمون روابط غیرمستقیم از روش بوت استراپ استفاده شد. یافته­ ها: نتایج نشان داد که از 16 مسیر مستقیم چهار مسیر سبک دلبستگی ایمن با تمایزیافتگی خود، سبک دلبستگی ناایمن با احساس گناه، احساس گناه با تعهد اخلاقی و تمایزیافتگی خود با تعهد ساختاری معنادار نشد. هم­چنین نتایج نشان دادند که همه اثرات غیرمستقیم سبک­های دلبستگی (ایمن، ناایمن) و تعهد زناشویی با میانجی­گری تمایزیافتگی­خود و احساس گناه معنادار شدند. از سوی دیگر اثرات غیرمستقیم سبک دلبستگی ایمن و تعهد اخلاقی با میانجی­ گری احساس گناه و اثرات غیرمستقیم دلبستگی ایمن و ناایمن با تعهد ساختاری با میانجی­گری تمایزیافتگی­ خود معنادار نشدند. برازش بهتر از طریق حذف مسیرهای غیرمعنی­ دار سبک دلبستگی ایمن با تمایزیافتگی ­خود، سبک دلبستگی ناایمن با احساس گناه، احساس گناه با تعهد اخلاقی و تمایزیافتگی خود با تعهد ساختاری حاصل شد. سطح معناداری در این مطالعه 05/0 α= است. نتیجه­ گیری: در یک رابطه­ ی زناشویی میزان تمایزیافتگی و احساس گناه هر یک از زوجین و نوع سبک دلبستگی که در افراد شکل گرفته در تعهد زناشویی آن­ها به زندگی مشترک­شان مؤثر است.


پریچهر یاوری زاده، رویا رسولی، عباس عبدالهی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده

بی‌ثباتی زناشویی یکی از مهم‌ترین چالش‌های خانواده‌ها در نیم‌قرن اخیر بوده است. هدف: پژوهش حاضر به دنبال بررسی نقش تعدیلگر الگوهای ارتباطی در رابطه بین ناگویی هیجانی و بی ثباتی زناشویی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی_ همبستگی و به روش مدل‌یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان و مردان متأهل شهرستان گتوند، استان خوزستان بوده است که از این جامعه تعداد 203 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس به‌عنوان نمونه انتخاب شد. به‌منظور سنجش متغیرهای پژوهش از پرسش‌نامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سولاوای (1985)، بی ثباتی زناشویی ادواردز و بوث(1987) و پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو(1997) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های آماری از نرم افزار SPSS 24 و Smart pls استفاده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که ارتباط مثبت معنی داری بین الگوی ارتباطی اجتناب متقابل، توقع/کناره‌گیری و ناگویی هیجانی و بی‌ثباتی زناشویی وجود دارد، رابطه بین الگوی ارتباطی سازنده متقابل، ناگویی هیجانی و بی‌ثباتی زناشویی منفی معنی‌دار است؛ همچنین نتایج نشان داد که الگوهای ارتباطی سازنده متقابل و اجتناب متقابل نقش تعدیلگر را در رابطه بین ناگویی هیجانی و بی‌ثباتی زناشویی ایفا می‌کنند درحالی‌که الگوی ارتباطی توقع/ کناره‌گیری نقش تعدیلگر را دراین‌رابطه ندارد (p<001).  
نتیجه گیری: طبق یافته های این پژوهش آموزش و کسب الگوی ارتباطی سازنده توسط زوجین، با توجه به رابطه معنادار ناگویی هیجانی و بی ثباتی زناشویی می تواند نقش تعدیل کننده در کاهش آمار طلاق داشته باشد.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه علمی پژوهش های مشاوره می باشد.

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Counseling Research