سیده مریم فرشادان،
دوره 24، شماره 95 - ( 10-1404 )
چکیده
چکیده:
هدف: هدف این پژوهش تدوین چارچوبی بومی برای رواندرمانی عرفانی بر پایه آموزههای مولانا است؛ چارچوبی که با تکیه بر ظرفیتهای عرفان ایرانی–اسلامی، فهمی عمیقتر از ماهیت انسان، منشأ رنج روانی و مسیر درمان ارائه کند.
روش: مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و با بهرهگیری از تحلیل مضمون انجام شد. ابتدا مفاهیم بنیادین نظریههای رواندرمانی بهعنوان مضامین اولیه (قیاسی) تعیین گردید. سپس شش دفتر مثنوی معنوی بهعنوان منبع اصلی دادهها تحلیل شد و مضامین مرتبط با آموزههای مولانا، همراه با مضامین نوظهور، بهصورت استقرایی استخراج گردید. در مجموع حدود ۶۰۰ کد اولیه بهدست آمد که پس از تجمیع و سازماندهی در قالب ۴۴ مضمون فرعی و ۱۱ مضمون اصلی دستهبندی شد. برای سنجش اعتبار، یافتهها توسط پنج متخصص روانشناسی و ادبیات عرفانی بررسی و تأیید شد و شاخص روایی محتوایی کل (S-CVI/Ave) بیش از 0.79 به دست آمد.
یافتهها: بر اساس دیدگاه مولانا، انسان دارای «خود اصیل» الهی و سالم است و در عین حال گرفتار «خودهای کاذب» ذهنی میشود که منشأ اصلی رنج روانیاند. مهمترین آسیبها شامل گرفتار شدن در هشیاری ذهنی، پندار کمال و دلبستگی به لذتهای گذراست. سلامت روان در گرو رهایی از خودهای توهمی و بازگشت به حضور اصیل و تجربه یکتایی و یکپارچگی درونی است. در این چارچوب، تعارضهای میانفردی ریشه در تعارضهای درونفردی دارند و هدف نهایی درمان، آشکار شدن خود اصیل، دستیابی به هشیاری ناظر، تجربه آرامش و شادی اصیل درونی و تعالی انسانی است.
بحث و نتیجهگیری : چارچوب رواندرمانی عرفانی مبتنی بر دیدگاه مولانا میتواند بهعنوان رویکردی بومی و مکمل درمانهای مرسوم، در ارتقای سلامت روان، مدیریت تعارضهای درونی، افزایش خردمندی و رشد معنوی افراد مؤثر باشد. این چارچوب با تأکید بر خودشناسی، عبور از هویتهای ذهنی و ارتقای هشیاری، ظرفیت فراهم کردن مبنایی برای توسعه مداخلات درمانی متناسب با فرهنگ ایرانی–اسلامی را دارد.