جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای مدنی فر

طیبه مدنی فر، پریسا سیدموسوی، مهین هاشمی پور، مهدی تبریزی، مجید کوهی اصفهانی،
دوره 23، شماره 89 - ( 4-1403 )
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف شناسایی مشکلات ذهنی‌سازی، طراحی و اعتباریابی برنامه تقویت ذهنی‌سازی والدین دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک و بررسی اثربخشی آن بر کنش تاملی والدین و مشکلات عاطفی _ رفتاری کودک انجام گرفت.
روش: در این پژوهش از روش آمیخته استفاده شد. در بخش کیفی پس از مصاحبه با 18 کودک مبتلا به دیابت نوع یک ساکن استان اصفهان و 22 نفر از والدین ایشان، مشکلات ذهنی‌سازی آن‌ها از طریق تحلیل مصاحبه‌ها با روش پدیدارشناسی استعلایی در قالب 3 مضمون کلی، 18 زیرمضمون اصلی و 50 زیرمضمون فرعی استخراج گردید. سپس مبتنی بر این مضامین و در چارچوب مفاهیم نظریه ذهنی‌سازی، برنامه تقویت ذهنی‌سازی والدین دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک طراحی شد. پس از تایید روایی محتوایی بر اساس شاخصCVI، با روش نیمه آزمایشی و طرح تک‌آزمودنی از نوع (A-B) با آزمودنی‌های مختلف، 5 نفر از والدین دارای کودک مبتلا به دیابت دارای معیارهای ورود به پژوهش، با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و در برنامه شرکت کردند. کارایی این برنامه در چهار مرحله (خط پایه، حین مداخله، پس از مداخله و پیگیری) با استفاده از پرسشنامه‌های سیاهه رفتاری کودکان (CBCL)، مقیاس کنش تاملی والدینی (PRFQ) و نشانگرهای تحقق اهداف برنامه مورد بررسی قرار گرفتند. داده‌ها بر اساس شاخص‌های تحلیل دیداری بررسی شد.
یافته‌ها: حاصل بخش کیفی این مطالعه استخراج 3 مضمون کلی شامل عوامل زمینه ساز شکست ذهنی‌سازی، انواع مشکلات شایع ذهنی‌سازی و پیامدهای شکست ذهنی‌سازی است که مبنای طراحی برنامه تقویت ذهنی‌سازی ویژه والدین دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک قرار گرفت. نتایج بخش کمی نیز نشان داد برنامه طراحی شده ضمن برخورداری از اعتبار کافی، بر افزایش کنش تاملی والدین و کاهش مشکلات عاطفی _ رفتاری کودک مؤثر بوده و این تأثیر مثبت در مرحله پیگیری نیز ادامه داشته است. نتیجه‌گیری: با توجه به اعتبار برنامه فوق، پیشنهاد می‌شود این برنامه جهت کمک به بهبود سلامت جسمی روانی کودکان مبتلا به دیابت و خانواده‌های آنان به‌طور گسترده اجرا شود و هم‌چنین برای کودکان مبتلا به دیگر بیماری‌های مزمن نیز مناسب‌سازی شود.
زهرا امان اللهی، مرضیه مدنی فر،
دوره 23، شماره 91 - ( 9-1403 )
چکیده

هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر اکتشاف الگوی توسعه تعهدمحور سازمان بوده است.
روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی و به روش داده بنیاد و از طریق نمونه‌گیری هدفمند صورت گرفته است. جامعه موردپژوهش را کارمندان بیست شرکت دانش‌بنیان تشکیل داده‌اند. با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته، داده‌ها جمع‌آوری و پس از تحقق اشباع نظری، به مصاحبه با 17 نفر اکتفا شد. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌های حاصل از تحقیق، کدگذاری در سه‌گام متوالی؛ کدگذاری باز، کدگذاری انتخابی و کدگذاری محوری انجام شد.
یافته‌ها: در پژوهش حاضر یافته‌ها حاکی از شناسایی 300 کد اولیه، 80 کد باز، 12 کد انتخابی و 4 کد نظری است؛ که به‌طورکلی در 4 محور فرهنگ‌سازمانی تعهدمحور (رفتار، باور و ارزش تعهد محور)، ساختار سازمانی تعهد محور (نظارت، گزینش، نقش سازمانی و عدالت سازمانی تعهد محور)، سیاست سازمانی تعهد محور (سهم‌شناسی و تحقق تعهد یکپارچه) و جوسازمانی تعهد محور (رشد خواهی، مشارکت و حمایت گری) دسته‌بندی‌شده است.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از یافته‌ها بیانگر آن است که ایجاد توسعه تعهد محور باید در ابعاد گوناگون ساختار، سیاست، فرهنگ و جوسازمانی صورت پذیرد.
 
دکتر مرضیه مدنی فر، دکتر میترا مرادی،
دوره 25، شماره 99 - ( 7-1405 )
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف کشف و تفسیر تجربه زیسته مادران ساکن مناطق پساجنگ از شرکت در دوره‌های روان‌آموزشی گروهی و تبیین تأثیر این تجربه بر ادراک آنان از رنج ناشی از جنگ انجام شد. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی تفسیری صورت گرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با 12 مادر شرکت‌کننده در یک دوره روان‌آموزشی ساختاریافته پس از جنگ گردآوری شد. یافته‌ها: تحلیل داده‌ها منجر به استخراج چهار مضمون سازمان‌دهنده شد که یک فرآیند تحولی پویا را از «رنج منفعل» به «تاب‌آوری فعال» ترسیم می‌کند: ۱. بازتعریف هستی‌شناختی رنج: از تهدید به فرصت (شامل زیرمضامین: رنج به مثابه معلم، رنج به مثابه بستر تعالی، پذیرش آگاهانه). ۲. بسط عاملیت تاب‌آورانه: فعال‌سازی منابع چندلایه (شامل: تنظیم هیجان فعال، تفکیک‌سازی منابع، احیای عاملیت از طریق روایت). ۳. شبکه‌سازی ارتباطی تاب‌آوری: نقش کاتالیزوری گروه (شامل: گروه به مثابه آینه، درونی‌سازی صدای دیگران). ۴. پیامدهای تحولی: ظهور خودِ تاب‌آور (شامل: گذار از ترس به جسارت، اتصال پارادایمی رنج و رشد، عاملیت رابطه‌ای و همدلی). یافته‌ها نشان داد دوره روان‌آموزشی، بستری برای بازنویسی روایت رنج، تقویت فراشناخت تاب‌آورانه و احیای عاملیت از طریق ارتباطات حمایت‌گر فراهم کرد. نتیجه‌گیری: تجربه مادران نشان می‌دهد که مداخلات روان‌آموزشی گروهی در بافت پساجنگ، می‌تواند فراتر از کاهش علائم پریشانی، به عنوان کانالی برای رشد پس از بحران و بازتعریف هویت مادرانه عمل کند. این مداخلات با تسهیل گذار از موقعیت قربانی منفعل به عاملیت فعال، به مادران کمک می‌کند تا معنای جدیدی از رنج خود استخراج کرده و تاب‌آوری را نه به عنوان یک ویژگی فردی، بلکه به عنوان یک فرآیند پویای ارتباطی و معناساز در بافت خانواده و جامعه تجربه کنند.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه علمی پژوهش های مشاوره می باشد.

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Counseling Research