فاطمه نعمتی، دکتر حسن بلند، دکتر علی صیادی،
دوره 21، شماره 81 - ( 3-1401 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای بحرانهویت و انسجام خانواده در تعیین رابطه مشارکت در شبکههای اجتماعی با نگرانی از تصویر بدنی در میان دانشآموزان صورت گرفته است. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مدارس دولتی متوسطه اول شهر رشت در سال تحصیلی 99-98 است. شرکتکنندگان با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای مجازورزی شبکهای (بلند، 1399)، بحران هویت (احمدی، 1376)، انسجام خانواده (سامانی، 1381) و نگرانی از تصویربدنی (لیتلتون و همکاران، 2005) استفاده شد. پرسشنامهها به صورت آنلاین در اختیار دانشآموزان قرار گرفت و تعداد 674 نفر به آن پاسخ دادند که در نهایت 497 پرسشنامه مورد تحلیل آماری قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مسیر استفاده شده است. یافتهها: نتایج نشان داد مشارکت در شبکههای اجتماعی بر نگرانی از تصویر بدن (41/0- =β و 001/0 >P)، انسجام خانواده (25/0- =β و 001/0 >P) و بحران هویت (16/0- =β و 001/0 >P) اثر مستقیم دارد. بحران هویت به طور مستقیم و معناداری نگرانی از تصویر بدنی را پیشبینی میکند (13/0- =β و 001/0 >P). انسجام خانواده به طور مستقیم و معناداری نگرانی از تصویر بدنی را پیشبینی میکند (17/0- =β و 001/0 >P). همچنین مشارکت در شبکههای اجتماعی با میانجیگری بحران هویت بر نگرانی از تصویر بدنی اثر غیر مستقیم (06/0=β و 001/0 >P) دارد. اما اثر غیر مستقیم متغیر واسطهای انسجام خانواده در رابطه مشارکت در شبکههای اجتماعی و نگرانی از تصویر بدنی از نظر آماری معنادار نیست. نتیجهگیری: بنابراین، اصلاح میزان و شیوه استفاده نوجوانان از شبکههای اجتماعی و برگزاری جلسات آموزشی جهت تسهیل گذار از مرحله بلوغ و پیشگیری از بحران هویت دارای اهمیت است تا زمینه کاهش نارضایتی از تصویر بدن و ارتقاء سلامتروانی نوجوانان فراهم گردد.
لیلا ابراهیمی ورزنه، دکتر فاطمه نعمتی سوگلی تپه، پریا فرامرزیان،
دوره 25، شماره 97 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه حمایت اجتماعی ادراکشده با اضطراب تحصیلی دانشآموزان و نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان بود. مطالعه با تمرکز بر سازوکارهای بینفردی و درونفردی، در پی آن بود که نشان دهد چگونه ادراک حمایت از خانواده، دوستان و معلمان میتواند از طریق ارتقای ظرفیتهای تنظیم هیجان، به کاهش اضطراب مرتبط با موقعیتهای امتحان و کنکور منجر شود. روش و ابزار: این پژوهش از نوع همبستگی و با نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای بر روی ۲۱۰ دانشآموز متوسطه دوم و پشتکنکوری شهر اصفهان انجام شد. دادهها پس از اخذ رضایت آگاهانه و رعایت محرمانگی، با رگرسیون چندگانه در نرمافزار SPSS تحلیل گردید. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه اضطراب امتحان ساراسون، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراکشده و نسخه کوتاه مقیاس دشواریهای تنظیم هیجان بودند که اعتبار و پایایی مناسبی داشتند. یافتهها: یافتهها نشان داد حمایت اجتماعی ادراکشده اثر مستقیم منفی و معناداری بر دشواری در تنظیم هیجان دارد. دشواری در تنظیم هیجان نیز اثر مستقیم مثبت و معناداری بر اضطراب تحصیلی نشان داد، تحلیل بوتاستراپ نشان داد اثر غیرمستقیم حمایت اجتماعی بر اضطراب تحصیلی از طریق دشواری در تنظیم هیجان نیز معنادار است و نقش میانجی این متغیر را تأیید میکند. نتیجهگیری: نتایج بیانگر آن است که حمایت اجتماعی ادراکشده با کاهش دشواریهای تنظیم هیجان و اضطراب تحصیلی مرتبط است و بخشی از اثر آن از طریق بهبود مهارتهای تنظیم هیجان اعمال میشود. این یافتهها بر اهمیت تقویت شبکههای حمایتی و آموزش راهبردهای تنظیم هیجان در مداخلات آموزشی و روانشناختی تأکید دارند تا بتوان به طور پایدار اضطراب تحصیلی دانشآموزان را کاهش داد.