جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای پورسیدآقایی

زهرا سادات پورسیدآقایی،
دوره 23، شماره 92 - ( 12-1403 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل آشفتگی زناشویی بر اساس الگوهای ارتباطی و سبک‌های دلبستگی با نقش میانجی تاب‌آوری در زنان خانه‌دار انجام شد.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ شیوه‌ی گردآوری داده‌ها توصیفی از نوع همبستگی و با طرح تحلیل مسیر بود. جامعه‌ آماری این پژوهش شامل کلیه زنان خانه‌دار گروه مردم نهاد بوستان نرگس اکباتان شهر تهران در سه ماهه‌ی اول سال 1401 بود که از این بین384 نفر به صورت دردسترس به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه‌ی آشفتگی زناشویی، پرسشنامه‌ی الگوهای ارتباطی، پرسشنامه‌ی سبک‌های دلبستگی و مقیاس تاب‌آوری بود. در نهایت داده‌ها با روش آماری رگرسیون خطی در متن تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزارهای SPSS24 و AMOS23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که الگوهای ارتباطی، سبک دلبستگی ایمن و اضطرابی با آشفتگی زناشویی زنان خانه‌دار ارتباط مستقیم دارد (01/0>P). همچنین تاب‌آوری توانست در رابطه بین الگوهای ارتباطی و آشفتگی زناشویی و رابطه سبک دلبستگی ایمن و اجتنابی با آشفتگی زناشویی زنان خانه‌دار نقش میانجی‌گری ایفا کند (01/0>P).
نتیجه‌گیری:‌ نتایج حاصل از این پژوهش، بیانگر این امر است که برای کاهش آشفتگی زناشویی در زنان خانه‌دار، می‌توان ‌ضمن شناسایی سبک ارتباطی زوج‌ها و سعی در تغییر سبک‌های ارتباطی ناسالم، از طریق آموزش و مشاوره و سایر مداخله‌های مبتنی بر تاب‌آوری عمل کرد.


زهراسادات پورسیدآقایی، سیده عفت حسینی،
دوره 25، شماره 99 - ( 7-1405 )
چکیده

: سوگ ضربه‌ای والدین در پی از دست دادن ناگهانی و خشونت‌بار فرزند، نظام معنایی و هویتی آنان را در هم می‌شکند؛ بااین‌حال، برخی از والدین در بسترهای فرهنگی-مذهبی با بهره‌گیری از منابع معنایی، سوگ را به فرایند بازسازی خویشتن تبدیل می‌کنند. هدف پژوهش حاضر کشف و تبیین الگوی بازسازی هویت قدسی پس از سوگ ضربه‌ای در والدین شهدای حمله موشکی میناب بود.. روش: مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و روش داده‌بنیاد نظام‌مند (اشتراوس و کوربین) در سال ۱۴۰۵ در شهرستان میناب انجام شد. مشارکت‌کنندگان ۱۷ نفر از والدین شهدا (۱4 مادر و 3 پدر) بودند که با نمونه‌گیری هدفمند و تا اشباع نظری انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق در جوار مزار شهدای میناب گردآوری شد. تحلیل داده‌ها هم‌زمان با گردآوری و بر اساس مراحل سه‌گانه کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) انجام شد. برای اطمینان‌یابی از استحکام یافته‌ها، از راهبردهای لینکلن و گوبا شامل مثلث‌سازی داده‌ها و تحلیلی، بازبینی اعضا، و مستندسازی کامل مراحل پژوهش استفاده شد.یافته‌ها: الگوی نهایی حول مقوله مرکزی «بازسازی هویت قدسی پس از سوگ ضربه‌ای» تبیین شد. شرایط علّی شامل «جهان‌بینی توحیدی» و «تربیت قدسی‌محور فرزندان» بود. بستر فرایند را «فرهنگ شیعی شهادت»، «تقدس‌یابی مکانی»، «زیست‌جهان معنوی خانواده»، «بافت حمایت‌گر خانواده گسترده» و «حمایت زناشویی هویت‌بخش» تشکیل می‌داد. والدین از پنج راهبرد «تفسیر قدسی فقدان»، «مقابله مذهبی مثبت»، «حفظ پیوند نمادین با شهید»، «مشارکت در مناسک جمعی» و «بازسازی هویت اجتماعی» بهره می‌گرفتند. پیامد این فرایند «رشد و تعالی وجودی» بود که در ابعاد «انسجام خودانگاره جدید»، «بازگشت عاملیت و جهت‌مندی»، «تنظیم هیجان و پذیرش فقدان»، «معنا و آرامش پایدارتر» و «بازشناسی و منزلت اجتماعی» تجلی یافت.نتیجه‌گیری: سوگ ضربه‌ای در بستر گفتمان شهادت می‌تواند از تجربه‌ای صرفاً آسیب‌زا به فرایند بازسازی هویت قدسی تبدیل شود. این یافته‌ها بر ضرورت توجه به ابعاد فرهنگی-دینی در مداخلات سوگ تأکید دارد.
 



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه علمی پژوهش های مشاوره می باشد.

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Counseling Research