26 نتیجه برای حسینی
فاطمه طهماسبی زاده، امیر پناه علی، بهزاد شالچی، سید داود حسینی نسب،
دوره 22، شماره 87 - ( 7-1402 )
چکیده
هدف: در زوجین با تجربه خیانت مشکلات فراوانی وجود دارد و یکی از روشهای موثر در این حیطه، طرحواره درمانی است. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر تعدیل دلزدگی و ارتقا رضایت زناشویی در افراد خیانت کننده در ازدواج انجام شد. روش: تحقیق حاضر از نوع نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل مراجعین خیانت کننده به مرکز مشاوره ساحل در شهر تهران طی زمستان 1400و بهار 1401 بودند. تعداد نمونه 40 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه (هر گروه 20 نفر) شامل گروههای آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایشی تحت مداخله طرحواره درمانی قرار گرفت و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای اندازهگیری شامل پرسشنامهی رضایت زناشویی انریچ و پرسشنامهی دلزدگی زناشویی پاینز بود. برای تجزیه و تحلیل از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که طرحواره درمانی بر تعدیل هر سه مولفه دلزدگی زناشویی و نیز ارتقا همه مولفههای رضایت زناشویی غیر از مدیریت مالی و روابط با فرزندان، در افراد خیانت کننده در ازدواج به طور معنادار اثربخش است (01/0 >p ). نتیجه گیری: به طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که طرحواره درمانی در تغییر جنبههای دلزدگی و رضایتمندی زناشویی مفید است و میتواند در کاهش مشکلات خانوادگی و روانشناختی افراد خیانت کننده استفاده گردد.
عطا یاوری، سید بشیر حسینی،
دوره 23، شماره 92 - ( 12-1403 )
چکیده
هدف: دین و به طور کلی فرهنگ از مهمترین مؤلفههای هویت ملی در تمام دنیاست. دین اسلام هم در شمار اصلی ترین ملاکهای هویت ملی ایرانیان به حساب میآید. لذا تقویت هویت ملی تاحدودی با تقویت مبانی دینی از یک مقوله هستند. در میان مبانی دینی عقاید به عنوان پایه و زیربنا عمل میکند و در میان اصول عقیدتی هم توحید مهم ترین عنصر به شمار میآید. این مقاله در پی احصا الزامات و شیوههای آموزش توحید به نوجوانان از طریق سرگرم آموزی و در برنامههای تلویزیونی به منظور تقویت هویت ملی آنان است.
روش: بخشی از تحقیقات که به مبانی مسئله بازگشت داشت به شیوه اسنادی و کتابخانهای انجام گرفت و در بخش روبنایی تحقیق به دلیل کمبود منابع کتابخانهای و نو بودن مفهوم سرگرمآموزی در ادبیات آکادمیک ما از روش مصاحبه عمیق با کارشناسان و صاحبنظران استفاده شد. با کارشناسان و صاحبنظرانِ متخصص مصاحبه عمیق و هدفمند ساختار نایافته انجام شد. پس از انجام مصاحبهها و طی مراحل ثبت و مستندسازی، دادههای موردنظر به دست آمد.یافتهها: در فرهنگ دینی و ملی ما از این راهبرد استفادههای بیشماری شده و از آنجایی که مفهوم توحید والاترین عنصر در میان معارف اسلامی است و مانند روحی در کالبد تمام مقررات اسلامی وجود دارد؛ بنابراین بایستی از سادهانگاری در آموزش آن پرهیز نمود.
نتیجهگیری:سطحیکردن این مفهوم آسیبزا است و مراقبت از آن لازم است. تعدیل در ترکیب سرگرمی و آموزش و شناخت دقیق و صحیح نوجوان امروزی هم از ضروریات این امر هستند.
سجاد حاج حسینی، پروبز پرزور، اکبر عطادخت،
دوره 25، شماره 97 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان پذیرش و تعهد (ACT) بر شرم درونی شده دانشآموزان دارای اضطراب اجتماعی صورت گرفت. ▐ روش: روش پژوهش حاضر، نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانشآموزان پسر دارای علائم اضطراب اجتماعی دوره دوم مقطع متوسطه در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ شهرستان اردبیل میباشد. 34 نفر با روش نمونهگیری هدفمند بعد از اجرای آزمون اضطراب اجتماعی (SPIN) و مصاحبهی بالینی انتخاب و به دو گروه ۱۷ نفری آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش پروتکل درمان پذیرش و تعهد (ACT) فلمینگ، کوکووسکی و هریس را دریافت کرد ولی گروه کنترل هیچگونه آموزشی را دریافت نکرد. قبل و بعد از جلسات درمان از پرسشنامه شرم درونی شده (ISS) استفاده شد. دادهها بوسیله تحلیل کواریانس چند متغیره و تک متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ▐ یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد بین دو گروه آزمایش و کنترل از نظر شرم درونی شده تفاوت معناداری وجود دارد و درمان پذیرش و تعهد (ACT) میتواند باعث کاهش شرم درونی شده دانشآموزان دارای اضطرب اجتماعی شود (05/0p<). ▐ نتیجهگیری: به طورکلی یافتههای پژوهش نقش و اهمیت درمان پذیرش و تعهد(ACT) را بر کاهش احساس شرم درونی شده دانشآموزان دارای اضطراب اجتماعی را نشان میدهد.
زهرا خوانین زاده، سیمین حسینیان، حمید رضائیان فرجی، مهسیما پورشهریاری،
دوره 25، شماره 97 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی پویایی خانواده در نوجوانان دارای سابقه رفتارهای خودآسیب رسان انجام شد. روش: روش پژوهشی کیفی و مبتنی بر پدیدارشناسی بود. جامعه هدف را نوجوانان دارای رفتار خودآسیبرسان شهر تهران در سال ۱۴۰۳ تشکیل دادند که به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی مراجعه کرده بودند. بهمنظور اجرای این مطالعه، ۲۰ نفر از نوجوانان به روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شد. تحلیل دادهها با بهرهگیری از روش تحلیل مضمون براون و کلارک (۲۰۰۶) انجام و مضامین استخراجشده در قالب مضامین اصلی و فرعی، سازماندهی و خلاصه شدند. یافته ها: مصاحبهها در سه سطح مفاهیم اولیه (178 مفهوم)، مضامین فرعی و اصلی تلخیص شدند که به سه مضمون اصلی تقسیم گردیدند؛ مضمون اصلی اول (پویاییهای مثبت خانواده) شامل 13 مضمون فرعی، مضمون اصلی دوم (پویاییهای منفی خانواده) شامل 27 مضمون فرعی و همچنین مضمون اصلی سوم (نقش خانواده گسترده) شامل 4 مضمون فرعی بود. نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش، در تجربه زیسته نوجوانان دارای رفتارهای خودآسیبرسان، پویاییهای خانواده بهصورت متنوع و گاه متضاد تجربه شده است. برخی از مشارکتکنندگان از وجود تعاملات حمایتی، ارتباطات عاطفی مطلوب و جنبههایی از عملکرد مثبت خانواده سخن گفتهاند، در حالی که برخی دیگر تعارضهای خانوادگی، الگوهای ارتباطی ناکارآمد و تجارب منفی در خانواده را توصیف کردهاند. همچنین، در تجربه مشارکتکنندگان، خانواده گسترده نیز در برخی موارد بهعنوان منبع حمایت و در برخی موارد بهعنوان بخشی از پویاییهای چالشبرانگیز خانواده مطرح شده است. شایان ذکر است که مشاهده برخی پویاییهای مثبت در خانوادهها به معنای نادیده گرفتن یا کمرنگ بودن رفتارهای خودآسیبرسان نیست و این پژوهش صرفاً به توصیف پویاییهای تجربهشده توسط مشارکتکنندگان پرداخته و درباره اثرگذاری یا رابطه علّی این پویاییها با رفتارهای خودآسیبرسان قضاوتی ارائه نمیکند.
ابراهیم نامنی، احمد محمدی حسینی، خانم مطهره حنیف پور،
دوره 25، شماره 98 - ( 6-1405 )
چکیده
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی سواد عاطفی در رابطه سبکهای دلبستگی با فرسودگی زناشویی زنان متقاضی طلاق انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه زنان متقاضی طلاق مراجعهکننده به کلینیکهای مشاوره شهر سبزوار در زمستان 1403 بود که 205 نفر از زنان متقاضی طلاق به عنوان نمونهی پژوهش به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای اندازهگیری متغیرها از پرسشنامههای فرسودگی زناشویی (CBM) پاینز (1996)، خردهمقیاس سواد عاطفی از مقیاس کارکردهای روانشناختی خانواده ایرانی (IFPFS) کیمیایی و همکاران (1391)، و پرسشنامه سبکهای دلبستگی (ASQ) هازن و شاور (1987) بهره گرفته شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها نیز از الگویابی معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. یافتهها: یافتهها نشان داد، سبک دلبستگی ایمن بر فرسودگی زناشویی اثرمستقیم و منفی دارد (05/0>p-value) و سبکهای دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا بر فرسودگی زناشویی تأثیر مستقیم ندارد (05/0<p-value). همچنین نتایج حاکی از آن بود که نقش میانجی سواد عاطفی در رابط سبک دلبستگی ایمن و دوسوگرا با فرسودگی زناشویی معنیدار است (05/0>p-value)؛ ؛ ولیکن این نتیجه بدست آمد که نقش میانجی سواد عاطفی در رابطه سبک دلبستگی اجتنابی با فرسودگی زناشویی تأیید نگردید (05/0<p-value). نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان داد که سبک دلبستگی ایمن و دوسوگرا از طریق ارتقای سواد عاطفی میتوانند به کاهش فرسودگی زناشویی کمک کنند، در حالی که سبک دلبستگی اجتنابی چنین نقشی ندارد. بر این اساس، توجه به آموزش و تقویت سواد عاطفی در مداخلات زوجدرمانی و برنامههای پیشگیرانه میتواند راهبردی مؤثر برای کاهش فرسودگی زناشویی باشد.
زهراسادات پورسیدآقایی، سیده عفت حسینی،
دوره 25، شماره 99 - ( 7-1405 )
چکیده
: سوگ ضربهای والدین در پی از دست دادن ناگهانی و خشونتبار فرزند، نظام معنایی و هویتی آنان را در هم میشکند؛ بااینحال، برخی از والدین در بسترهای فرهنگی-مذهبی با بهرهگیری از منابع معنایی، سوگ را به فرایند بازسازی خویشتن تبدیل میکنند. هدف پژوهش حاضر کشف و تبیین الگوی بازسازی هویت قدسی پس از سوگ ضربهای در والدین شهدای حمله موشکی میناب بود.. روش: مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و روش دادهبنیاد نظاممند (اشتراوس و کوربین) در سال ۱۴۰۵ در شهرستان میناب انجام شد. مشارکتکنندگان ۱۷ نفر از والدین شهدا (۱4 مادر و 3 پدر) بودند که با نمونهگیری هدفمند و تا اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق در جوار مزار شهدای میناب گردآوری شد. تحلیل دادهها همزمان با گردآوری و بر اساس مراحل سهگانه کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) انجام شد. برای اطمینانیابی از استحکام یافتهها، از راهبردهای لینکلن و گوبا شامل مثلثسازی دادهها و تحلیلی، بازبینی اعضا، و مستندسازی کامل مراحل پژوهش استفاده شد.یافتهها: الگوی نهایی حول مقوله مرکزی «بازسازی هویت قدسی پس از سوگ ضربهای» تبیین شد. شرایط علّی شامل «جهانبینی توحیدی» و «تربیت قدسیمحور فرزندان» بود. بستر فرایند را «فرهنگ شیعی شهادت»، «تقدسیابی مکانی»، «زیستجهان معنوی خانواده»، «بافت حمایتگر خانواده گسترده» و «حمایت زناشویی هویتبخش» تشکیل میداد. والدین از پنج راهبرد «تفسیر قدسی فقدان»، «مقابله مذهبی مثبت»، «حفظ پیوند نمادین با شهید»، «مشارکت در مناسک جمعی» و «بازسازی هویت اجتماعی» بهره میگرفتند. پیامد این فرایند «رشد و تعالی وجودی» بود که در ابعاد «انسجام خودانگاره جدید»، «بازگشت عاملیت و جهتمندی»، «تنظیم هیجان و پذیرش فقدان»، «معنا و آرامش پایدارتر» و «بازشناسی و منزلت اجتماعی» تجلی یافت.نتیجهگیری: سوگ ضربهای در بستر گفتمان شهادت میتواند از تجربهای صرفاً آسیبزا به فرایند بازسازی هویت قدسی تبدیل شود. این یافتهها بر ضرورت توجه به ابعاد فرهنگی-دینی در مداخلات سوگ تأکید دارد.