یوسف پیلتن، محمد ربیعی، رضوان صالحی، محمدرضا عابدی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده
یافتن ابزارهای سنجش رغبت شغلی که هم ویژگیهای روانسنجی مطلوبی داشته باشند و هم با تحولات نوین مرتبط باشند، چالشی کنونی در ایران محسوب میشود. ▐هدف: هدف این مرور دامنهای، گردآوری فهرستی از ابزارهای سنجش رغبت شغلی موجود در ایران است که ویژگیهای روانسنجی آنها مورد بررسی قرار گرفته است. ▐روش: این پژوهش مروری از نوع محدوده سنج بوده و جمعیت مورد مطالعه، مقالات فارسی حوزهٔ رغبت سنجهای تحصیلی _ شغلی چاپ شده در ایران است. بدین منظور، در مجموع ۵4 مقاله از پایگاههای داده سیویلیکا، پرتال جامع علوم انسانی، نورمگز، مگایران و SID استخراج گردید. فرآیند انتخاب مقالات بر اساس نمودار جریان PRISMA-ScR انجام شد و در نتیجه فرآیند غربالگری، ۱۲ مقاله نمونه (منتشر شده بین سالهای ۱۳۷۷ تا ۱۳۹۷) انتخاب گردید. ▐یافتهها: در این بررسی ۵ ابزار سنجش شناسایی شد. تحلیلها نشان داد که بیشترین تمرکز پژوهشی بر روی سیاهه کروی تریسی (۸ مطالعه) و پس از آن ابزارهای مبتنی بر مدل ششضلعی هالند (۴ مطالعه) بوده است. ▐نتیجهگیری: همچنین، در بررسی ویژگیهای روانسنجی این ابزارها، عمدتاً بر روایی ساختار درونی و پایایی همسانی درونی تأکید شده است؛ ضمن اینکه تاکنون ابزاری مبتنی بر فرهنگ بومی ایران ساخته نشده است. انجام تحقیقات آتی برای پر کردن شکافهای موجود در شواهد مربوط به روایی ابزارهای سنجش رغبت شغلی در ایران ضروری است.
ایوب سقزی، حسین غلامی بصیر، مهتاب احمدی، محسن گل محمدیان،
دوره 25، شماره 98 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف: اینکه دانشجویان با چه انگیزههای به تحصیل در رشته روانشناسی و مشاوره اقدام مینماید، از موضوعات جذاب و با اهمیت در ادبیات و فرهنگ رواندرمانی است. هدف پژوهش حاضر واکاوی عوامل مؤثر بر گرایش به تحصیل در مقطع دکتری رشتههای روانشناسی و مشاوره بود. روش: روش پژوهش حاضر کیفی از نوع نظریه دادهبنیاد بود. جامعه هدف کلیه دانشجویان مقطع دکتری رشته روانشناسی و مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن در سال تحصیلی02-1401 بود که با تأکید بر اصل اشباع نظری، 17 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب گردید. ابراز گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمهساختاریافته بود. اطلاعات به دست آمده براساس روش اشتراوس و کوربین (2008) کدگذاری گردید. یافتهها: نتایج پژوهش در قالب 52 کدباز، 22 کد محوری و 5 کد انتخابی قرار گرفت. 5 کد انتخابی شامل: مکانیزم جبران (چشمانداز پزشکی، رقابت، جبران احساس حقارت، تأییدطلبی و نیاز به توجه، حل مشکلات فردی و خانوادگی، آرزوهای ناکام والدین)، میل به برتری (احساس قدرت، اعتبار اجتماعی و صاحب نظر بودن، بلندپروازی، منبع درآمد )، جهانبینی علمی (کنجکاوی، تفکر علمی، سبک آموزگارانه، علاقه مندی متون روانشناسی)، جهانبینی انسانگرایانه (علاقهمندی و نیاز به تعامل با انسان، حس انسان دوستی) و تجربیات رواندرمانی و تحصیل (خشنودی شغلی و رضایت مراجعان، اعتماد به توانمندی خود، ادامه مسیر گذشته، ادراک واماندگی، ارتقای سطح تحصیلی و شغلی، خودشناسی و رشد شخصی) بود. در نهایت مدل با پنج شاخص شرایط علی، شرایط بافتی و زمینهای، شرایط مداخلهگر، راهبردها و پیامدها ارائه شد. نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش میتوان گفت عوامل مؤثر بر گرایش به تحصیل در مقطع دکتری در رشتههای روانشناسی و مشاوره در طیفی از عوامل مبتنی بر رشد تا آسیب قرار دارند.