فهیمه فداکار داورانی، مژگان کارشناس،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط تعداد فرزندان و مدت ازدواج با افسردگی، اضطراب و سلامت عمومی در زنان دارای سابقه سقط جنین خودخواسته انجام شد. ▐روش: این پژوهش توصیفی _ تحلیلی با طرح همبستگی و مقایسهای انجام شد. جامعه پژوهش شامل 284 زن متأهل 15 تا 49 سال دارای حداقل یک تجربه سقط جنین خودخواسته در سال 1403 بود که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامه افسردگی (بک، 1961) پرسشنامه اضطراب (کتل،1973) و پرسشنامه سلامت عمومی (1970) بودند. تحلیل دادهها با نرمافزار SPSS نسخه 20 انجام شد و از تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون مجذور خی برای بررسی روابط استفاده شد. ▐یافتهها: نتایج تحلیل واریانس یکطرفه نشان داد که بین سطوح مختلف تعداد فرزندان فعلی خانواده، تفاوت معناداری در میانگین نمرات افسردگی، اضطراب و سلامت عمومی زنان دارای سابقه سقط جنین خودخواسته وجود دارد (افسردگی: F=2.88, p<0.05؛ اضطراب: F=2.78, p<0.05؛ سلامت عمومیF=2.53, p<0.05). همچنین، تفاوت معناداری در مؤلفههای علائم جسمانی و علائم اضطرابی مشاهده شد (علائم جسمانی: F=2.85, p<0.05؛ علائم اضطرابی:F=3.57, p<0.01). در حالی که تفاوت معناداری در عملکرد اجتماعی و علائم افسردگی مشاهده نشد (p>0.05). نتایج آزمونهای تعقیبی نشان داد که میانگین میانگین علائم اضطرابی در گروه بدون فرزند بهطور معناداری کمتر از گروههای دارای دو و سه فرزند بود (p<0.01). علاوه بر این، نتایج آزمون مجذور خی نشان داد که بین مدت زمان گذشته از ازدواج و نرخ اقدام به سقط جنین رابطه معناداری وجود دارد (χ² (12)=21.19, p=0.048). ▐نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد متغیرهای مرتبط با ساختار خانواده و چرخه زندگی زناشویی نقش مهمی در تجربه روانشناختی زنان پس از سقط جنین خودخواسته و الگوی تصمیمگیری آنان ایفا میکنند. بر این اساس، توجه به این عوامل در طراحی مداخلات پیشگیرانه و برنامههای مشاورهای میتواند به ارتقای سلامت روان زنان و کاهش پیامدهای منفی سقط جنین کمک کند.
فاطمه جلالی نجف آّبادی، ابراهیم نعیمی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر مطالعه ادراک مشاوران مراکز مشاوره دانشگاهها از نقش خود در پیشگیری از مصرف روانگردانها در دانشجویان بود. ▐روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه مورد مطالعه این تحقیق، مشاوران مراکز مشاوره دانشگاهها بودند. گروه نمونه شرکتکننده در پژوهش شامل 13 نفر از مشاوران (باتجربه در زمینه اعتیاد) مراکز مشاوره دانشگاههای تهران، علامهطباطبائی، الزهرا، صنعتی شریف، صنعتی امیرکبیر، علم و صنعت، خواجه نصیرالدین طوسی، صنعتی اصفهان، اصفهان، تبریز، گیلان، شیراز و فردوسی مشهد بودند.روش نمونهگیری در پژوهش حاضر به صورت هدفمند ملاکی بود. دادههای مرتبط با سؤال پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته جمعآوری شدند و یافتههای پژوهش به روش تحلیل مضمون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ▐یافتهها:پس از تحلیل مصاحبهها و کدگذاری آنها، 30 مضمون فرعی و 9 مضمون اصلی شامل: توجه مشاوران به عوامل خطر، آگاهی بخشی به دانشجویان، آگاهی بخشی به افراد مؤثر در ارتباط با دانشجویان، آموزشهای پیشگیرانه، مداخله درمانی مبتنی بر چارچوب حرفهای، توجه مشاوران به مؤلفههای تسهیلگری در پیشگیری، ظرفیت مؤثر دانشگاه در پیشگیری، بازدارندههای مؤثر در توجه مشاوران به موضوع پیشگیری و نقش عوامل مؤثر جامعهمحور در پیشگیری استخراج گردید. ▐نتیجهگیری: براساس یافتههای بهدست آمده، میتوان بیان کرد که مشاوران مراکز مشاوره دانشگاهها با وجود توجه بر فعالیتهای آگاهیبخش و آموزش مهارتها، بیشتر بر نقش درمان و پیشگیری ثانویه و ثالث توجه دارند و در نقش پیشگیری اولیه، عوامل دیگر را مؤثرتر میدانستند. بنابراین لازم است تا مراکز مشاوران دانشگاهها در زمینه پیشگیری اولیه مؤثرتر عمل کنند و در جهت انجام اقدامات بیشتری در این زمینه گام بردارند، لذا تدوین یک برنامه منسجم و برگزاری دورههای آموزشی برای مشاوران در این مورد از طرف مقامات بالادستی برای تمام دانشگاهها ضروری است.