محمدمهدی طاهری، فاطمه کوهنشین، علیرضا جهانی، زهرا جهانبخشی،
دوره 25، شماره 97 - ( 4-1405 )
چکیده
هدف: افکار خودکشی یک مسئله مهم در حوزه سلامت عمومی است که تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد. هدف این مطالعه تعیین رابطه شکست عاطفی و افکار خودکشی با نقش میانجی احساس تنهایی و معنا در زندگی بود،
روش: این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی با روش مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آمار پژوهش را کلیه دانشجویان ساکن شهر تهران در بازه سنی 18 تا 35 سال تشکیل می دادند. نمونه پژوهش به شیوه دردسترس انتخاب شد. ابزارها شامل پرسشنامه شکست عاطفی (راس، 1999)، افکار خودکشی (بک و همکاران، 1979)، معنای زندگی (استگر و همکاران، 2006) و احساس تنهایی (دیتوماسو و همکاران، 2004) بود. حجم نمونه این پژوهش 424 نفر بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از معادلات ساختاری و نرم افزار های SPSS و AMOS انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد داده ها با مدل برازش داشته و تمامی مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم معنادار بودند (p < 0/05). شکست عاطفی تأثیر مستقیم بر افکار خودکشی (β = 0/15) و بر احساس تنهایی (β = 0/46) داشت. شکست عاطفی تأثیر معکوس بر معنا در زندگی (β = -0/20) نشان داد. معنا در زندگی تأثیر معکوس بر افکار خودکشی (β = -0/22) و احساس تنهایی تأثیر مستقیم بر افکار خودکشی (β = 0/29) داشت. مسیرهای غیرمستقیم نیز از طریق میانجیگری معنا در زندگی (CI [0/02, 0/08]) و احساس تنهایی CI [0/09, 0/18]) بر افکار خودکشی معنادار بودند .
نتیجهگیری: بخشی از تاثیر شکست عاطفی بر افکار خودکشی از طریق تغییرات در احساس تنهایی و معنا در زندگی اعمال میشود. مداخلاتی که بر تقویت پیوندهای اجتماعی و تشویق به مشارکت در فعالیتهای معنادار تمرکز کنند، میتوانند به کاهش خطر خودکشی در افرادی که شکست عاطفی را تجربه کردهاند، کمک کنند.
دکتر طاهره نوری، خانم مریم افشار،
دوره 25، شماره 97 - ( 4-1405 )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف پیشبینی اندیشهپردازی خودکشی براساس احساس خودارزشمندی، ترس از صمیمیت و پرخاشگری ارتباطی پنهان در زنان دارای تجربه خیانت زناشویی انجام شد. روش: پژوهش توصیفی-مقطعی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان متأهل دارای تجربه خیانت زناشویی همسر مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان درمانی در سطح شهر تهران در سال 1402 بود، که از بین آنها با روش نمونهگیری هدفمند تعداد 150 نفر انتخاب شد. گردآوری دادهها علاه بر چک لیست اطلاعات جمعیتشناختی با پرسشنامه گرایش به ایدهپردازی خودکشی (بک و همکاران، 1979)، پرسشنامه وابستگیهای ارزش خود (کروکر و همکاران، 2003)، پرسشنامه ترس از صمیمیت (دسکاتنر و ثلن، 1991) و پرسشنامه پرخاشگری ارتباطی پنهان (نلسون و کارول، 2006) انجام شد. تحلیل دادهها با روشهای آمار توصیفی، آزمون ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه با SPSS-v26 انجام شد. یافتهها: نتایج نشان داد که بین احساس خودارزشمندی (47/0-=r و 005/0>P) و مؤلفههای آن با اندیشهپردازی خودکشی در زنان دارای تجربه خیانت زناشویی همبستگی منفی و معنادارای وجود دارد. این رابطه به ترتیب بین ترس از صمیمیت (21/0=r و 008/0>P) و پرخاشگری ارتباطی پنهان (40/0=r و 002/0>P) با اندیشهپ ردازی خودکشی در زنان، مثبت و معنادار بود. همچنین، تحلیل رگرسیون نشان داد که به ترتیب بالاترین و پایینترین توان برای تبیین اندیشهپردازی خودکشی در زنان مربوط به مؤلفه کنارهگیری عاطفی (42/0=β) و مؤلفههای تقوا/پرهیزگاری (09/0-=β) و خراب کردن وجهه اجتماعی (09/0=β) بوده است.
دکتر ابراهیم نامنی، دکتر احمد محمدی حسینی، خانم مطهره حنیف پور،
دوره 25، شماره 97 - ( 4-1405 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی سواد عاطفی در رابطه سبک¬های دلبستگی با فرسودگی زناشویی زنان متقاضی طلاق انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه زنان متقاضی طلاق مراجعه¬کننده به کلینیک¬های مشاوره شهر سبزوار در زمستان 1403 بود که 205 نفر از زنان متقاضی طلاق به عنوان نمونه¬ی پژوهش به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای اندازه¬گیری متغیرها از پرسشنامه¬های فرسودگی [MM1.1]زناشویی (CBM) پاینز (1996)، خرده¬مقیاس سواد عاطفی از مقیاس کارکردهای روانشناختی خانواده ایرانی (IFPFS) کیمیایی و همکاران (1391)، و پرسشنامه سبکهای دلبستگی (ASQ) هازن و شاور (1987) بهره گرفته شد. جهت تجزیه و تحلیل داده¬ها نیز از الگویابی معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارت پی ال اس [MM2.1]استفاده شد. یافته¬ها: یافته¬ها [MM3.1]نشان داد، سبک دلبستگی ایمن بر فرسودگی زناشویی اثرمستقیم و منفی دارد (05/0>p-value) و سبک¬های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا بر فرسودگی زناشویی تأثیر مستقیم ندارد (05/0
p-value)؛ ؛ ولیکن این نتیجه بدست آمد که نقش میانجی سواد عاطفی در رابطه سبک دلبستگی اجتنابی با فرسودگی زناشویی تأیید نگردید (05/0
دکتر سیده فاطمه موسوی،
دوره 25، شماره 97 - ( 4-1405 )
چکیده
مطالعه وضعیت روانی نوجوانان در زمان جنگ و تأثیر درگیریهای نظامی بر سلامت روان آنها ضرورتی انکارناپذیر دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر درگیریهای نظامی در جنگ ۱۲ روزه تحمیلی رژیم صهیونیستی با ایران بر وضعیت روانی نوجوانان و جوانان در بستر خانواده انجام شد. این مطالعه با روش توصیفی، رویکرد کیفی و تحلیل محتوا صورت گرفت. ۲۴ نوجوان و جوان مجرد (دامنه سنی ۲۴-۱۵ سال، با میانگین±انحرافاستاندارد 71/2±33/19) عمدتاً ساکن استان تهران، بهصورت مجازی و از طریق مصاحبه ساختارمند مشارکت کردند. پاسخها در شش حوزه تحلیل شد: تفسیر و ادراک از جنگ، بروز احساسات و واکنشهای روانی/رفتاری، مواجهه با واکنشهای خود و اطرافیان، واکنش خانواده، ارزیابی آینده تحت تأثیر جنگ. در مجموع ۲۳ مقوله کلی و ۵۶ زیرمقوله استخراج شد. یافتهها نشان داد ادراک نوجوانان از جنگ در سه دسته تفسیر شخصی، هویتمحور و ارزشی قابل بررسی است. واکنشهای روانی-رفتاری آنها شامل گوشبزنگی، مشکلات خُلقی، هیجانات دوگانه، خوگیری و عادیسازی، و خودمقاومسازی بود. مواجهه با واکنشها در سه الگوی فاصلهگیری از واقعیت، واکنشهای روانی فعال، و واکنشهای معنوی ظهور یافت. خانوادهها نیز با بیکنشی، فاصلهگیری، اضطراب، واکنشهای فعال و معنوی پاسخ دادند. ارزیابی آینده نیز در پنج مقوله رفتارهای معطوفبهخود و اجتماع، آینده غیرقابلپیشبینی، گذران روال عادی زندگی، و پیامدهای منفی دستهبندی شد. در مجموع، جنگ بهعنوان پدیدهای بحرانی و آسیبزا، در بافتار هویت ملی-دینی-تاریخی هر فرهنگ تفسیرپذیر است.