22 نتیجه برای تحصیل
خانم لیلا جوانی، دکتر آسیه شریعتمدار، دکتر نورعلی فرخی،
دوره 14، شماره 56 - ( 10-1394 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطهی تعارض والد- فرزند و خودپندارهی تحصیلی دانشآموزان با رضایت از زندگی آنها بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعهی پژوهش کلیهی دانشآموزان مقطع راهنمایی شهرستان نمین بودند که از میان آنها 293 نفر با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، مقیاس رضایت از زندگی (SWLS)، پرسشنامه خودپندارهی مربوط به مدرسه یییسنچن و پرسشنامه تعارض با والدین (CP) اشتراوس بود. برای تحلیل یافتهها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد: بین خودپندارهی تحصیلی با رضایت از زندگی رابطهی مثبت معنادار (p<0.01)، و بین تعارض مادر با رضایت از زندگی (p<0.01) و تعارض فرزند با رضایت از زندگی (p<0.05)، رابطه منفی معنادار وجود دارد. تجزیهوتحلیل رگرسیون چندگانه نشانداد که متغیر خودپنداره تحصیلی و مؤلفهی پرخاشگری کلامی مادران قادر به پیشبینی رضایت از زندگی دانشآموزان خواهند بود(p<0.01). میتوان نتیجه گرفت: تلاش برای شکلگیری خودپندارهی تحصیلی مثبت و کاهش تعارض والد– فرزند در بین نوجوانان، نقش مهمی در ارتقاء رضایت از زندگی آنان خواهد داشت.
خانم نسیم سجادی، دکتر محسن گل محمدیان، دکتر محسن حجت خواه،
دوره 15، شماره 58 - ( 4-1395 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر سازگاری تحصیلی دانش آموزان دختر بود. روش: این پژوهش به شیوه ی نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه اجرا شد. جامعه ی آماری پژوهش را کلیه ی دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه ی دوم شهر کرمانشاه در سال 95-94 تشکیل می دادند که از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 30 نفر از دانش آموزان دختر مقطع اول متوسطه انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. دانش آموزان گروه آزمایش 8 جلسه طرحواره درمانی دریافت کردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی سازگاری تحصیلی زیرمقیاس پرسشنامه ی شخصیتی کالیفرنیا تراپ، کلارک و تایگز، استفاده شد. داده ها با روش آماری کوواریانس تک متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد که فرضیه ی پژوهش مبنی بر تأثیر طرحواره درمانی بر سازگاری تحصیلی مورد تایید قرار گرفته است و دختران گروه آزمایش نسبت به دختران گروه گواه در پس آزمون به طور معناداری، سازگاری تحصیلی بیشتری داشتند. نتیجه گیری: بنابراین، می توان نتیجه گرفت که رویکرد طرحواره درمانی در افزایش سازگاری تحصیلی تأثیر معناداری دارد.
ابراهیم نعیمی،
دوره 16، شماره 62 - ( 4-1396 )
چکیده
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه میزان استفاده از شبکههای اجتماعی مجازی با عزتنفس و افت تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع دوره اول متوسطه مدارس غیرانتفاعی شهرستان گرگان انجام گرفت. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر مقطع متوسطه دوره اول مدارس غیرانتفاعی شهرستان گرگان در سال 1395 بود. که تعداد آنها حدود 1243 نفر است. روش نمونهگیری از نوع تصادفی خوشهای و حجم نمونه 293 نفر انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامههای شبکههای اجتماعی مجازی و عزتنفس روزنبرگ و افت تحصیلی کاووسی بود. از آزمون رگرسیون چند متغیره و روش همبستگی پیرسون برای تجزیهوتحلیل دادهها استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد بین میزان استفاده از شبکههای اجتماعی مجازی با عزتنفس رابطه منفی و معناداری وجود داشته و بین استفاده از شبکههای اجتماعی مجازی با افت تحصیلی رابطه وجود دارد لذا این فرضیه مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به اینکه سطح معناداری کوچکتر از 05/0 میباشد لذا بین عزتنفس و افت تحصیلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد و این فرضیه نیز تأیید میشود.
دکتر یاسر رضاپور میرصالح، خانم منیره اسماعیل بیگی ماهانی، خانم سمیه فکریان آرانی، آقای رضا خدایی،
دوره 17، شماره 65 - ( 1-1397 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای یادگیری خود تنظیمی در ارتباط بین کیفیت مشورت تحصیلی و تردید تحصیلی-شغلی در دانشآموزان دوره دوم متوسطه انجام شد.
روش: مطالعه حاضر یک پژوهش همبستگی بود که با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشآموزان دوره دوم متوسطه شهرستان اردکان در سال تحصیلی 95- 1394 بودند. با روش نمونهگیری خوشهای 294 نفر از این جامعه انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از مقیاس همدلی مشورتی و ارتباطی، بیتصمیمی تحصیلی- شغلی و یادگیری خود تنظیمی استفاده شد. در نهایت دادههای جمعآوری شده با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج تحلیل دادهها نشان داد که کیفیت مشورت تحصیلی علاوه بر اینکه میتواند به طور مستقیم بر تردید تحصیلی- شغلی دانشآموزان تأثیر بگذارد، میتواند با اثرگذاری بر یادگیری خود تنظیمی، تردید تحصیلی- شغلی را در دانشآموزان تحت تأثیر قرار دهد (01/0>p) و شاخصهای مدل پیش فرض پژوهش به برازش مطلوب رسیدهاند. با این وجود، محاسبه ضریب مسیر غیرمستقیم به شیوه بوت-استروپ نشان داد که تأثیر مستقیم بیشتر از تأثیر غیرمستقیم از طریق یادگیری خود تنظیمی بود.
نتیجهگیری:. با توجه به این یافتهها میتوان نتیجه گرفت که یادگیری خود تنظیمی در ارتباط بین کیفیت مشورت تحصیلی و تردید تحصیلی-شغلی در دانشآموزان دوره دوم متوسطه نقش یک متغیر میانجی را ایفا میکند و از طریق افزایش کیفیت مشورت تحصیلی، هم میتوان تردید تحصیلی-شغلی در دانشآموزان را کاهش داد و هم میتوان راهبردهای یادگیری خود تنظیمی را در آنها افزایش داد.
پریسا دوستانی، احمد صادقی،
دوره 17، شماره 68 - ( 10-1397 )
چکیده
هدف: فاصله با هدف مسیرشغلی شکافی است بین جایگاه فعلی و جایگاه مطلوبی که فرد برای آیندۀ شغلیاش در نظر گرفته است. هدف از پژوهش حاضر پیشبینی فاصله با هدف مسیرشغلی بر اساس استرس مسیرشغلی، بازخورد در مورد هدف مسیرشغلی و رشتۀ تحصیلی دانشآموزان بود؛ روش: جامعۀ آماری این پژوهش، شامل کلیۀ دانشآموزان پایۀ چهارم دبیرستان شهر اصفهان در سال تحصیلی 96-1395 بود. از این جامعه، نمونهای به حجم 450 دانشآموز (225 پسر و 225 دختر) به روش نمونهگیری طبقهای تصادفی انتخاب شد. بهمنظور گردآوری دادهها از مقیاس فاصله با هدف مسیرشغلی (کرید و هود، 2015)، پرسشنامۀ استرس مسیرشغلی (چوی و همکاران، 2011) و مقیاس بازخورد در مورد هدف مسیرشغلی (هو، کرید و هود، 2016) استفاده شد. روش پژوهش همبستگی بود. دادهها با استفاده از همبستگی پیرسون و آمارۀ رگرسیون چند متغیره به روش گامبهگام تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد بین استرس مسیرشغلی، بازخورد منفی در مورد پیشرفت، بازخورد منفی در مورد مناسب بودن هدف، بازخورد منفی در مورد ارتقاء و رشتۀ تحصیلی با فاصله با هدف مسیرشغلی رابطۀ مثبت معنیداری وجود داشت. در مجموع متغیرهای استرس مسیرشغلی، بازخورد منفی در مورد مناسب بودن هدف بازخورد منفی در مورد پیشرفت و رشتۀ تحصیلی 63/0 واریانس متغیر ملاک یعنی فاصله با هدف مسیرشغلی را تبیین میکرد؛ در نتیجه میتوان فاصله با هدف مسیرشغلی دانشآموزان را به کمک استرس مسیرشغلی، بازخورد در مورد هدف مسیرشغلی و رشتۀ تحصیلی پیشبینی کرد. نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش، ضروری است که مشاوران مدارس، والدین و سایر اطرافیان مهم به دانشآموزان کمک کنند تا در مورد جایگاه فعلیشان از نظر تحصیلی و جایگاه ایدهآلشان برای آینده تأمل کنند؛ همچنین آنها را یاری کنند تا فاصلۀ بین این دو را بررسی کنند و در نهایت فنون و اقداماتی را به آنها آموزش دهند تا در راستای کاهش این فاصله بکوشند.
زهرا نقش، زهرا رمضانی خمسی، لیلا افضلی، زهرا افکاری شهرستانی،
دوره 18، شماره 69 - ( 1-1398 )
چکیده
هدف: مطالعه حاضر بررسی اثر وضعیت اجتماعی اقتصادی، به صورت اثرات فردی و ترکیبی، و تابآوری بر عملکرد تحصیلی دانشآموزان پایه ششم شهر تهران بود. روش: بدین منظور جامعه این پژوهش را تمامی دانشآموزان مقطع پایه ششم شهر تهران در سال تحصیلی (96-95) تشکیل میدهند که از این تعداد 600 نفر از دانشآموزان این مقطع به روش نمونهگیری خوشهای طبقهای دو مرحلهای انتخاب شده بودند و پرسشنامهی تابآوری (مارتین و مارش، 2006) را تکمیل نمودند و والدین آنها به سوالات مربوط به وضعیت اجتماعی _ اقتصادی که برگرفته از سوالات آزمون بین المللی تیمز (که هر 4 سال یکبار برای بخش عملکرد کشورها در آموزش علوم و ریاضیات تکرار میشود تا روند تغییرات آموزشی و حتی میزان کاهش و افزایش عملکرد دانشآموزان کشورهای شرکتکننده در پی این سالها مشخص شود)، بودند پاسخ دادند. با مشخص کردن والدین در سه گروه با وضعیت اجتماعی اقتصادی بالا، متوسط و پایین این متغیر در سطح والدین نیز ساخته شد. یافتهها: مدلیابی معادلات ساختاری چند سطحی به منظور بررسی دادهها استفاده شد. نتایج نشان داد که وضعیت اجتماعی اقتصادی دارای اثر مستقیم معنادار بر عملکرد تحصیلی در هر دو سطح دانشآموز و خانواده بود و اثر تابآوری بر عملکرد تحصیلی نیز معنادار بوده است. نتیجهگیری: مدل برازش خوبی داشته و 22 درصد از واریانس عملکرد دانشآموزان در سطح دانشآموز و 28 درصد از واریانس عملکرد دانشآموزان در سطح خانواده تبیین شد.
دکتر عادل زاهدبابلان، دکتر علی رضایی شریف، مهدی شکری،
دوره 18، شماره 71 - ( 7-1398 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اشتیاق تحصیلی، خلاقیت هیجانی و خودکارآمدی تحصیلی در بین دانشآموزان تیزهوش دختر و پسر بود.
روش: این پژوهش از نوع مطالعه پس رویدادی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان تیزهوش پایه اول، دوم و سوم دبیرستان شهر اردبیل در سال تحصیلی 94-93 بود که از میان این افراد تعداد 60 نفر دانشآموز تیزهوش دختر و 60 نفر دانشآموز تیزهوش پسر به روش تصادفی چندمرحلهای انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه اشتیاق تحصیلی اسکاوفیلی و همکاران (2002)، سیاهه خلاقیت هیجانی آوریل (1999) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی مکایلروی و بانتینگ (2001) استفاده شد. دادهها با استفاده ازتحلیل واریانس چندمتغیری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج، برتری دانشآموزان تیزهوش دختر را در اشتیاق تحصیلی و مولفههای جذب و وقفکردن خود، و برتری دانشآموزان تیزهوش پسر را در خلاقیت هیجانی و مولفههای نوآوری، آمادگی و اثربخشی- اصالت، نشان داد. (05/0>p). در خودکارآمدی تحصیلی بین دوگروه تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<p).
نتیجهگیری: نظر به نتایج پژوهش، ضروری است دستاندرکاران تعلیم و تربیت در استفاده از راهبردهای تربیتی و شیوههای تدریس، جنسیت و تفاوتهای فردی دانشآموزان را در نظر داشته باشند.
خانم سپیده انصاری، دکتر کیومرث فرح بخش، دکتر ابراهیم نعیمی،
دوره 18، شماره 72 - ( 12-1398 )
چکیده
هدف: کودکآزاری یکی از معضلات گریبان گر جامعه بشری میباشد. خانوادهها میبایست آموزشهای لازم را برای تمایز بین رفتارهای تربیتی با رفتارهای آسیبزا به کودکان دریافت نمایند. پژوهش حاضر باهدف بررسی و مقایسه شناخت والدین با و بدون تحصیلات دانشگاهی دربارۀ انواع کودکآزاری است. روش: به شیوه نظریه زمینهای بهصورت کیفی و با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته توسط ۲۸ نفر والدین (مادر و پدر) انجام پذیرفت. یافته ها: بر اساس بیانات مصاحبهشوندههای پژوهش حاضر میزان شناخت از آزار جسمی در هر دو گروه یکسان بود با این تفاوت که وسعت شناخت والدین از انواع آزارهای جسمی در گروه با تحصیلات دانشگاهی بیشتر بود و اینکه در تحقیق حاضر والدین بدون تحصیلات دانشگاهی از عدم آگاهی، در شیوههای تربیتی از آزارهای جسمی به میزان قابل توجهی استفاده میکردند. دامنه ی شناخت از انواع آزارهای عاطفی در والدین با تحصیلات دانشگاهی زیاد بود همچنین آنها آزار از نوع غفلت (عاطفی) به علت تحصیل و اشتغالشان افشاهای داشتند. شناخت از آزار جنسی در هر دو گروه وجود داشت با این تفاوت که میزان اطلاعات و آگاهی از زیرمجموعه آزار جنسی در میان والدین با تحصیلات دانشگاهی بیشتر بود نکته قابلتوجه دیگر در این پژوهش آزار از نوع غفلت (عاطفی) به علت مشغولیت والدین با دنیای مجازی در عصر حاضر یافت شد. نتیجهگیری: میتوان نتیجه گرفت عامل تحصیلات میتواند در شناخت انواع کودکآزاری مؤثر باشد. نکته قابلتوجه اینکه اکثر والدین با تحصیلات دانشگاهی جملات خود را با شخص سوم بیان کردند، بهطوریکه گفتههایشان حاکی از آن بود که والدین این گروه در پژوهش حاضر از رفتارهای آزاردهنده، در شیوههای تربیتی فرزندشان استفاده نمیکنند ولی آگاه هستند چه نوع رفتارهایی از والدین دیگر میتواند کودکآزاری محسوب شود یا اینکه بهطور زیرکانه در افشاسازی مقاومت داشتند و حالآنکه والدین بدون تحصیلات دانشگاهی اکثر جملاتشان حاکی از رفتارها و عکسالعملهای خودشان در رابطه با فرزندشان بود حتی به نسبت در ابراز گفتههایشان از مقاومت کمتری استفاده کردند که بیشتر از تجارب عینی و شخصی خودشان بیاناتی را اظهار داشتند. باوجوداینکه میزان آگاهی و شناخت آگاهانۀ والدین بدون تحصیلات دانشگاهی در رابطه با عواقب کودکآزاری کم است اما دادههای بیشتری به نسبت گروه با تحصیلات دانشگاهی استخراجشده است.
.
سید هادی انصارالحسینی، محمدرضا عابدی، پریسا نیلفروشان،
دوره 19، شماره 75 - ( 9-1399 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مشاورهی انطباقپذیری شغلی بر اشتیاق تحصیلی و عملکرد تحصیلی انجام شد. روش این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل انجام گرفت. جامعهی آماری پژوهش را کلیهی دانشآموزان پسر متوسطهی دورهی اول شهر اصفهان در سال تحصیلی 97-1396 تشکیل میدادند. به منظور انتخاب آزمودنیها 50 دانشآموز به صورت تصادفی انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (25 نفر) و گروه کنترل (25 نفر) قرار گرفتند. برای هر دو گروه، پیشآزمون اجرا شد. گروه آزمایش مدت 7 جلسهی 75 دقیقهای مشاورهی گروهی انطباقپذیری شغلی اقتباس شده از روش مشاورهی شغلی ساویکاس (هارتونگ و ویس، 2016) را دریافت کردند. در پایان دورهی مشاوره، پسآزمون در هر دو گروه اجرا شد. سپس یک ماه بعد، آزمون پیگیری از هر دو گروه آزمایش گرفته شد. برای سنجش اشتیاق تحصیلی، از پرسشنامهی اشتیاق تحصیلی آرشامبالت و همکاران (2009) استفاده شد. همچنین میانگین نمرات پایانی ترم اول و مستمر ترم دوم بهعنوان پسآزمون و نمرات پایانی ترم دوم، به منظور پیگیری عملکرد تحصیلی دانشآموزان در نظر گرفته شد. نتایج حاصل از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر نشان داد که روش مشاورهی انطباقپذیری شغلی بر اشتیاق تحصیلی و عملکرد تحصیلی تأثیر داشته است و همچنین آزمون مقایسههای زوجی در سه مرحلهی پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری نشان داد که میانگینها در پسآزمون افزایش یافته (۰۱/۰>p) و تا پیگیری ثبات داشته است. نتایج حاصل از پژوهش حاضر بیانگر این است که مشاورهی انطباقپذیری شغلی بر اشتیاق تحصیلی و عملکرد تحصیلی تأثیرگذار است.
جعفر ثمری صفا، مهلا دشتی اصفهانی، مژگان پوردل،
دوره 20، شماره 77 - ( 2-1400 )
چکیده
هدف از انجام این پژوهش تدوین مدل سرزندگی تحصیلی بر اساس ارتباط با مدرسه، جو عاطفی خانواده، انگیزش، خودکارآمدی و درگیری تحصیلی دانشآموزان بود. از نظر روش پژوهش، توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشآموزان پایههای اول و دوم مقطع متوسطه دوم شهر اصفهان در سال 1398-1397 بودند. که از میان آنها به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای، نمونهای به تعداد 375 نفر انتخاب شدند. بهمنظور جمعآوری دادههای موردنیاز تحقیق از ابزار پرسشنامه استفاده شد که شامل مقیاسهای سرزندگی تحصیلی دهقانی زاده وحسینی چاری (2013)، ارتباط با مدرسه پناغی و همکاران (1390)، جو عاطفی خانواده رضویه وسامانی (1379)، خودکارآمدی تحصیلی پاتریک، هیکس و رایان (۱۹۹۷)، مقیاس درگیری تحصیلی ریو (2013) و مقیاس انگیزش تحصیلی هارتر (1981) بود.
نتایج به دست آمده نشان داد در سطح اطمینان 95 درصد تاثیر مستقیم ارتباط با مدرسه بر سرزندگی تحصیلی با ضریب تاثیر 207/0 تایید شد. همچنین درگیری تحصیلی دارای تاثیر بر سرزندگی تحصیلی با ضریب تاثیر 356/0 و خودکارآمدی دارای تاثیر بر سرزندگی تحصیلی با ضریب تاثیر 202/0 است. یافتهها نشان داد که اثرغیرمستقیم ارتباط با مدرسه بر سرزندگی تحصیلی با میانجی گری درگیری تحصیلی تایید میشود که شدت اثر غیر مستقیم برابر با 206/0 است، اثر غیرمستقیم جوعاطفی خانواده بر سرزندگی تحصیلی با میانجیگری درگیری تحصیلی نیز تایید میشود که شدت اثر غیر مستقیم برابر با 055/0 است، همچنین اثر غیرمستقیم انگیزش تحصیلی بر سرزندگی تحصیلی با میانجی گری خودکارآمدی تایید میشود که شدت اثر غیرمستقیم برابر با 084/0 است (05/0>p).
علی سیاه منصوری، عمر یولداشوف،
دوره 20، شماره 80 - ( 12-1400 )
چکیده
هدف از انجام این پژوهش پیشبینی سازگاری اجتماعی و پیشرفت تحصیلی بر اساس سبکهای دلبستگی به والدین در دانشآموزان بود. روش این پژوهش توصیفی _ همبستگی بود . جامعه مورد پژوهش به تعداد(18000نفر)، دانشآموزان دختر و پسر سال اول و دوم دبیرستانهای استان لرستان در سال تحصیلی 93-94 بود که بر روی نمونهای با حجم 364 دانشآموز (200دختر 164 پسر) انجام گرفت. روش نمونهگیری، بهصورت خوشهای چندمرحلهای از بین دانشآموزان انتخاب شد . برای گردآوری دادهها از پرسشنامه سازگاری اجتماعی کالیفرنیا (کلاکو همکاران، 1953) و پرسشنامه سبکهای دلبستگی بزرگسالان هازن و شیور (1897) و برای سنجشپیشرفت تحصیلی از معدل پایان ترم دانشآموزان استفاده شد. دادهها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه (گامبهگام) تحلیل شد. یافتهها: نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین سبک دلبستگی اجتنابی (001/0≥P، 35/0-=r)، سبک دلبستگی اضطرابی (001/0≥P، 29/0-=r) با سازگاری رابطه منفی و معنیداری وجود دارد. همچنین بین سبک دلبستگی ایمن (001/0≥P، 41/0=r)، دلبستگی به مادر (001/0≥P، 35/0=r)، دلبستگی به پدر (001/0≥P، 37/0=r) و دلبستگی به دوستان (001/0≥P، 38/0=r) با سازگاری رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که 31 درصد از واریانس کل سازگاری تحصیلی دانشآموزان توسط سبک دلبستگی اجتنابی (16/0-= β)، سبک دلبستگی اضطرابی (14/0-=β)، دلبستگی ایمن (23/0=β)، دلبستگی به مادر (10/0=β)، دلبستگی به پدر (15/0=β) و دلبستگی به دوستان (09/0=β) تبیین میشود. همچنین 14 درصد از واریانس پیشرفت تحصیلی توسط سبک دلبستگی ایمن (17/0=β)، دلبستگی به پدر (10/0=β) و دلبستگی به دوستان (11/0=β) تبیین میشود. نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که پیوندهای عاطفی نخستین بین کودک و مادر نقش بنیادینی در شکلگیری اعتماد اجتماعی و تداوم روابط عاطفی در دوران بعدی رشد دارد بنابراین تأمین نیازهای دوران کودکی از طریق خانواده و کیفیت روابط والد- کودک، تجربه دلبستگی ایمن خودباوری مثبت را پیریزی میکند بهاینترتیب با موفقیتها در این زمینه، سازگاری اجتماعی حاصل میشود.
ندا رشیدی، محمد سجاد صیدی، علیرضا رشیدی،
دوره 20، شماره 80 - ( 12-1400 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر مشاوره شغلی توان
مبنا بر مکاشفه مسیر شغلی، خودکارآمدی و باورهای ناکارآمد مسیر شغلی فارغالتحصیلان بیکار انجام گرفت. روش: طرح پژوهش، نیمه آزمایشی و از نوع پیشآزمون _ پسآزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعهی مورد پژوهش شامل کلیه فارغالتحصیلان زن بیکار شهرستان اسلامآباد غرب در سال 1396 بود. از جامعه فوق 28 نفر با توجه به معیارهای ورود و خروج از طریق نمونهگیری در دسترس انتخاب و سپس بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 14 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی چهار جلسهی نود دقیقهای، (یک جلسه در هفته) مشاوره شغلی توان مبنا را دریافت کردند و در
این مدت، گروه گواه هیچ مداخلهای دریافت نکرد. برای گردآوری داده
ها از پرسشنامه
ی
مکاشفه مسیر
شغلی، پرسشنامه خودکارآمدی
مسیرشغلی و پرسشنامه افکار
ناکارآمد مسیر شغلی استفاده شده است. تجزیه و تحلیل دادهها با روش تحلیل
کواریانس تک متغیری انجام شد. یافتهها: یافتههای پژوهش در
مرحله پسآزمون و پیگیری نشان داد بین دو گروه آزمایش و گواه از نظر مکاشفه مسیر
شغلی (01/0 P<،99/102=F ؛01/0 P<،66/68=F)، خودکارآمدی مسیر
شغلی (01/0 P<،94/47=F ؛01/0 P<،31/34=F) و باورهای
ناکارآمد مسیر شغلی تفاوت معناداری وجود دارد (01/0 P<،22/88=F ؛01/0 P<،89/7=F) و این تفاوت در
طول زمان (با پیگیری سه ماهه) پایدار است. نتایج: با
توجه
به یافتههای پژوهش میتوان استنتاج کرد که مشاوره شغلی توان مبنا مدلی اثربخش در افزایش مکاشفه مسیر شغلی و خودکارآمدی مسیر
شغلی و کاهش باورهای
ناکارآمد
مسیر شغلی فارغالتحصیلان بیکار است.
سیما لطف نژادافشار، رضا خاکپور، فریده دوکانه ای فرد،
دوره 21، شماره 81 - ( 3-1401 )
چکیده
هدف: هدف از این مطالعه ارائه مدل ساختاری پیشبینی بهزیستی روانشناختی براساس عملکرد خانواده، خوشبینی و تاب آوری با میانجیگری کفایت اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی با مدل معادلات ساختاری بود. از جامعه دانشجویان پردیس علامه طباطبایی ارومیه (ویژه خواهران) و پردیس شهید رجایی ارومیه (ویژه برادران) با روش نمونهگیری در دسترس، 250 نفر انتخاب و پرسشنامههای بهزیستی روانشناختی (ریف، 1989)، عملکرد خانواده مک مستر (اپستاین و همکاران، 1990)، خوشبینی (جهتگیری زندگی) (شییر و کارور، 1985)، تاب آوری (کونور و دیویدسون، 2003)، کفایت اجتماعی (فلنر، 1990) و خودکارآمدی تحصیلی (پاتریک و همکاران، 1997) را تکمیل کردند. یافتهها: یافتهها نشان داد که مدل ساختاری با دادههای گردآوری شده برازش قابل قبول دارد. تاب آوری و خوشبینی و کفایت اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلی به صورت مثبت و معنادار و عملکرد خانواده به صورت منفی و معنادار (01/0>p) بهزیستی روان شناختی را پیشبینی میکردند. کفایت اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلی به صورت مثبت و معنادار (01/0>p) رابطه بین تابآوری و خوشبینی و به صورت منفی و معنادار (01/0>p) رابطه بین عملکرد خانواده و بهزیستی روان شناختی را میانجیگری میکرد. نتیجهگیری: بر اساس نتایج میتوان گفت برنامه آموزشی سرزندگی تحصیلی میتواند راهکار اجرایی مناسبی جهت افزایش خودکارآمدی تحصیلی، بهزیستی روانشناختی، خوش بینی، تاب آوری و کفایت اجتماعی دانشجویان باشد.
حسین هدایت خوزانی، ایلناز سجادیان، احمد عابدی، محمدرضا عابدی،
دوره 23، شماره 89 - ( 4-1403 )
چکیده
هدف: اهمالکاری تحصیلی از جمله مسائل مطرح در حیطه آموزش است که نه تنها آینده تحصیلی دانشآموزان را از ابعاد گوناگون تحت تأثیر قرار میدهد بلکه سرنوشت آنها را درحیطههای گوناگون تعیین خواهد کرد. لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی بسته آموزشی پیشگیری از اهمالکاری تحصیلی ودرمان مبتنی برپذیرش وتعهد بر انگیزه تحصیلی و عملکردتحصیلی دانشآموزان اهمالکارانجام شد.
روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دوره دوم متوسطه مبتلابه اهمالکاری تحصیلی در شهر اصفهان بودند. که از میان آنان 45 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (بسته آموزشی پیشگیری از اهمالکاری تحصیلی، درمان مبتنی بر پدیزش و تعهد) و یک گروه کنترل جایگزین شدند(هرگروه 15 نفر). ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامههای اهمالکاری تحصیلی (سولومون و راثبلوم، 1984)، انگیزش تحصیلی (عبدخدایی و همکاران، 1387) و عملکرد تحصیلی (فام و تیلور، 1999) بود. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد.
نتایج: یافتهها نشان داد بسته آموزشی پیشگیری از اهمالکاری تحصیلی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انگیزه تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانشآموزان اهمالکار تأثیرمعنادراری داشت (001/0>p) و بین دو روش مداخله در این زمینه تفاوت معنی داری وجود دارد. به طوری که بسته آموزشی پیشگیری از اهمالکاری تحصیلی از اثربخشی بیشتری برخوردار بوده است.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش میتوان از بسته آموزشی پیشگیری از اهمالکاری تحصیلی به منظور افزایش انگیزه تحصیلی و بهبود عملکرد تحصیلی دانشآموزان اهمالکار استفاده نمود
ناصر نوروزی، علیرضا حاجی یخجالی، منیجه شهنی ییلاق، مرتضی امیدیان،
دوره 23، شماره 90 - ( 4-1403 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش چشمانداز آینده بر جهتگیری هدف و امید تحصیلی دانشآموزان پسر پایه یازدهم شهر باغملک انجام شد.
روش: طرح پژوهش حاضر آزمایشی از نوع پیشآزمون و پسآزمون و با گروه گواه بود. جامعه این پژوهش شامل کلیه دانشآموزان پسر پایه یازدهم شهر باغملک در سال تحصیلی 1401-1400 بود. از بین این افرد، 48 نفر که ملاکهای ورود به پژوهش را داشتند به روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب و در دو گروه آزمایش (24 نفر) و گواه (24 نفر) جایگذاری شدند. در این پژوهش از پرسشنامه جهتگیری هدف و پرسشنامه امید به تحصیل استفاده شد. پس از اجرای پیشآزمون، گروه آزمایش طی 9 جلسه 60 تا 90 دقیقهای، مداخلهی آموزشی چشمانداز آینده را دریافت کردند. سپس از هر دو گروه پسآزمون گرفته شد.
یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تکمتغیری نشان داد که آموزش چشمانداز آینده بر ابعاد جهتگیری هدف (تسلطگرا، تسلطگریز، عملکردگرا و عملکردگریز) و امید تحصیلی در دانشآموزان پسر پایه یازدهم به صورت معناداری اثر بخش است (005/0>p).
نتیجهگیری: به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش چشمانداز آینده بر جهتگیری هدف و امید تحصیلی اثر بخش است و میتواند برای بهبود وضعیت امید تحصیلی و جهتگیری هدف در دانشآموزان پسر پایه یازدهم استفاده گردد.
حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف، مرضیه دین دوست، ثمین بهارشانجانی،
دوره 23، شماره 92 - ( 12-1403 )
چکیده
هدف: یکی از چالشهای اصلی دانشجویان رشتههای روانشناسی و مشاوره برای شروع فعالیت حرفهایشان، کمبود مهارت در مدیریت جلسات و برقراری ارتباط با مراجع است. از طرفی، عمدهی واحدهای درسی در دانشگاهها به بخش نظری اختصاص داده شده و دورههای عملی مورد کمتوجهی واقع شدهاند؛ در این بین نقش واحد کارورزی برای دانشجویان رشتههای روانشناسی و مشاوره را نمیتوان نادیده گرفت. هدف این پژوهش، شناسایی استانداردهای لازم برای گذراندن دورههای کارورزی از منظر دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشتههای روانشناسی و مشاوره بود.
روش: پژوهش حاضر به روش کیفی از نوع تحلیل مضمون انجام شد. نمونهی مورد مطالعه 13 نفر از دانشجویان تحصیلا تکمیلی روانشناسی و مشاوره شهر تهران بودند. نمونهگیری هدفمند به کار گرفته شد. با افراد مصاحبهی نیمهساختاریافته انجام شد، سپس کلمه به کلمه پیادهسازی شده و دادهها به روش هفت مرحلهای کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه 3 مضمون اصلی شامل ملاکهای لازم برای استاد ناظر، ملاکهای لازم برای محیط آموزشی _ درمانی و تکالیف دانشجو و 11 زیر مضمون شناسایی شد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان میدهد که ارتقای کیفیت کارورزی دانشجویان روانشناسی و مشاوره مستلزم تقویت سه عنصر استاد ناظر، محیط آموزشی _ درمانی مناسب، و مشارکت فعال دانشجو است؛ این امر میتواند با تأمین نظارت کیفی، امکانات کافی و حمایتهای آموزشی و حرفهای، زمینه را برای تربیت بهتر درمانگران آینده فراهم کند.
راضیه امینی، احمد صادقی، پریسا نیلفروشان،
دوره 24، شماره 93 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی مداخلهی مبتنی بر مدل خود مدیریتی شناختی _ اجتماعی مسیر شغلی بر تمایل و هویت کارآفرینی تحصیلی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اصفهان بود.
روش: پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون _ پسآزمون با گروه گواه و گمارش تصادفی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اصفهان (سال تحصیلی 1400-1401) بود که با روش نمونهگیری در دسترس 30 نفر انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (15 نفر) گمارده شدند. برای جمعآوری دادهها از مقیاستمایل و هویت کارآفرینی تحصیلی استفاده شد. برای گروه آزمایش، مداخلهی مبتنی بر مدل خود مدیریتی شناختی _ اجتماعی مسیر شغلی در ده جلسهی 90 دقیقهای اجرا شد و دادهها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره، تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که این مداخله، منجر به افزایش تمایل(01/0 > p، 62/25=F) و هویت کارآفرینی تحصیلی(01/0 > p، 28/19=F) در دانشجویان تحصیلات تکمیلی شده است.
نتیجهگیری: مداخلهی مبتنی بر مدل خود مدیریتی شناختی _ اجتماعی مسیر شغلی، از طریق افزایش خودکارآمدی مقابلهای و فرآیندی، رشد رفتارهای مسیر شغلی انطباقی، تمرکز بر فعالیتهای اکتشاف و طرحریزی مسیر شغلی و تسهیل تاثیرات بافتی و محیطی، سبب میشود تا دانشجویان تمایل بیشتری به مسیر شغلی کارآفرینی تحصیلی داشته باشند و اقدام به ساخت و رشد هویت کارآفرینی تحصیلی کنند.
لیلا ابراهیمی ورزنه، دکتر فاطمه نعمتی سوگلی تپه، پریا فرامرزیان،
دوره 25، شماره 97 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه حمایت اجتماعی ادراکشده با اضطراب تحصیلی دانشآموزان و نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان بود. مطالعه با تمرکز بر سازوکارهای بینفردی و درونفردی، در پی آن بود که نشان دهد چگونه ادراک حمایت از خانواده، دوستان و معلمان میتواند از طریق ارتقای ظرفیتهای تنظیم هیجان، به کاهش اضطراب مرتبط با موقعیتهای امتحان و کنکور منجر شود. روش و ابزار: این پژوهش از نوع همبستگی و با نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای بر روی ۲۱۰ دانشآموز متوسطه دوم و پشتکنکوری شهر اصفهان انجام شد. دادهها پس از اخذ رضایت آگاهانه و رعایت محرمانگی، با رگرسیون چندگانه در نرمافزار SPSS تحلیل گردید. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه اضطراب امتحان ساراسون، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراکشده و نسخه کوتاه مقیاس دشواریهای تنظیم هیجان بودند که اعتبار و پایایی مناسبی داشتند. یافتهها: یافتهها نشان داد حمایت اجتماعی ادراکشده اثر مستقیم منفی و معناداری بر دشواری در تنظیم هیجان دارد. دشواری در تنظیم هیجان نیز اثر مستقیم مثبت و معناداری بر اضطراب تحصیلی نشان داد، تحلیل بوتاستراپ نشان داد اثر غیرمستقیم حمایت اجتماعی بر اضطراب تحصیلی از طریق دشواری در تنظیم هیجان نیز معنادار است و نقش میانجی این متغیر را تأیید میکند. نتیجهگیری: نتایج بیانگر آن است که حمایت اجتماعی ادراکشده با کاهش دشواریهای تنظیم هیجان و اضطراب تحصیلی مرتبط است و بخشی از اثر آن از طریق بهبود مهارتهای تنظیم هیجان اعمال میشود. این یافتهها بر اهمیت تقویت شبکههای حمایتی و آموزش راهبردهای تنظیم هیجان در مداخلات آموزشی و روانشناختی تأکید دارند تا بتوان به طور پایدار اضطراب تحصیلی دانشآموزان را کاهش داد.
ایوب سقزی، حسین غلامی بصیر، مهتاب احمدی، محسن گل محمدیان،
دوره 25، شماره 98 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف: اینکه دانشجویان با چه انگیزههای به تحصیل در رشته روانشناسی و مشاوره اقدام مینماید، از موضوعات جذاب و با اهمیت در ادبیات و فرهنگ رواندرمانی است. هدف پژوهش حاضر واکاوی عوامل مؤثر بر گرایش به تحصیل در مقطع دکتری رشتههای روانشناسی و مشاوره بود. روش: روش پژوهش حاضر کیفی از نوع نظریه دادهبنیاد بود. جامعه هدف کلیه دانشجویان مقطع دکتری رشته روانشناسی و مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن در سال تحصیلی02-1401 بود که با تأکید بر اصل اشباع نظری، 17 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب گردید. ابراز گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمهساختاریافته بود. اطلاعات به دست آمده براساس روش اشتراوس و کوربین (2008) کدگذاری گردید. یافتهها: نتایج پژوهش در قالب 52 کدباز، 22 کد محوری و 5 کد انتخابی قرار گرفت. 5 کد انتخابی شامل: مکانیزم جبران (چشمانداز پزشکی، رقابت، جبران احساس حقارت، تأییدطلبی و نیاز به توجه، حل مشکلات فردی و خانوادگی، آرزوهای ناکام والدین)، میل به برتری (احساس قدرت، اعتبار اجتماعی و صاحب نظر بودن، بلندپروازی، منبع درآمد )، جهانبینی علمی (کنجکاوی، تفکر علمی، سبک آموزگارانه، علاقه مندی متون روانشناسی)، جهانبینی انسانگرایانه (علاقهمندی و نیاز به تعامل با انسان، حس انسان دوستی) و تجربیات رواندرمانی و تحصیل (خشنودی شغلی و رضایت مراجعان، اعتماد به توانمندی خود، ادامه مسیر گذشته، ادراک واماندگی، ارتقای سطح تحصیلی و شغلی، خودشناسی و رشد شخصی) بود. در نهایت مدل با پنج شاخص شرایط علی، شرایط بافتی و زمینهای، شرایط مداخلهگر، راهبردها و پیامدها ارائه شد. نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش میتوان گفت عوامل مؤثر بر گرایش به تحصیل در مقطع دکتری در رشتههای روانشناسی و مشاوره در طیفی از عوامل مبتنی بر رشد تا آسیب قرار دارند.