جستجو در مقالات منتشر شده


22 نتیجه برای تحصیل

لیلا ابراهیمی ورزنه، دکتر فاطمه نعمتی سوگلی تپه، پریا فرامرزیان،
دوره 25، شماره 97 - ( 3-1405 )
چکیده

 هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه حمایت اجتماعی ادراک‌شده با اضطراب تحصیلی دانش‌آموزان و نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان بود. مطالعه با تمرکز بر سازوکارهای بین‌فردی و درون‌فردی، در پی آن بود که نشان دهد چگونه ادراک حمایت از خانواده، دوستان و معلمان می‌تواند از طریق ارتقای ظرفیت‌های تنظیم هیجان، به کاهش اضطراب مرتبط با موقعیت‌های امتحان و کنکور منجر شود. روش و ابزار: این پژوهش از نوع همبستگی و با نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای بر روی ۲۱۰ دانش‌آموز متوسطه دوم و پشت‌کنکوری شهر اصفهان انجام شد. داده‌ها پس از اخذ رضایت آگاهانه و رعایت محرمانگی، با رگرسیون چندگانه در نرم‌افزار SPSS تحلیل گردید. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه اضطراب امتحان ساراسون، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک‌شده و نسخه کوتاه مقیاس دشواری‌های تنظیم هیجان بودند که اعتبار و پایایی مناسبی داشتند. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد حمایت اجتماعی ادراک‌شده اثر مستقیم منفی و معناداری بر دشواری در تنظیم هیجان دارد. دشواری در تنظیم هیجان نیز اثر مستقیم مثبت و معناداری بر اضطراب تحصیلی نشان داد، تحلیل بوت‌استراپ نشان داد اثر غیرمستقیم حمایت اجتماعی بر اضطراب تحصیلی از طریق دشواری در تنظیم هیجان نیز معنادار است و نقش میانجی این متغیر را تأیید می‌کند. نتیجه‌گیری: نتایج بیانگر آن است که حمایت اجتماعی ادراک‌شده با کاهش دشواری‌های تنظیم هیجان و اضطراب تحصیلی مرتبط است و بخشی از اثر آن از طریق بهبود مهارت‌های تنظیم هیجان اعمال می‌شود. این یافته‌ها بر اهمیت تقویت شبکه‌های حمایتی و آموزش راهبردهای تنظیم هیجان در مداخلات آموزشی و روان‌شناختی تأکید دارند تا بتوان به طور پایدار اضطراب تحصیلی دانش‌آموزان را کاهش داد.
ایوب سقزی، حسین غلامی بصیر، مهتاب احمدی، محسن گل محمدیان،
دوره 25، شماره 98 - ( 6-1405 )
چکیده

 هدف: اینکه دانشجویان با چه انگیزه­های به تحصیل در رشته روان­شناسی و مشاوره اقدام می­­نماید، از موضوعات جذاب و با اهمیت در ادبیات و فرهنگ روان­درمانی است. هدف پژوهش حاضر واکاوی عوامل مؤثر بر گرایش به تحصیل در مقطع دکتری رشته­های ­روان­شناسی و مشاوره بود. روش: روش پژوهش حاضر کیفی از نوع نظریه داده­بنیاد بود. جامعه هدف کلیه دانشجویان مقطع دکتری رشته روان­شناسی و مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن در سال تحصیلی02-1401 بود که با تأکید بر اصل اشباع نظری، 17 نفر  به روش نمونه­گیری هدفمند انتخاب گردید. ابراز گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه­ساختار­یافته بود. اطلاعات به دست آمده براساس روش اشتراوس و کوربین (2008) کدگذاری گردید. یافته­ها: نتایج پژوهش در قالب 52 کدباز، 22 کد محوری و 5 کد انتخابی قرار گرفت. 5 کد انتخابی شامل: مکانیزم جبران (چشم­انداز پزشکی، رقابت، جبران احساس حقارت، تأیید­طلبی و نیاز به توجه، حل مشکلات فردی و خانوادگی، آرزوهای ناکام والدین)، میل به برتری (احساس قدرت، اعتبار اجتماعی و صاحب نظر بودن، بلندپروازی، منبع درآمد )، جهان­بینی علمی (کنجکاوی، تفکر علمی، سبک آموزگارانه، علاقه مندی متون روانشناسی)، جهان­بینی انسان­گرایانه (علاقه­مندی و نیاز به تعامل  با انسان، حس انسان دوستی) و تجربیات روان­درمانی و تحصیل (خشنودی شغلی  و رضایت مراجعان، اعتماد به توانمندی خود، ادامه مسیر گذشته، ادراک واماندگی، ارتقای سطح تحصیلی و  شغلی، خودشناسی و رشد شخصی) بود. در نهایت مدل با پنج شاخص شرایط علی، شرایط بافتی و  زمینه­ای، شرایط مداخله­گر، راهبردها و پیامد­ها ارائه شد. نتیجه­گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش می­توان گفت عوامل مؤثر بر گرایش به تحصیل در مقطع دکتری در رشته­های روان­شناسی و مشاوره در طیفی از عوامل مبتنی بر رشد تا آسیب قرار دارند.

صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه علمی پژوهش های مشاوره می باشد.

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Counseling Research