محمود نجفی، نرجس عامری، فاطمه حسنلو،
دوره 25، شماره 97 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر ساختاری سبکهای دلبستگی ناایمن (اجتنابی و دوسوگرا) بر علائم بدریختانگاری بدن دانشآموزان با نقش میانجی ذهنیسازی و شفقت به خود بود.
روش: روش این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشآموزان متوسطه اول و دوم شهر کرج در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونهای متشکل از ۳۹۷ دانشآموز با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی از نوع خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه ترس از تصویر بدن (لیتلتون و همکاران، ۲۰۰۵)، سبکهای دلبستگی (هازن و شیور، 1987)، پرسشنامه ذهنیسازی (دیمیتریویچ و همکاران، 2018) و پرسشنامه شفقت به خود (نف، b2003) بودند. جهت تحلیل دادهها از آزمون همبستگی و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو بعد اجتنابی (15/0=β، 004/0P=) و دوسوگرایی (16/0=β، 002/0P=) دلبستگی ناایمن اثر مستقیم و معناداری بر علائم بدریختانگاری بدن داشتند. همچنین، اثر غیرمستقیم سبکهای دلبستگی ناایمن اجتنابی (199/0=β، 001/0P=) و دوسوگرا (218/0=β، 001/0P=) از طریق متغیرهای میانجی ذهنیسازی و شفقت به خود بر علائم بدریختانگاری بدن تأیید شد و مدل برازش مطلوب داشت.
نتیجه گیری: بر اساس یافتهها، سبکهای دلبستگی ناایمن با تأثیر بر کاهش ذهنیسازی و شفقت به خود، زمینهساز افزایش علائم بدریختانگاری بدن در دانشآموزان میشوند. این نتایج بر لزوم توجه به متغیرهای واسطهای در مداخلات بالینی و آموزشی مرتبط با بدریختانگاری بدن تأکید دارد. پیشنهاد میشود در برنامههای پیشگیرانه و درمانی، تقویت ذهنیسازی و شفقت به خود در کنار توجه به سبکهای دلبستگی ناایمن مدنظر قرار گیرد.
لیلا ابراهیمی ورزنه، دکتر فاطمه نعمتی سوگلی تپه، پریا فرامرزیان،
دوره 25، شماره 97 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه حمایت اجتماعی ادراکشده با اضطراب تحصیلی دانشآموزان و نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان بود. مطالعه با تمرکز بر سازوکارهای بینفردی و درونفردی، در پی آن بود که نشان دهد چگونه ادراک حمایت از خانواده، دوستان و معلمان میتواند از طریق ارتقای ظرفیتهای تنظیم هیجان، به کاهش اضطراب مرتبط با موقعیتهای امتحان و کنکور منجر شود. روش و ابزار: این پژوهش از نوع همبستگی و با نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای بر روی ۲۱۰ دانشآموز متوسطه دوم و پشتکنکوری شهر اصفهان انجام شد. دادهها پس از اخذ رضایت آگاهانه و رعایت محرمانگی، با رگرسیون چندگانه در نرمافزار SPSS تحلیل گردید. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه اضطراب امتحان ساراسون، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراکشده و نسخه کوتاه مقیاس دشواریهای تنظیم هیجان بودند که اعتبار و پایایی مناسبی داشتند. یافتهها: یافتهها نشان داد حمایت اجتماعی ادراکشده اثر مستقیم منفی و معناداری بر دشواری در تنظیم هیجان دارد. دشواری در تنظیم هیجان نیز اثر مستقیم مثبت و معناداری بر اضطراب تحصیلی نشان داد، تحلیل بوتاستراپ نشان داد اثر غیرمستقیم حمایت اجتماعی بر اضطراب تحصیلی از طریق دشواری در تنظیم هیجان نیز معنادار است و نقش میانجی این متغیر را تأیید میکند. نتیجهگیری: نتایج بیانگر آن است که حمایت اجتماعی ادراکشده با کاهش دشواریهای تنظیم هیجان و اضطراب تحصیلی مرتبط است و بخشی از اثر آن از طریق بهبود مهارتهای تنظیم هیجان اعمال میشود. این یافتهها بر اهمیت تقویت شبکههای حمایتی و آموزش راهبردهای تنظیم هیجان در مداخلات آموزشی و روانشناختی تأکید دارند تا بتوان به طور پایدار اضطراب تحصیلی دانشآموزان را کاهش داد.