367 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
راضیه امینی، احمد صادقی، پریسا نیلفروشان،
دوره 24، شماره 93 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی مداخلهی مبتنی بر مدل خود مدیریتی شناختی _ اجتماعی مسیر شغلی بر تمایل و هویت کارآفرینی تحصیلی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اصفهان بود.
روش: پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون _ پسآزمون با گروه گواه و گمارش تصادفی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اصفهان (سال تحصیلی 1400-1401) بود که با روش نمونهگیری در دسترس 30 نفر انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (15 نفر) گمارده شدند. برای جمعآوری دادهها از مقیاستمایل و هویت کارآفرینی تحصیلی استفاده شد. برای گروه آزمایش، مداخلهی مبتنی بر مدل خود مدیریتی شناختی _ اجتماعی مسیر شغلی در ده جلسهی 90 دقیقهای اجرا شد و دادهها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره، تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که این مداخله، منجر به افزایش تمایل(01/0 > p، 62/25=F) و هویت کارآفرینی تحصیلی(01/0 > p، 28/19=F) در دانشجویان تحصیلات تکمیلی شده است.
نتیجهگیری: مداخلهی مبتنی بر مدل خود مدیریتی شناختی _ اجتماعی مسیر شغلی، از طریق افزایش خودکارآمدی مقابلهای و فرآیندی، رشد رفتارهای مسیر شغلی انطباقی، تمرکز بر فعالیتهای اکتشاف و طرحریزی مسیر شغلی و تسهیل تاثیرات بافتی و محیطی، سبب میشود تا دانشجویان تمایل بیشتری به مسیر شغلی کارآفرینی تحصیلی داشته باشند و اقدام به ساخت و رشد هویت کارآفرینی تحصیلی کنند.
هلیا بهروزنیا، کیوان صالحی، یاسر مدنی، سمیه شاهمرادی،
دوره 24، شماره 93 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف: رواندرمانی تکجلسهای شیوهای است که با هدف رسیدگی به مسائل مراجع در کوتاهترین زمان ممکن طراحی شده و بر کارایی و استفاده حداکثری از زمان تاکید دارد. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی رواندرمانی تکجلسهای بر صمیمیت زناشویی انجام شد.
روش: این مطالعه با استفاده از روشهای آمیخته تبیینی انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی زوجهای مراجعهکننده به کلینیک بهزیست تهران در سال 1402 با مشکلات زناشویی بودند که از بین آنها 30 زوج به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. در بخش کمّی، تأثیر این مداخله با روش شبهآزمایشی، طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه گواه و استفاده از مقیاس صمیمیت زناشویی واکر و تامپسون (1983) در زوجها بررسی و تحلیل شد. در بخش کیفی نیز با همان افراد گروه آزمایش مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام و دادهها با روش پدیدارشناسی توصیفی وبه شیوه کلایزی تحلیل شد.
یافتهها: نتایج بخش کمّی نشان داد که رواندرمانی تکجلسهای بهطور معناداری بر بهبود صمیمیت زناشویی تأثیر دارد. (0.05P ≤ ) یافتههای بخش کیفی نیز حاکی از بهبود صمیمیت زوجهایی بوده که این تغییرات با خردهمقیاسها و سؤالات پرسشنامه صمیمیت زناشویی همسو و نتایج کمّی را تبیین مینمایند.
نتیجهگیری: این پژوهش نشان میدهد که رواندرمانی تکجلسهای میتواند به عنوان رویکردی عملی، کوتاهمدت و مؤثر برای بهبود صمیمیت زناشویی مورد استفاده قرار گیرد و نتایج آن میتواند برای درمانگران و محققان آینده مفید بوده و زوجها را به بهرهگیری از این شیوه برای ایجاد صمیمیت بیشتر در زندگی مشترکشان ترغیب نماید.
هانیه هنری فتوت، محسن گلمحمدیان، محسن حجت خواه،
دوره 24، شماره 93 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر واکاوی تجربه زیسته دانشآموزان موفق در تصمیمگیری شغلی میباشد.
روش: روش پژوهش کمی _کیفی است. در بخش کمی، از پرسشنامه تصمیمگیری شغلی بتزو تایلور(۱۹۸۳) برای شناسایی دانشآموزان موفق در تصمیمگیری شغلی و در بخش کیفی(نظریه زمینه ای)، از مصاحبه عمیق برای بررسی تجربیات دانشآموزان موفق در تصمیمگیری شغلی، استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشآموزان دختر در پایه یازدهم و دوازدهم در سال تحصیلی ۱۴۰۱_۱۴۰۲ در شهر کرمانشاه است و شیوهی نمونهگیری در مرحله کمی با هدف شناسایی دانشآموزان موفق در تصمیمگیری شغلی به صورت خوشهای تصادفی انجام شد، که ۲۰۰ دانشآموز پرسشنامه تصمیمگیری شغلی را تکمیل کردند. در مرحله دوم نمرات دانشآموزان محاسبه و کسانی که نمره بالاتر از یک انحراف معیار کسب کردند به عنوان دانشآموزان موفق در تصمیمگیری شغلی شناسایی شدند، و با ۱۵ نفر از آنها مصاحبه عمیق به عمل آمد که در دو مصاحبه آخر اطلاعات جدیدی به دست نیامد و دادهها به اشباع رسید.
یافتهها: پس از بررسی و کد گذاری دادههای هر گروه در سه مرحله کد گذاری باز، محوری و انتخابی در مجموع ۴۲ مفهوم در رابطه با تجربیات دانشآموزان موفق در تصمیمگیری شغلی به دست آمد که در قالب ۱۰ کد محوری دسته بندی شدند و در نهایت در ۳ کد انتخابی: خودشناسی، عوامل محیطی و شغل شناسی طبقه بندی شدند.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش میتوان گفت شناخت دانشآموز از خود، شغلی که در نظر دارد و محیطی که در آن قرار دارد، در تصمیمگیری شغلی او نقش بسزا و تاثیر گذاری دارند.
الهه پاک سرشت، دکتر کوثر دهدست،
دوره 24، شماره 93 - ( 1-1404 )
چکیده
اهداف: با توجه به لزوم تبیین معیارهای انتخاب همسر با در نظر گرفتن نیاز روز جامعه ایرانی، این پژوهش به مطالعه تجربه زیسته دختران جوان از معیارهای انتخاب همسر مبتنی بر رویکرد سهم گذاری برخاسته از هستیشناسی اسلامی پرداخته است.
روش: با روش پدیدارشناسی در فرایند نمونهگیری با 16 نفر از دختران جوان متأهلی که شاخصهای سبک زندگی سهمگذارانه شامل احساس آرامشدهندگی و رشددهندگی، عاملیت، روابط تکوین بخش و... در زندگی آنها وجود داشت، با روش هدفمند، مصاحبه نیمهساختاریافته انجام شد. مصاحبهها تا اشباع نظری ادامه یافت و کدگذاری صورت گرفت.
یافتهها: سه معیار اصلی انتخاب همسر، قبل از ازدواج، برای رسیدن به «منِ مطلوب سهم گذار در زندگی زوجی بعد از ازدواج» بدست آمد. معیار اول «شاخصهای نگرشی توسعهبخش و آرامشزا در زوجها»، معیار دوم «آگاهی و آمادگی پیرامون شاخصهای شباهتزا و تفاوتزا» و معیار سوم «آگاهی از مسیرهای رشد و بلوغ شخصی» احصا شد.
نتیجهگیری: معیارهای انتخاب همسر مبتنی بر رویکرد سهمگذاری میتواند افق فکری دختران را درباره ازدواج گسترش دهد و به انتخاب عاقلانه همسر کمک کند.
فاطمه کافی نیا، خانم طیبه شریفی، آقای احمد غضنفری،
دوره 24، شماره 93 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان ذهنآگاهی مبتنی بر شفقت و ذهنیسازی بر تابآوری مادران دارای کودک با نارسایی هوشی آموزشپذیر انجام شد.
روش: این پژوهش به روش نیمهآزمایشی و با استفاده از طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعهی آماری شامل مادران کودکان با نارسایی هوشی آموزشپذیر شهر فارسان در نیمه دوم سال 1402 بود که به روش نمونهگیری در دسترس تعداد 45 نفر از آنها انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه (15 نفر در هر گروه) گمارده شدند. سپس گروه آزمایش اول تعداد 8 جلسه 90 دقیقهای درمان ذهنآگاهی مبتنی بر شفقت و گروه آزمایش دوم 8 جلسه 90 دقیقهای درمان ذهنیسازی را دریافت کردند، در حالیکه گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکردند. ابزار اندازهگیری پژوهش پرسشنامه تابآوری (کانر و دیویدسون، 2003) و مصاحبهی بالینی کوتاه بود. دادههای پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد هر دو روش مداخله ذهنیسازی (001/0> P) و ذهنآگاهی (001/0> P) بر افزایش میانگین تابآوری و زیر مقیاسهای آن تاثیر پایدار داشتند، ضمن اینکه مشخص شد بین اثربخشی درمان ذهنآگاهی مبتنی بر شفقت و ذهنیسازی بر تابآوری و زیر مقیاسهای آن تفاوت معنیداری وجود ندارد (05/0<P).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش، نتیجهگیری شد که میتوان با استفاده از هر دو روش درمان، تابآوری مادران دارای کودک با نارسایی هوشی آموزشپذیر را افزایش داد.
صادق کثیر، عباس امان الهی، غلامرضا رجبی، ذبیح اله عباس پور،
دوره 24، شماره 93 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف: اگر چه ناباروری به عنوان یک بیماری تهدیدکنندهی زندگی طبقهبندی نمیشود، اما یک بحران در زندگی است که پیامدهایی را در زمینههای روانی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی به دنبال دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین پیامدهای ناباروری بر مردان نابارور با تأکید بر عملکرد جنسی انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع کیفی و با روش داده بنیاد انجام شد. از اینرو با 14 نفر از مردان ناباروری که در طول سال 1402 به دنبال درمان ناباروری خود بودند با روش نمونهگیری هدفمند مصاحبهی نیمهساختاریافتهای انجام شد و یافتههای آن به ترتیب با روش استراوس و کوربین (1999) و سه روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: تحلیل دادهها منجربه شناسایی 25 کد باز و 4 مقولهی اصلی شد که در 2 کد محوری رهآوردهای فردی و رهآوردهای زوجی دستهبندی شدند. یافتهها نشان داد که ناباروری تأثیر منفی بر عملکرد جنسی مردان نابارور نابارور دارد و این تأثیر منفی پیامدهای فردی و زوجی را برای این افراد به همراه دارد. رهآوردهای زوجی ناباروری بر مردان نابارور شامل رنجها و دشواریهای عاطفی- رابطهایِ متأثر از زندگی عاری از فرزند و درماندگی در مدیریت تعارضات جنسی زوجی بود. همچنین رهآوردهای فردی شامل سختیها و مشکلات جنسی متأثر از زندگی عاری از فرزند و اندوه ناشی از نارضایتی جنسی بود.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که ناباروری پیامدهای منفی بر عملکرد جنسی مردان نابارور دارد. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که ناباروری منجر به بروز اختلالاتی همچون کاهش میل جنسی، انزال زودرس و اختلال در نعوظ در مردان نابارور میشود. همچنین کاهش کیفیت رابطهی جنسی و کاهش فراوانی مقاربت از پیامدهای دیگر ناباروری بر عملکرد جنسی در بعد فردی بود که مجموعهی این چالشها در عملکرد جنسی، منجر به نارضایتی جنسی و به تبع آن غم و اندوهی در مشارکتکنندگان در پژوهش شده بود. تجربهی رنجها و دشواریهای عاطفی-رابطهای و درماندگی در مدیریت تعارضات زوجی، رهآوردهای زوجی شناسایی شده در پژوهش حاضر بود. یافتههای پژوهش حاضر میتوانند به عنوان پیشنهاداتی برای ارجاع افراد یا زوجهای نابارور به یک متخصص سلامت جنسی و روابط جنسی مورد استفاده قرار گیرد.
مریم صیادشیرازی، خانم ناعمه نوری،
دوره 24، شماره 93 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف: ازدواج به عنوان نهادی اجتماعی کلیدی، با چالشهای زندگی مدرن مواجه است که ضرورت مشاوره پیش از ازدواج را برجسته میکند. این پژوهش با هدف واکاوی خلاءهای مشاوره پیش از ازدواج از نگاه صاحبنظران، به شناسایی نقاط ضعف و ارائه راهکارهایی برای بهبود کیفیت و اثربخشی این خدمات میپردازد.
روش: پژوهش حاضر، کیفی با رویکردی اکتشافی و باکارگیری روش کیفی تحلیل مضمون بود. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 15 شرکتکننده (10 زن و 5 مرد) جمعآوری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون استفاده شد.
یافتهها: پس از تحلیل دادهها، گزارههای معنادار در قالب 120 مضمون پایه، 5 مضمون سازماندهنده و 16 مضمون فراگیر دستهبندی شدند. پنج مضمون سازماندهنده شامل الزامات مشاوره پیش از ازدواج، زمینههای مناسب در ارتقای مشاوره، چالشها و خلاءهای موجود، استراتژیها و راهبردهای لازم، و پیامدهای مشاوره پیش از ازدواج شناسایی بود.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که ارتقای اثربخشی مشاوره پیش از ازدواج در ایران نیازمند تطبیق مدلهای معتبر بینالمللی با شرایط فرهنگی، استانداردسازی خدمات مشاوره، مشارکت نهادهای سیستمی، استفاده از فناوری هدفمند، و رفع چالشهای فرهنگی-ساختاری است تا بتواند نرخ طلاق را کاهش داده و روابط زناشویی پایدار و سالمی را در جامعه تقویت کند.
نرجس عامری، محمود نجفی،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش ذهنآگاهی مبتنی بر خودشفقتورزی بر خودانتقادگری، شرم و انگ درونی در افراد وابسته به مواد بود.
روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعهآماری پژوهش شامل تمامی بیماران وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعهکننده به مرکز ترک اعتیاد سروش شهر شاهرود در سال 1403 بود. از این بین 32 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر) قرار گرفتند. شرکتکنندگان هر دو گروه مقیاس سطوح خودانتقادی گیلبرت و همکاران (2004)، مقیاس شرم بیرونی گاس و همکاران (1994) و مقیاس انگ مصرف مواد لوما و همکاران (2010) را در پیشآزمون و پسآزمون تکمیل کردند. آموزش ذهنآگاهی مبتنی بر خودشفقتورزی در 8 جلسه 90 دقیقهای با فراوانی یک جلسه در هفته بر روی گروه آزمایش اجرا شد. دادهها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که بین دو گروه تفاوت معنیداری وجود دارد و آموزش ذهنآگاهی مبتنی بر خودشفقتورزی میتواند باعث کاهش مولفههای خودانتقادی شامل خودناکافی (22/21=F، 001/0P=)، خودمنفور (24/23=F، 001/0P=) و خوداعتمادی (21/31=F، 001/0P=)؛ مولفههای احساس شرم شامل احساس حقارت (31/30=F، 001/0P=)، احساس پوچی (51/14=F، 001/0P=) و شرمساری از انجام اشتباه (70/8=F، 007/0P=) و متغیر انگ درونی (11/9=F، 006/0P=) در افراد وابسته به مواد گردد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده، متخصصین حوزهی اعتیاد میتوانند با استفاده از آموزش ذهنآگاهی مبتنی بر خودشفقتورزی بر بهبود خودانتقادگری، شرم و بهبود انگ درونی تأکید کنند.
امید محمدی، معصومه اسمعیلی،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده
هدف: رشد و تکامل مشاوران فرآیندی پیوسته و مادامالعمر است. از این رو هدف پژوهش تبیین فرآیند رشد و تعالی مشاوران خانواده بود.
روش: این پژوهش کیفی، از نوع فراتحلیل کیفی و جمعیت مورد مطالعه مقالات فارسی و لاتین حوزه رشد و تعالی مشاوران خانواده بود. در این پژوهش، 107 مقاله کیفی فارسی و انگلیسی بررسی شد که از میان آنها، 18 مقاله بهطور کامل مرتبط شناسایی شدند. مقالات مرتبط از طریق جستوجوی گسترده در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Google Scholar، Scopus، Web of Science، سید، نورمگز و مگیران انتخاب شدند. تحلیل دادهها به روش مرور نظاممند و با استفاده از فرآیند تحلیل مضمون بر اساس روش توماس و هاردن، شامل سه مرحله کدگذاری آزاد، سازماندهی کدها به مضامین توصیفی و در نهایت ایجاد مفاهیم تحلیلی انجام گرفت.
یافتهها: تحلیل مضامین موجود در پژوهشهای کیفی منجر به شناسایی 4 مضمون اصلی، 13 مقوله فرعی و 230 زیرمقوله شد. مضامین اصلی شامل «آغاز و جهتگیری؛ فعالیت و کاوشگری؛ انتقال و پیگیری؛ ادغام و همافزایی» بودند و مقولات فرعی شامل این موارد بود: «یاریرسان غیرحرفهای؛ دانشجوی مبتدی و خودتردیدی؛ درک فلسفه و ارتقاء دانش حرفهای؛ عملکرد در سطح پایه؛ ورود به مسیر کارآموزی و دریافت نظارت؛ برچسبزنی به خود به عنوان یک متخصص حرفهای؛ عملکرد در سطح حرفهای نوپا؛ درک بافتاری از جامعه حرفهای؛ عملکرد در سطح حرفهای باتجربه؛ تعمیق مکاشفه شخصی و شغلی؛ یکپارچگی خود فردی و حرفهای؛ از خودفراروی و خود تعالیبخشی؛ رسالتمحوری».
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که حس مسئولیت و اعتماد به نفس در دوران آموزش به مشاوران کمک میکند تا صدای منحصر به فرد خود را در حرفه پیدا کنند و به یکپارچگی بین خودِ شخصی و حرفهای دست یابند.
عبدالباسط محمودپور، آسیه شریعتمدار،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی و اثربخشی آن بر احساس شکست و تحمل پریشانی سالمندان بود.
روش: مطالعه حاضر طی دو مرحله انجام شد. ابتدا بسته مشاورهای سازگاری با آشیانه خالی تدوین و برای اعتباریابی آن از اعتبار محتوایی استفاده شد. سپس در این پژوهش برای سنجش اثربخشی بسته از طرح تجربی تک موردی یا تک آزمودنی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را سالمندان آشیانه خالی شهر تهران در سال 1401 تشکیل داده و نمونهگیری بهصورت در دسترس بوده است. نمونهها شامل 3 خانم سالمند آشیانه خالی مراجعهکننده به سرای محلههای شهرآرا و قلهک بودند که نمره بالایی در احساس شکست داشتند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامهی تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) و احساس شکست (گیلبرت و آلن، 1998) استفاده شد. بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی در 9 جلسه 60 دقیقهای بافاصله 1 هفته بین جلسات ارائه شد. روش تحلیل دادهها بهصورت تحلیل نگارهای بود و برای به دست آوردن اثربخشی بسته سازگاری یا آشیانه خالی از فرمول درصد بهبودی استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی باعث کاهش احساس شکست و افزایش تحمل پریشانی سالمندان آشیانه خالی شده است.
نتیجهگیری: باتوجه به اینکه بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی یک بسته مبتنی بر تجارب زیسته سالمندان آشیانه خالی است کمک میکند تا سالمندان بتوانند تحمل پریشانی بیشتری را تجربه و همچنین میزان احساس شکست آنها کاهش پیدا کند.
مطهره نوروزی، محمدسجاد صیدی، علیرضا رشیدی،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده
هدف: سندروم آشیانه خالی نوعی احساس غم و تنهایی است که والدین یا سرپرستان پس از ترک خانه توسط فرزندان تجربه میکنند. این پژوهش با هدف واکاوی راهبردهای مقابلهای والدین درگیر این سندروم که از بهزیستی روانشناختی بالایی برخوردارند، انجام شد.
روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی اجرا شد. در سال 1402، 137 نفر از والدین شهرستان اسلامآباد غرب به «مقیاس بهزیستی معنوی» (دهشیری و همکاران، 1392) پاسخ دادند. از میان آنان، 23 نفر که نمرهای بالاتر از یک انحراف معیار نسبت به میانگین کسب کرده بودند، انتخاب شدند و در نهایت، 13 نفر با استفاده از نمونهگیری هدفمند و بر اساس ملاکهای ورود در مطالعه شرکت کردند. دادهها از طریق مصاحبههای بیساختار گردآوری و با روش کولایزی در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.
یافتهها: تحلیل تجارب شرکتکنندگان منجر به شناسایی 251 کد باز، 39 کد محوری و 3 کد انتخابی شامل راهبردهای مقابلهای فردی، خانوادگی و اجتماعی شد.
نتیجه گیری: بهرهگیری از راهبردهای فردی مانند خودآگاهی و مثبتاندیشی، راهبردهای خانوادگی همچون تقویت ارتباط و همدلی، و راهبردهای اجتماعی از جمله مشارکت در فعالیتهای مذهبی و اجتماعی میتواند به کاهش علائم سندروم آشیانه خالی و سازگاری بهتر والدین کمک کند.
فاطمه بیات، ابوالفضل حاتمی ورزنه، فاطمه جهانبخشی،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده
هدف: در برخی روابط زناشویی، علیرغم حفظ ثبات ساختاری نهاد خانواده، سطح رضایت عاطفی و روانی زوجها در حداقل ممکن قرار دارد. این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر ماندگاری زنان در ازدواجهای پایدار اما نارضایتمند میپردازد. روش: پژوهش حاضر به روش کیفی از نوع رویکرد قراردادی انجام شد و دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با ۱۳ زن که حداقل ۲۰ سال در ازدواج خود باقی ماندهاند، اما از زندگی مشترکشان ناراضی بودند، جمعآوری گردید. یافتهها: نتایج تحلیل محتوای دادهها نشان داد که عوامل اقتصادی، فرزندان، خانواده، باورهای فرهنگی و اجتماعی، ویژگیهای شخصیتی فردی و عوامل مربوط به همسر، مهمترین دلایل تداوم این ازدواجها هستند. وابستگی مالی، نگرانی درباره آینده فرزندان، فشارهای اجتماعی، نداشتن مهارتهای لازم برای استقلال، و تغییرات مثبت در رفتار همسر از جمله عواملی بودند که موجب ماندگاری زنان در این شرایط شدند. نتیجه گیری: به نظر میرسد ماندگاری زنان در ازدواجهای پایدار اما نارضایتمند تحت تأثیر مجموعهای از عوامل درونی و بیرونی همچون وابستگی اقتصادی، نقش فرزندان در تصمیمگیری، فشارهای خانوادگی و اجتماعی، باورهای فرهنگی، ویژگیهای شخصیتی فردی و تغییرات در رفتار همسر، به عنوان عوامل کلیدی قراردارد که هیچ یک از این عوامل به تنهایی تعیینکننده ماندن یا رفتن نیستند، بلکه ترکیب آنها است که میتواند بر تصمیم زن در ماندن در ازدواج تأثیر بگذارد. با توجه به این یافتهها، درک عمیقتر از این ابعاد میتواند به برنامههای مشاورهای و مداخلات اجتماعی کمک کند تا نیازها و چالشهای زنان در چنین موقعیتهایی بهتر شناسایی شود.
جمشید جراره، محمدحسین بابازاده،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی مدیریت دفاعهای تاکتیکی مبتنی بر رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاهمدت (ISTDP) در کاهش اضطراب و افسردگی دانشجویان انجام شد.
روش: طرح پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با پیشآزمون - پسآزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان در حال تحصیل دانشگاه شهید رجایی تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بودند. نمونه مورد مطالعه در پژوهش حاضر ۱۴ نفر بودند که به روش نمونهگیری در دسترس و از طریق فراخوان انتخاب و پس از تکمیل پرسشنامههای افسردگی بک (1996)، اضطراب بک (1988) و مصاحبه بالینی اولیه بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۷n=) و کنترل (۷n=) گمارش شدند. شرکتکنندگان پرسشنامههای اضطراب و افسردگی بک را قبل و بعد از مداخله آزمایشی تکمیل نمودند. گروه آزمایش در ۶ جلسه دوره مدیریت دفاعهای تاکتیکی مبتنی بر رواندرمانی گروهی پویشی فشرده و کوتاهمدت (ISTDP) شرکت نمودند ولی گروه کنترل مداخله خاصی دریافت نکرد. دادهها به وسیله تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد که مدیریت دفاعهای تاکتیکی مبتنی بر رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاهمدت (ISTDP) موجب کاهش اضطراب و افسردگی دانشجویان شده است (۰۵/۰p<).
نتایج: نتایج حاکی از آن است که استفاده از مدیریت دفاعهای تاکتیکی مبتنی بر رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاهمدت (ISTDP) در کاهش اضطراب و افسردگی دانشجویان مؤثر میباشد
ندا مظلوم پور، محمدمسعود دیاریان، نیره آرین فر،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده
هدف: طلاق والدین بهعنوان یک رویداد پیچیده خانوادگی، تأثیرات عمیقی بر تحول دلبستگی دختران نوجوان دارد و بررسی تجارب زیسته آنها برای طراحی مداخلات حمایتی ضروری است. از اینرو هدف پژوهش حاضر بررسی تجارب زیسته دختران نوجوان در زمینه تحول دلبستگی در بستر طلاق والدین بود.
روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. نمونهگیری هدفمند از 28 دختر نوجوان 14 تا 16 ساله که در 5 سال گذشته طلاق والدین را تجربه کرده بودند، در شهر اصفهان انجام گرفت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق (بهطور متوسط 50 دقیقه) جمعآوری و با روش کلایزی تحلیل شدند. اعتبار تحلیل با استفاده از بازبینی توسط مشارکتکنندگان و بازبینی توسط همکار تأیید شد.
یافتهها: تحلیل دادهها سه مضمون فراگیر را شناسایی کرد: 1) مرحله پیش از طلاق: گسست پایههای دلبستگی ایمن با تزلزل عاطفی و بیثباتی خانوادگی؛ 2) در تلاطم طلاق: پدیدآیی دلبستگی پاندولی با نوسان عاطفی و تعارض وفاداری؛ 3) دوران پس از طلاق: جستوجوی منابع جدید دلبستگی با گسست از منابع اولیه و گرایش به دلبستگیهای جبرانی. این مضامین نشاندهنده تأثیر عمیق طلاق بر روابط دلبستگی و هویت عاطفی نوجوانان بودند.
نتیجهگیری: یافتهها حاکی از آن است که طلاق والدین، فرایندی چندمرحلهای و پویا در تحول دلبستگی دختران نوجوان ایجاد میکند که با چالشهای عاطفی، هویتی و اجتماعی همراه است. این مطالعه بر لزوم توسعه مداخلات روانشناختی هدفمند برای تقویت امنیت عاطفی و حمایت اجتماعی این گروه تأکید دارد و چارچوبی کیفی برای درک عمیقتر این تجارب و طراحی برنامههای بومی مشاوره و حمایت خانوادگی ارائه میدهد.
کیومرث فرحبخش،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده
هدف: انحرافات جنسی و خیانت زناشویی از عوامل آسیبرسان به پایداری رابطه زوجها محسوب میشوند. هدف این مقاله ارائه یک مدل مفهومی نوین با عنوان «رشد انحصار جنسی» است که تبیین میکند چگونه رشد جنسی سالم میتواند به محدود شدن تمایل جنسی فرد به رابطه متعهدانه با همسر منجر شود و احتمال رفتارهای جنسی آسیبزا را کاهش دهد.
روش: روش پژوهش در این مقاله تدوین یک مدل مفهومی بر اساس تجربه نویسنده طی 30 سال کار را افراد مبتلا به انحراف جنسی و خیانت زناشویی و کاربرد نظریهها مربوطه در این زمینه بوده است.
یافتهها: بر اساس حمع بندی نتایج کار با مراجعین دارای سابقه انحراف جنسی و خیانت زناشویی این نتیجه بدست آمد که بلوغ جنسی صرفاً به تغییرات زیستی محدود نمیشود و به عنوان فرآیندی چندبعدی شامل رشد شناختی، هیجانی، اخلاقی و خودتنظیمی در نظر گرفته میشود. بر اساس ادبیات نظری و شواهد بالینی نویسنده، مدل ارائهشده شامل ده مرحله تحولیابنده است که طی آن محرکهای جنسی ناهمخوان بهتدریج حذف شده و تمرکز جنسی فرد بر رابطه همسرمحور شکل میگیرد. این مقاله ضمن مرور دیدگاههای روانتحلیلی، تکاملی، دلبستگی و یادگیری در زمینه انحرافات جنسی، تبیین میکند که تجارب جنسی زودرس و کاستیهای تربیتی میتوانند رشد انحصار جنسی را مختل سازند و زمینهساز احتمال خیانت زناشویی در آینده شوند.
نتیجهگیری: در پایان، پیامدهای این مدل برای مشاوره پیش از ازدواج و ضرورت انجام پژوهشهای تجربی برای آزمونپذیری آن مطرح شده است. |
یعقوب وردی، حسیناحمد برآبادی، هادی عباسی،
دوره 24، شماره 95 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: افراد در مواجهه با شرایط استرسزا از شیوههای مقابلهای گوناگونی استفاده میکنند. شیوههای مقابلهای مؤثر میتوانند تأثیر عوامل استرسزا را کاهش داده و از عوارض کوتاهمدت و بلندمدت استرس جلوگیری کنند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی شیوههای مقابله زوجی پرستاران شاغل در بخش مراقبتهای ویژه بیماران حاد تنفسی انجام شد. ▐روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکتکنندگان پژوهش شامل ۱۰ نفر از پرستاران شاغل در بخش مراقبتهای ویژه بیماران حاد تنفسی در بیمارستان رسول اکرم (ص) شهرستان کلاله در سال ۱۴۰۱ بودند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختاریافته و برای تحلیل دادهها از روش کلایزی استفاده شد. ▐یافتهها: تحلیل دادهها منجر به استخراج ۱۳۶ کد اولیه شد. کدهای اولیه براساس شباهت معنایی، در ۳۳ مضمون فرعی طبقهبندی شدند و سپس مضامین فرعی مرتبط با یکدیگر در ۶ مضمون اصلی دستهبندی شدند که عبارتاند از: رفتارهای حمایتی و سازنده، حفظ و تقویت پیوندهای دلبستهمدار، رفتارهای مراقبتی، گنجاندن برنامههای مفرح در برنامه زندگی، بسترسازی مناسب برای پاسخگویی به نیازهای فیزیولوژیکی و حمایتهای معنوی. ▐نتیجهگیری: اظهارات مشارکتکنندگان نشان داد که حمایتهای معنوی و رفتارهای دلبستهمدار و حمایتی همسران نقش مؤثری در حفظ و تقویت روحیه پرستاران در هنگام شیفتهای متعدد کاری ایفا کرده است. همچنین، رفتارهای مراقبتی و بهداشتی همسران باعث پیشگیری از ابتلای پرستاران به بیماریهای حاد تنفسی گردیده و ایجاد فضایی مناسب و آرام برای استراحت و رفع خستگی پرستاران را فراهم آورده است. مضامین شناساییشده در این پژوهش میتواند برای طراحی و اجرای برنامههای پیشگیرانه و مداخلهای در شرایط استرسزا مورد استفاده قرار گیرد.
مرضیه جلالی، فاطمه سمیعی، پریسا نیلفروشان، علی ذاکری،
دوره 24، شماره 95 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: با توجه به فقدان چارچوبهای آیندهنگر و چندسطحی برای تبیین آرزوهای مسیر شغلی نوجوانان در شرایط ناپایدار آینده کار، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر و الگوهای نوظهور این آرزوها در افق ۲۰۵۰ انجام شد؛ بهگونهای که تعامل عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناورانه، حقوقی، زیستمحیطی و روانشناختی در چارچوب مدل توسعهیافته PESTEL-P تحلیل شود. ▐روش و ابزار: این مطالعه با رویکرد ترکیبی و اکتشافی انجام گرفت و شامل تحلیل نظرات متخصصان و مرور حیطهای ادبیات علمی بود. در بخش کیفی، ۱۴ متخصص از حوزههای مرتبط بهصورت هدفمند انتخاب و با آنها مصاحبه نیمهساختاریافته انجام شد. در بخش مرور حیطهای، ۱۶ مقاله نمایهشده در پایگاه اسکوپوس (۲۰۰۰-۲۰۲۴)، پس از اعمال ملاکهای ورود و خروج تحلیل شدند. دادهها با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند. ▐یافتهها: پنج الگوی نوظهور شناسایی شد: (۱) تغییر معنایی آرزوها از منزلتهای پایدار به موفقیتهای فوری و نمادین؛ (۲) فشارهای اقتصادی و تضعیف انسجام هویت شغلی؛ (۳) نقش برجسته فناوری، رسانه و هویتهای مجازی؛ (۴) کاهش مرجعیت خانواده و نهادهای آموزشی و تقویت الگوگیری رسانهای؛ و (۵) شکاف میان سیاستگذاری رسمی و واقعیتهای نسلی و پیامدهای آن بر انتخابهای شغلی ناپایدار. ▐نتیجهگیری: آرزوهای مسیر شغلی نوجوانان از اهداف سنتی و معنامحور به مسیرهای فناورانه، رسانهای و کوتاهمدت در حال گذار است و این تحول، ضرورت بازنگری در سیاستهای آموزشی، مهارتآموزی و مشاوره مسیر شغلی را برجسته میسازد
رضوان امین الرعایا، حسن زارعی مجمودآبادی، ماریه دهقان منشادی، فهیمه دهقانی،
دوره 24، شماره 95 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: خانوادههای ترکیبی بهدلیل ساختار متفاوت و چالشهای ارتباطی خاص، میتوانند زمینهساز فشارهای هیجانی و شناختی در نوجوانان باشند. آموزشهای خودیاری با تقویت مهارتهای تنظیم هیجان و انعطافپذیری شناختی، میتواند به سازگاری بهتر این نوجوانان با شرایط جدید خانوادگی کمک کند لذا پژوهش حاضر با هدف اثربخشی بسته آموزشی خودیاری مبتنی بر پذیرش و مهارتهای اجتماعی بر تنظیم هیجان و انعطافپذیری شناختی نوجوانان خانوادههای ترکیبی انجام شد. ▐روش: این پژوهش از روش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل 120 نوجوان دختر مقطع متوسطه دوم شهر یزد در خانوادههای ترکیبی در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که از میان آنان، بر اساس معیارهای ورود (نوجوانان دختر خانوادههای ترکیبی شهر یزد؛ گذشت حداقل یک سال از تشکیل خانوادهی جدید؛ تحصیل در مقطع متوسطهی اول و دوم، کسب نمره پایین در آزمونهای تنظیم هیجان و انعطافپذیری شناختی و همچنین تمایل و رضایت آگاهانه والدین ونوجوان برای شرکت در پژوهش)، ۴۰ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و سپس بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۲۰ نفر) و گواه (۲۰ نفر) گمارده شدند. برای جمع آوری دادهها از پرسشنامه تنظیم هیجان گراتز روئمر و پرسشنامه انعطافپذیری شناختی دنیس و وندروال استفاده شد. برای گروه آزمایش آموزش خودیاری مبتنی بر پذیرش و مهارتهای اجتماعی در 10 جلسه 60 دقیقهای اجرا شد و دادهها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره، تحلیل شد. ▐یافتهها: نتایج نشان داد که مداخله بسته آموزشی خودیاری مبتنی بر پذیرش و مهارتهای اجتماعی منجر به افزایش معنادار تنظیم هیجان (05/0 p <، 30/60 = F) و انعطافپذیری شناختی (05/0 p <، 05/55 = F) در نوجوانان گروه آزمایش شد، در حالی که گروه کنترل تغییر قابلتوجهی در این متغیرها نشان ندادند. نتایج همچنین نشان داد که آموزش خودیاری مبتنی بر پذیرش و مهارتهای اجتماعی میتواند در تقویت مهارتهای خودمدیریتی و سازگاری شناختی و هیجانی نوجوانان خانوادههای ترکیبی مؤثر باشد. ▐نتیجهگیری: یافتهها بیانگر آن است که مداخلات آموزشی خودیاری مبتنی بر پذیرش و مهارتهای اجتماعی میتوانند ابزار مؤثری در ارتقای سلامت روان و سازگاری شناختی و هیجانی نوجوانان در خانوادههای ترکیبی باشند.
سیده فاطمه موسوی،
دوره 24، شماره 95 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف مطالعۀ اثر میانجی فرسودگی در رابطه بین افسردگی و روانرنجورخویی با طرد فرزندان در والدین انجام شد. ▐روش: روش پژوهش از نوع همبستگی است، بدین منظور، تعداد 206 والد (127 مادر و 79 پدر) در دامنۀ سنی 47-21 سال به روش نمونهگیری دردسترس، برای شرکت در پژوهش داوطلب شدند. ابزارهای پژوهش شامل نسخۀ فارسی سنجش فرسودگی والدینی (موسوی و همکاران، 2020)، مقیاس روانرنجورخویی گاسلینگ و همکاران (2003)، مقیاس طرد والدینی روهنر و علی (2020) و مقیاس افسردگی کروئنک و همکاران (2001) بودند. ▐یافتهها: نتایج نشان داد که اثر کلی روانرنجورخویی بر طرد در والدین معنادار نیست (05/0, p> 02/0β=)، اما اثر کلی افسردگی بر طرد فرزندان معنادار بود (001/0, p< 03/0β=). نتایج نشان داد که افسردگی (01/0, p< 35/0β=) و روانرنجورخویی (01/0, p< 16/0β=) اثر معنیداری بر فرسودگی دارد، همچنین اثر فرسودگی بر طرد والدینی معنادار بود (05/0, p<69/0β=)، اثر غیرمستقیم افسردگی (]05/0,006/0 [95/0, CI24/0β=) و روانرنجورخویی بر طرد والدینی بهواسطۀ فرسودگی نیز معنادار بود (]07/0,005/0 [95/0, CI11/0β=). ▐نتیجهگیری: توجه به زمینههای شخصیتی پرخطر چون روانرنجوخویی و اختلالات خلقی چون افسردگی با افزایش احتمال فرسودگی در والدین که میتواند زمینهساز پیامدهای منفی والدگری چون طرد فرزندان را در والدین باشد، اهمیت قابلتوجهی درزمینۀ والدگری دارد. ازاینرو، کمک به والدین برای شناخت و مواجهه کارآمد با این زمینههای پرخطر میتواند شرایط والدگری سازنده و کاهش اثرات ناشی از فرسودگی را در والدین را فراهم سازد.
مختار عارفی، بدری محمودی،
دوره 24، شماره 95 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: هدف اصلی از نگارش پژوهش حاضر، تدوین مدل علیّ پایداری زناشویی بر اساس تمایزیافتگی با میانجیگری مدیریت تعارض بود. ▐روش: این مطالعه از نوع همبستگی بوده و از میان والدین دانشآموزان مدارس متوسطه اول ناحیه یک کرمانشاه تعداد 200 نفر (زن متأهل) به شیوه نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. شرکتکنندگان پرسشنامه مدیریت تعارض (انریچ 1982)، تمایزیافتگی خود (اسکورون و اسمیت2003) و پرسشنامه ثبات زناشویی (ادواردز و همکاران 1987) را تکمیل کردند. دادههای گرداوری شده با بهره بردن از نرم افزار PLS جهت بررسی رابطه بین متغیرهای پژوهش از تحلیل مسیر معادلات ساختاری استفاده شده است. ▐یافتهها: نتایج نشان داد تمایزیافتگی خود و ثبات زناشویی با ضریب مسیر 556/0، تمایزیافتگی خود و مدیریت تعارض با ضریب مسیر )593/0)، مدیریت تعارض و ثبات زناشویی با ضریب مسیر) 269/0 (، تمایزیافتگی خود و ثبات زناشویی با نقش میانجی مدیریت تعارض با ضریب مسیر) 716/0 (رابطه داشته است. ▐نتیجهگیری: افرادی که در سطح بالای تمایزیافتگی خود قرار داشته باشند. تعارضهای زوج را بهتر مدیریت میکنند؛ چون توانایی تنظیم هیجانات خود را دارند و به رشد بهتری رسیدهاند که میتوانند تعامل سازندهای با طرف مقابل داشته باشند و عملکردهای خود را مدیریت کنند که در نتیجه به پایداری و رضایت زناشویی دست یابند.