جستجو در مقالات منتشر شده


367 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

نرجس عامری، محمود نجفی،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده

هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش ذهن‌آگاهی مبتنی بر خودشفقت‌ورزی بر خودانتقادگری، شرم و انگ درونی در افراد وابسته به مواد بود.
روش: روش پژوهش نیمه ‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون  با گروه کنترل بود. جامعه‌آماری پژوهش شامل تمامی بیماران وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعه‌کننده به مرکز ترک اعتیاد سروش شهر شاهرود در سال 1403 بود. از این بین 32 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر)  قرار گرفتند. شرکت‌کنندگان هر دو گروه مقیاس سطوح خودانتقادی گیلبرت و همکاران (2004)، مقیاس شرم بیرونی گاس و همکاران (1994) و مقیاس انگ مصرف مواد لوما و همکاران (2010) را در پیش‌آزمون و پس‌آزمون تکمیل کردند. آموزش ذهن‌آگاهی مبتنی بر خودشفقت‌ورزی در 8 جلسه‌ 90 دقیقه‌ای با فراوانی یک جلسه در هفته بر روی گروه آزمایش اجرا شد. داده‌ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه‌ و تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که بین دو گروه تفاوت معنی‌داری وجود دارد و آموزش ذهن‌آگاهی مبتنی بر خودشفقت‌ورزی می‌تواند باعث کاهش مولفه‌های خودانتقادی شامل خودناکافی (22/21=F، 001/0P=)، خودمنفور (24/23=F، 001/0P=) و خوداعتمادی (21/31=F، 001/0P=)؛ مولفه‌های احساس شرم شامل احساس حقارت (31/30=F، 001/0P=)، احساس پوچی (51/14=F، 001/0P=) و شرمساری از انجام اشتباه (70/8=F، 007/0P=) و متغیر انگ درونی (11/9=F، 006/0P=) در افراد وابسته به مواد گردد.
نتیجه‌گیری: با توجه به  نتایج به دست آمده، متخصصین حوزه‌ی اعتیاد می‌توانند با استفاده از آموزش ذهن‌آگاهی مبتنی بر خودشفقت‌ورزی بر بهبود خودانتقادگری، شرم و بهبود انگ درونی تأکید کنند.
 
امید محمدی، معصومه اسمعیلی،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده

هدف: رشد و تکامل مشاوران فرآیندی پیوسته و مادام‌العمر است. از این رو هدف پژوهش تبیین فرآیند رشد و تعالی مشاوران خانواده بود.
روش: این پژوهش کیفی، از نوع فراتحلیل کیفی و جمعیت مورد مطالعه مقالات فارسی و لاتین حوزه‌ رشد و تعالی مشاوران خانواده بود. در این پژوهش، 107 مقاله کیفی فارسی و انگلیسی بررسی شد که از میان آن‌ها، 18 مقاله به‌طور کامل مرتبط شناسایی شدند. مقالات مرتبط از طریق جست‌وجوی گسترده در پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed، Google Scholar، Scopus، Web of Science، سید، نورمگز و مگیران انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها به روش مرور نظام‌مند و با استفاده از فرآیند تحلیل مضمون بر اساس روش توماس و هاردن، شامل سه مرحله کدگذاری آزاد، سازماندهی کدها به مضامین توصیفی و در نهایت ایجاد مفاهیم تحلیلی انجام گرفت.
یافته‌ها: تحلیل مضامین موجود در پژوهش‌های کیفی منجر به شناسایی 4 مضمون اصلی،  13 مقوله فرعی و  230 زیرمقوله شد. مضامین اصلی شامل «آغاز و جهت‌گیری؛ فعالیت و کاوشگری؛ انتقال و پیگیری؛ ادغام و هم‌افزایی» بودند و مقولات فرعی شامل این موارد بود: «یاری‌رسان غیرحرفه‌ای؛ دانشجوی مبتدی و خودتردیدی؛ درک فلسفه و ارتقاء دانش حرفه‌ای؛ عملکرد در سطح پایه؛ ورود به مسیر کارآموزی و دریافت نظارت؛ برچسب‌زنی به خود به عنوان یک متخصص حرفه‌ای؛ عملکرد در سطح حرفه‌ای نوپا؛ درک بافتاری از جامعه حرفه‌ای؛ عملکرد در سطح حرفه‌ای باتجربه؛ تعمیق مکاشفه شخصی و شغلی؛ یکپارچگی خود فردی و حرفه‌ای؛ از خودفراروی و خود تعالی‌بخشی؛ رسالت‌محوری».
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد که حس مسئولیت و اعتماد به نفس در دوران آموزش به مشاوران کمک می‌کند تا صدای منحصر به فرد خود را در حرفه پیدا کنند و به یکپارچگی بین خودِ شخصی و حرفه‌ای دست یابند.

عبدالباسط محمودپور، آسیه شریعتمدار،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی و اثربخشی آن بر احساس شکست و تحمل پریشانی سالمندان بود.
روش‌: مطالعه حاضر طی دو مرحله انجام شد. ابتدا بسته مشاوره‌ای سازگاری با آشیانه خالی تدوین و برای اعتباریابی آن از اعتبار محتوایی استفاده شد. سپس در این پژوهش برای سنجش اثربخشی بسته از طرح تجربی تک موردی یا تک آزمودنی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را سالمندان آشیانه خالی شهر تهران در سال 1401 تشکیل داده و نمونه‌گیری به‌صورت در دسترس بوده است. نمونه‌ها شامل 3 خانم سالمند آشیانه خالی مراجعه‌کننده به سرای محله‌های شهرآرا و قلهک بودند که نمره بالایی در احساس شکست داشتند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌ی تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) و احساس شکست (گیلبرت و آلن، 1998) استفاده شد. بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی در 9 جلسه 60 دقیقه‌ای بافاصله 1 هفته بین جلسات ارائه شد. روش تحلیل داده‌ها به‌صورت تحلیل نگاره‌ای بود و برای به دست آوردن اثربخشی بسته سازگاری یا آشیانه خالی از فرمول درصد بهبودی استفاده ‌شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی باعث کاهش احساس شکست و افزایش تحمل پریشانی سالمندان آشیانه خالی شده است.
نتیجه‌گیری: باتوجه به اینکه بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی یک بسته مبتنی بر تجارب زیسته سالمندان آشیانه خالی است کمک می‌کند تا سالمندان بتوانند تحمل پریشانی بیشتری را تجربه و همچنین میزان احساس شکست آن‌ها کاهش پیدا کند.
 
مطهره نوروزی، محمدسجاد صیدی، علیرضا رشیدی،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده

هدف: سندروم آشیانه‌ خالی نوعی احساس غم و تنهایی است که والدین یا سرپرستان پس از ترک خانه توسط فرزندان تجربه می‌کنند. این پژوهش با هدف واکاوی راهبردهای مقابله‌ای والدین درگیر این سندروم که از بهزیستی روان‌شناختی بالایی برخوردارند، انجام شد.
روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی اجرا شد. در سال 1402، 137 نفر از والدین شهرستان اسلام‌آباد غرب به «مقیاس بهزیستی معنوی» (دهشیری و همکاران، 1392) پاسخ دادند. از میان آنان، 23 نفر که نمره‌ای بالاتر از یک انحراف معیار نسبت به میانگین کسب کرده بودند، انتخاب شدند و در نهایت، 13 نفر با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس ملاک‌های ورود در مطالعه شرکت کردند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های بی‌ساختار گردآوری و با روش کولایزی در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.
یافته‌ها: تحلیل تجارب شرکت‌کنندگان منجر به شناسایی 251 کد باز، 39 کد محوری و 3 کد انتخابی شامل راهبردهای مقابله‌ای فردی، خانوادگی و اجتماعی شد.
نتیجه گیری: بهره‌گیری از راهبردهای فردی مانند خودآگاهی و مثبت‌اندیشی، راهبردهای خانوادگی همچون تقویت ارتباط و همدلی، و راهبردهای اجتماعی از جمله مشارکت در فعالیت‌های مذهبی و اجتماعی می‌تواند به کاهش علائم سندروم آشیانه خالی و سازگاری بهتر والدین کمک کند. 
فاطمه بیات، ابوالفضل حاتمی ورزنه، فاطمه جهانبخشی،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده

هدف: در برخی روابط زناشویی، علی‌رغم حفظ ثبات ساختاری نهاد خانواده، سطح رضایت عاطفی و روانی زوج‌ها در حداقل ممکن قرار دارد. این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر ماندگاری زنان در ازدواج‌های پایدار اما نارضایتمند می‌پردازد. روش: پژوهش حاضر به روش کیفی از نوع رویکرد قراردادی انجام شد و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته با ۱۳ زن که حداقل ۲۰ سال در ازدواج خود باقی مانده‌اند، اما از زندگی مشترکشان ناراضی بودند، جمع‌آوری گردید. یافته‌ها: نتایج تحلیل محتوای داده‌ها نشان داد که عوامل اقتصادی، فرزندان، خانواده، باورهای فرهنگی و اجتماعی، ویژگی‌های شخصیتی فردی و عوامل مربوط به همسر، مهم‌ترین دلایل تداوم این ازدواج‌ها هستند. وابستگی مالی، نگرانی درباره آینده فرزندان، فشارهای اجتماعی، نداشتن مهارت‌های لازم برای استقلال، و تغییرات مثبت در رفتار همسر از جمله عواملی بودند که موجب ماندگاری زنان در این شرایط شدند. نتیجه گیری: به نظر می‌رسد ماندگاری زنان در ازدواج‌های پایدار اما نارضایتمند تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل درونی و بیرونی همچون وابستگی اقتصادی، نقش فرزندان در تصمیم‌گیری، فشارهای خانوادگی و اجتماعی، باورهای فرهنگی، ویژگی‌های شخصیتی فردی و تغییرات در رفتار همسر، به عنوان عوامل کلیدی قراردارد که هیچ یک از این عوامل به تنهایی تعیین‌کننده ماندن یا رفتن نیستند، بلکه ترکیب آن‌ها است که می‌تواند بر تصمیم زن در ماندن در ازدواج تأثیر بگذارد. با توجه به این یافته‌ها، درک عمیق‌تر از این ابعاد می‌تواند به برنامه‌های مشاوره‌ای و مداخلات اجتماعی کمک کند تا نیازها و چالش‌های زنان در چنین موقعیت‌هایی بهتر شناسایی شود.
 


جمشید جراره، محمدحسین بابازاده،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی مدیریت دفاع‌های تاکتیکی مبتنی بر روان‌درمانی پویشی فشرده و کوتاه‌مدت (ISTDP) در کاهش اضطراب و افسردگی دانشجویان انجام شد.
روش: طرح پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با پیش‌آزمون - پس‌آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان در حال تحصیل دانشگاه شهید رجایی تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بودند. نمونه مورد مطالعه در پژوهش حاضر ۱۴ نفر بودند که به روش نمونه‌گیری در دسترس و از طریق فراخوان انتخاب و پس از تکمیل پرسشنامه‌های افسردگی بک (1996)، اضطراب بک (1988) و مصاحبه بالینی اولیه به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۷n=) و کنترل (۷n=) گمارش شدند. شرکت‌کنندگان پرسش‌نامه‌های اضطراب و افسردگی بک را قبل و بعد از مداخله آزمایشی تکمیل نمودند. گروه آزمایش در ۶ جلسه دوره مدیریت دفاع‌های تاکتیکی مبتنی بر روان‌درمانی گروهی پویشی فشرده و کوتاه‌مدت (ISTDP) شرکت نمودند ولی گروه کنترل مداخله خاصی دریافت نکرد. داده‌ها به وسیله تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که مدیریت دفاع‌های تاکتیکی مبتنی بر روان‌درمانی پویشی فشرده و کوتاه‌مدت (ISTDP) موجب کاهش اضطراب و افسردگی دانشجویان شده است (۰۵/۰p<).
نتایج: نتایج حاکی از آن است که استفاده از مدیریت دفاع‌های تاکتیکی مبتنی بر روان‌درمانی پویشی فشرده و کوتاه‌مدت (ISTDP) در کاهش اضطراب و افسردگی دانشجویان مؤثر می‌باشد
ندا مظلوم پور، محمدمسعود دیاریان، نیره آرین فر،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده

هدف: طلاق والدین به‌عنوان یک رویداد پیچیده خانوادگی، تأثیرات عمیقی بر تحول دلبستگی دختران نوجوان دارد و بررسی تجارب زیسته آن‌ها برای طراحی مداخلات حمایتی ضروری است. از اینرو هدف پژوهش حاضر بررسی تجارب زیسته دختران نوجوان در زمینه تحول دلبستگی در بستر طلاق والدین بود.
روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. نمونه‌گیری هدفمند از 28 دختر نوجوان 14 تا 16 ساله که در 5 سال گذشته طلاق والدین را تجربه کرده بودند، در شهر اصفهان انجام گرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق (به‌طور متوسط 50 دقیقه) جمع‌آوری و با روش کلایزی تحلیل شدند. اعتبار تحلیل با استفاده از بازبینی توسط مشارکت‌کنندگان و بازبینی توسط همکار تأیید شد.
یافته‌ها: تحلیل داده‌ها سه مضمون فراگیر را شناسایی کرد: 1) مرحله پیش از طلاق: گسست پایه‌های دلبستگی ایمن با تزلزل عاطفی و بی‌ثباتی خانوادگی؛ 2) در تلاطم طلاق: پدیدآیی دلبستگی پاندولی با نوسان عاطفی و تعارض وفاداری؛ 3) دوران پس از طلاق: جست‌وجوی منابع جدید دلبستگی با گسست از منابع اولیه و گرایش به دلبستگی‌های جبرانی. این مضامین نشان‌دهنده تأثیر عمیق طلاق بر روابط دلبستگی و هویت عاطفی نوجوانان بودند.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها حاکی از آن است که طلاق والدین، فرایندی چندمرحله‌ای و پویا در تحول دلبستگی دختران نوجوان ایجاد می‌کند که با چالش‌های عاطفی، هویتی و اجتماعی همراه است. این مطالعه بر لزوم توسعه مداخلات روان‌شناختی هدفمند برای تقویت امنیت عاطفی و حمایت اجتماعی این گروه تأکید دارد و چارچوبی کیفی برای درک عمیق‌تر این تجارب و طراحی برنامه‌های بومی مشاوره و حمایت خانوادگی ارائه می‌دهد.
 
کیومرث فرح‌بخش،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده

هدف: انحرافات جنسی و خیانت زناشویی از عوامل آسیب‌رسان به پایداری رابطه زوج‌ها محسوب می‌شوند. هدف این مقاله ارائه یک مدل مفهومی نوین با عنوان «رشد انحصار جنسی» است که تبیین می‌کند چگونه رشد جنسی سالم می‌تواند به محدود شدن تمایل جنسی فرد به رابطه متعهدانه با همسر منجر شود و احتمال رفتارهای جنسی آسیب‌زا را کاهش دهد.
روش: روش پژوهش در این مقاله تدوین یک مدل مفهومی بر اساس تجربه نویسنده طی 30 سال کار را افراد مبتلا به انحراف جنسی و خیانت زناشویی و کاربرد نظریه‌ها مربوطه در این زمینه بوده است.
یافته‌ها: بر اساس حمع بندی نتایج کار با مراجعین دارای سابقه انحراف جنسی و خیانت زناشویی این نتیجه بدست آمد که بلوغ جنسی صرفاً به تغییرات زیستی محدود نمی‌شود و به عنوان فرآیندی چندبعدی شامل رشد شناختی، هیجانی، اخلاقی و خودتنظیمی در نظر گرفته می‌شود. بر اساس ادبیات نظری و شواهد بالینی نویسنده، مدل ارائه‌شده شامل ده مرحله تحول‌یابنده است که طی آن محرک‌های جنسی ناهمخوان به‌تدریج حذف شده و تمرکز جنسی فرد بر رابطه همسرمحور شکل می‌گیرد. این مقاله ضمن مرور دیدگاه‌های روان‌تحلیلی، تکاملی، دلبستگی و یادگیری در زمینه انحرافات جنسی، تبیین می‌کند که تجارب جنسی زودرس و کاستی‌های تربیتی می‌توانند رشد انحصار جنسی را مختل سازند و زمینه‌ساز احتمال خیانت زناشویی در آینده شوند.
نتیجه‌گیری: در پایان، پیامدهای این مدل برای مشاوره پیش از ازدواج و ضرورت انجام پژوهش‌های تجربی برای آزمون‌پذیری آن مطرح شده است.

یعقوب وردی، حسین‌احمد برآبادی، هادی عباسی،
دوره 24، شماره 95 - ( 10-1404 )
چکیده

هدف: افراد در مواجهه با شرایط استرس‌زا از شیوه‌های مقابله‌ای گوناگونی استفاده می‌کنند. شیوه‌های مقابله‌ای مؤثر می‌توانند تأثیر عوامل استرس‌زا را کاهش داده و از عوارض کوتاه‌مدت و بلندمدت استرس جلوگیری کنند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی شیوه‌های مقابله زوجی پرستاران شاغل در بخش مراقبت‌های ویژه بیماران حاد تنفسی انجام شد. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکت‌کنندگان پژوهش شامل ۱۰ نفر از پرستاران شاغل در بخش مراقبت‌های ویژه بیماران حاد تنفسی در بیمارستان رسول اکرم (ص) شهرستان کلاله در سال ۱۴۰۱ بودند که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و برای تحلیل داده‌ها از روش کلایزی استفاده شد. یافته‌ها: تحلیل داده‌ها منجر به استخراج ۱۳۶ کد اولیه شد. کدهای اولیه براساس شباهت معنایی، در ۳۳ مضمون فرعی طبقه‌بندی شدند و سپس مضامین فرعی مرتبط با یکدیگر در ۶ مضمون اصلی دسته‌بندی شدند که عبارت‌اند از: رفتارهای حمایتی و سازنده، حفظ و تقویت پیوندهای دلبسته‌مدار، رفتارهای مراقبتی، گنجاندن برنامه‌های مفرح در برنامه زندگی، بسترسازی مناسب برای پاسخگویی به نیازهای فیزیولوژیکی و حمایت‌های معنوی. نتیجه‌گیری: اظهارات مشارکت‌کنندگان نشان داد که حمایت‌های معنوی و رفتارهای دلبسته‌مدار و حمایتی همسران نقش مؤثری در حفظ و تقویت روحیه پرستاران در هنگام شیفت‌های متعدد کاری ایفا کرده است. همچنین، رفتارهای مراقبتی و بهداشتی همسران باعث پیشگیری از ابتلای پرستاران به بیماری‌های حاد تنفسی گردیده و ایجاد فضایی مناسب و آرام برای استراحت و رفع خستگی پرستاران را فراهم آورده است. مضامین شناسایی‌شده در این پژوهش می‌تواند برای طراحی و اجرای برنامه‌های پیشگیرانه و مداخله‌ای در شرایط استرس‌زا مورد استفاده قرار گیرد.


مرضیه جلالی، فاطمه سمیعی، پریسا نیلفروشان، علی ذاکری،
دوره 24، شماره 95 - ( 10-1404 )
چکیده

هدف: با توجه به فقدان چارچوب‌های آینده‌نگر و چندسطحی برای تبیین آرزوهای مسیر شغلی نوجوانان در شرایط ناپایدار آینده کار، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر و الگوهای نوظهور این آرزوها در افق ۲۰۵۰ انجام شد؛ به‌گونه‌ای که تعامل عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناورانه، حقوقی، زیست‌محیطی و روان‌شناختی در چارچوب مدل توسعه‌یافته PESTEL-P تحلیل شود. روش و ابزار: این مطالعه با رویکرد ترکیبی و اکتشافی انجام گرفت و شامل تحلیل نظرات متخصصان و مرور حیطه‌ای ادبیات علمی بود. در بخش کیفی، ۱۴ متخصص از حوزه‌های مرتبط به‌صورت هدفمند انتخاب و با آن‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام شد. در بخش مرور حیطه‌ای، ۱۶ مقاله نمایه‌شده در پایگاه اسکوپوس (۲۰۰۰-۲۰۲۴)، پس از اعمال ملاک‌های ورود و خروج تحلیل شدند. داده‌ها با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌ها:  پنج الگوی نوظهور شناسایی شد: (۱) تغییر معنایی آرزوها از منزلت‌های پایدار به موفقیت‌های فوری و نمادین؛ (۲) فشارهای اقتصادی و تضعیف انسجام هویت شغلی؛ (۳) نقش برجسته فناوری، رسانه و هویت‌های مجازی؛ (۴) کاهش مرجعیت خانواده و نهادهای آموزشی و تقویت الگوگیری رسانه‌ای؛ و (۵) شکاف میان سیاست‌گذاری رسمی و واقعیت‌های نسلی و پیامدهای آن بر انتخاب‌های شغلی ناپایدار. نتیجه‌گیری: آرزوهای مسیر شغلی نوجوانان از اهداف سنتی و معنا‌محور به مسیرهای فناورانه، رسانه‌ای و کوتاه‌مدت در حال گذار است و این تحول، ضرورت بازنگری در سیاست‌های آموزشی، مهارت‌آموزی و مشاوره مسیر شغلی را برجسته می‌سازد

رضوان امین الرعایا، حسن زارعی مجمودآبادی، ماریه دهقان منشادی، فهیمه دهقانی،
دوره 24، شماره 95 - ( 10-1404 )
چکیده

هدف: خانواده‌های ترکیبی به‌دلیل ساختار متفاوت و چالش‌های ارتباطی خاص، می‌توانند زمینه‌ساز فشارهای هیجانی و شناختی در نوجوانان باشند. آموزش‌های خودیاری با تقویت مهارت‌های تنظیم هیجان و انعطاف‌پذیری شناختی، می‌تواند به سازگاری بهتر این نوجوانان با شرایط جدید خانوادگی کمک کند لذا پژوهش حاضر با هدف اثربخشی بسته آموزشی خودیاری مبتنی بر پذیرش و مهارت‌های اجتماعی بر تنظیم هیجان و انعطاف‌پذیری شناختی نوجوانان خانواده‌های ترکیبی انجام شد. روش: این پژوهش از روش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل 120 نوجوان دختر مقطع متوسطه دوم شهر یزد در خانواده‌های ترکیبی در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که از میان آنان، بر اساس معیارهای ورود (نوجوانان دختر خانواده‌های ترکیبی شهر یزد؛ گذشت حداقل یک سال از تشکیل خانواده‌ی جدید؛ تحصیل در مقطع متوسطه‌ی اول و دوم، کسب نمره پایین در آزمونهای تنظیم هیجان و انعطافپذیری شناختی و همچنین تمایل و رضایت آگاهانه‌ والدین ونوجوان برای شرکت در پژوهش)، ۴۰ نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و سپس به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۲۰ نفر) و گواه (۲۰ نفر) گمارده شدند. برای جمع آوری داده‌ها از  پرسشنامه تنظیم هیجان گراتز روئمر و پرسشنامه  انعطافپذیری شناختی دنیس و وندروال استفاده شد. برای گروه آزمایش آموزش خودیاری مبتنی بر پذیرش و مهارت‌های اجتماعی در 10 جلسه 60 دقیقه‌ای اجرا شد و داده‌ها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره، تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که مداخله‌ بسته آموزشی خودیاری مبتنی بر پذیرش و مهارت‌های اجتماعی منجر به افزایش معنادار تنظیم هیجان (05/0 p <، 30/60 = F) و انعطاف‌پذیری شناختی (05/0 p <، 05/55 = F) در نوجوانان گروه آزمایش شد، در حالی که گروه کنترل تغییر قابل‌توجهی در این متغیرها نشان ندادند. نتایج همچنین نشان داد که آموزش خودیاری مبتنی بر پذیرش و مهارت‌های اجتماعی می‌تواند در تقویت مهارت‌های خودمدیریتی و سازگاری شناختی و هیجانی نوجوانان خانواده‌های ترکیبی مؤثر باشد. نتیجه‌گیری: یافته‌ها بیانگر آن است که مداخلات آموزشی خودیاری مبتنی بر پذیرش و مهارت‌های اجتماعی  می‌توانند ابزار مؤثری در ارتقای سلامت روان و سازگاری شناختی و هیجانی نوجوانان در خانواده‌های ترکیبی باشند.
 
سیده فاطمه موسوی،
دوره 24، شماره 95 - ( 10-1404 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف مطالعۀ اثر میانجی فرسودگی در رابطه بین افسردگی و روان‌رنجورخویی با طرد فرزندان در والدین انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی است، بدین منظور، تعداد 206 والد (127 مادر و 79 پدر) در دامنۀ سنی 47-21 سال به روش نمونه‌گیری دردسترس، برای شرکت در پژوهش داوطلب شدند. ابزارهای پژوهش شامل نسخۀ فارسی سنجش فرسودگی والدینی (موسوی و همکاران، 2020)، مقیاس روان‌رنجورخویی گاسلینگ و همکاران (2003)، مقیاس طرد والدینی روهنر و علی (2020) و مقیاس افسردگی کروئنک و همکاران (2001) بودند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که اثر کلی روان‌رنجورخویی بر طرد در والدین معنادار نیست (05/0, p> 02/0β=)، اما اثر کلی افسردگی بر طرد فرزندان معنادار بود (001/0, p< 03/0β=). نتایج نشان داد که افسردگی (01/0, p< 35/0β=) و روان‌رنجورخویی (01/0, p< 16/0β=) اثر معنی‌داری بر فرسودگی دارد، همچنین اثر فرسودگی بر طرد والدینی معنادار بود (05/0, p<69/0β=)، اثر غیرمستقیم افسردگی (]05/0,006/0 [95/0, CI24/0β=) و روان‌رنجورخویی بر طرد والدینی به‌واسطۀ فرسودگی نیز معنادار بود (]07/0,005/0 [95/0, CI11/0β=). نتیجه‌گیری: توجه به زمینه‌های شخصیتی پرخطر چون روان‌رنجوخویی و اختلالات خلقی چون افسردگی با افزایش احتمال فرسودگی در والدین که می‌تواند زمینه‌ساز پیامدهای منفی والدگری چون طرد فرزندان را در والدین باشد، اهمیت قابل‌توجهی درزمینۀ والدگری دارد. ازاین‌رو، کمک به والدین برای شناخت و مواجهه کارآمد با این زمینه‌های پرخطر می‌تواند شرایط والدگری سازنده و کاهش اثرات ناشی از فرسودگی را در والدین را فراهم سازد.

مختار عارفی، بدری محمودی،
دوره 24، شماره 95 - ( 10-1404 )
چکیده

هدف: هدف اصلی از  نگارش پژوهش حاضر، تدوین مدل علیّ پایداری زناشویی بر اساس تمایزیافتگی با میانجی‌گری مدیریت تعارض بود. روش: این مطالعه از نوع همبستگی بوده و از میان والدین دانش‌آموزان مدارس متوسطه اول ناحیه یک کرمانشاه تعداد 200 نفر (زن متأهل) به شیوه نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان پرسش‌نامه مدیریت تعارض (انریچ 1982)، تمایزیافتگی خود (اسکورون و اسمیت2003) و پرسش‌نامه ثبات زناشویی (ادواردز و همکاران 1987) را تکمیل کردند. داده‌های گرداوری شده با بهره بردن از نرم افزار PLS جهت بررسی رابطه بین متغیرهای پژوهش از تحلیل مسیر معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته‌ها: نتایج نشان داد تمایزیافتگی خود و ثبات زناشویی با ضریب مسیر 556/0، تمایزیافتگی خود و مدیریت تعارض با ضریب مسیر )593/0)، مدیریت تعارض و ثبات زناشویی با ضریب مسیر)  269/0 (، تمایزیافتگی خود و ثبات زناشویی با نقش میانجی مدیریت تعارض با ضریب مسیر)  716/0  (رابطه داشته است. نتیجه‌گیری: افرادی که در سطح بالای تمایزیافتگی خود قرار داشته باشند. تعارض‌های زوج را بهتر مدیریت می‌کنند؛ چون توانایی تنظیم هیجانات خود را دارند و به رشد بهتری رسیده‌اند که می‌توانند تعامل سازنده‌ای با طرف مقابل داشته باشند و عملکردهای خود را مدیریت کنند که در نتیجه به پایداری و رضایت زناشویی دست یابند.
رقیه موسوی، ندا گل افشان، علیرضا مرادی،
دوره 24، شماره 95 - ( 10-1404 )
چکیده

هدف :پژوهش حاضر به بررسی عملکرد حافظه روزمره کودکان مبتلاء به سرطان، پیش، حین و پس از شیمی درمانی پرداخته است.روش :روش پژوهش علی _ مقایسه‌ای، شامل 23کودک سالم و بدون بیماری، 12کودک پیش از درمان، 23 کودک در حال درمان و 14 کودک پس از درمان، از سن 8 تا 17 ساله، به صورت نمونه در دسترس، از بیمارستان محک و مدارس شهر تهران انتخاب شده و با استفاده از آزمون حافظه رفتاری ریورمید (ویلسون و همکاران، 2008) مورد سنجش قرار گرفتند. داده‌های پژوهش با استفاده از روش آمار توصیفی (میانین و انحراف معیار) و آزمون استنباطی (تحلیل واریانس) مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها:نتایج نشان داد که عملکردکودکان ونوجوانان سرطانی درحافظه روزمره، یادگیری جدید، فضایی، جهت‌یابی، کلامی و مربوط به آینده، درچهار گروه نمونه، تفاوت معناداری نداشت. فقط میانگین حافظه دیداری در گروه سرطانی حین درمان و پس از درمان، به صورت معناداری از گروه سالم و قبل از درمان کمتر بوده و تفاوت آنها معنادار بود (p<0.5، 261/2= F). نتیجه گیری: با توجه به یافته‌های پژوهش، شیمی درمانی باعث کاهش عملکرد حافظه دیداری بیماران سرطانی، در حین درمان و پس از آن می‌شود. این مسئله از یک سو، به دلیل تأثیر داروهای شیمی درمانی بر هیپوکامپ و قشر مغز و ایجاد اختلال در حافظه بوده، ازسوی دیگر حافظه به‌شدت تحت تاثیر استرس‌ها و مسائل روحی _ روانی حاصل از این بیماری و درمان‌های سنگین آن و عدم دریافت حمایت‌های لازم شناختی، قرار می‌گیرد.
معین فرخ تاج، سید علی مرعشی، سید اسماعیل هاشمی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده


هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه میزان اثربخشی روان‌درمانی مثبت‌گرا با طرح‌واره درمانی بر گرایش به طلاق و تعاملات زناشویی در زوجین متقاضی طلاق زیر 5 سال زندگی مشترک بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی بوده که با دو گروه آزمایش (روان‌درمانی مثبت‌گرا و طرح‌واره درمانی) و یک گروه کنترل در سه مرحله پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی زوجینی بودند با زیر 5 سال زندگی مشترک به مراکز مشاوره شهر اهواز جهت درخواست طلاق در سال 1403 مراجعه کرده بودند. نمونه آماری 45 زوج بود با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و به‌طور تصادفی در سه گروه (15 زوج در هر گروه) قرار گرفتند. گروه کنترل هیچ‌کدام از مداخلات را دریافت نکردند. گروه روان‌درمانی مثبت‌گرا تحت هشت جلسه 90 دقیقه­ای مداخلات درمانی مثبت‌گرا قرار گرفتند. همچنین گروه طرح‌واره درمانی تحت 7 جلسه 90 دقیقه‌ای این مداخله قرار گرفتند. به­منظور جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه‌های میل به طلاق روزلت و همکاران (1986) و ثبات تعاملات زناشویی گاتمن (۱۹۹۹) استفاده شد. به‌منظور تجزیه و تحلیل داده­ها از آزمون تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر در نرم‌افزار SPSS استفاده شد.. یافته­ها: یافته­های تحقیق نشان داد که هر دو روش طرح‌واره درمانی و روان‌درمانی مثبت­گرا بر روی گرایش به طلاق و تعاملات زناشویی در زوجین متقاضی طلاق در مراحل پس‌آزمون و پیگیری اثربخش بود (001/0>p). روان‌درمانی مثبت‌گرا در افزایش تعاملات زناشویی زوجین متقاضی طلاق کمتر از 5 سال زندگی مشترک در مراحل پس‌آزمون و پیگیری اثربخش‌تر از طرح‌واره درمانی بوده است (001/0>p). اما در کاهش متغیرهای گرایش به طلاق زوجین متقاضی طلاق کمتر از 5 سال زندگی مشترک، طرح‌واره درمانی اثربخشی بیشتری نسبت به روان‌درمانی مثبت‌گرا داشته است (01/0>p). نتیجه­گیری: نتایج پژوهش نشان داد که روان‌درمانی مثبت‌گرا با تقویت هیجانات مثبت و افزایش صمیمیت، برای بهبود تعاملات زناشویی زوجین متقاضی طلاق کارآمدتر است.
فاطمه جلالی نجف آّبادی، ابراهیم نعیمی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر مطالعه ادراک مشاوران مراکز مشاوره دانشگاه­ها از نقش خود در پیشگیری از مصرف روان­گردان­ها در دانشجویان بود. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه مورد مطالعه­ این تحقیق، مشاوران مراکز مشاوره دانشگاه­ها بودند. گروه نمونه شرکت­کننده در پژوهش شامل 13 نفر از مشاوران (باتجربه در زمینه اعتیاد) مراکز مشاوره دانشگاه­های  تهران، علامه­طباطبائی، الزهرا، صنعتی شریف، صنعتی امیرکبیر، علم و صنعت، خواجه نصیرالدین طوسی، صنعتی اصفهان، اصفهان، تبریز، گیلان، شیراز و فردوسی مشهد بودند.روش نمونه­گیری در پژوهش حاضر به صورت هدفمند ملاکی بود. داده­های مرتبط با سؤال پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمه­ساختاریافته جمع­آوری شدند و یافته­های پژوهش به روش تحلیل مضمون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته­ها:پس از تحلیل مصاحبه­ها و کدگذاری آن­ها ، 30 مضمون فرعی و 9 مضمون اصلی شامل: توجه مشاوران به عوامل خطر، آگاهی بخشی به دانشجویان، آگاهی بخشی به افراد مؤثر در ارتباط با دانشجویان، آموزش­های پیشگیرانه، مداخله درمانی مبتنی بر چارچوب حرفه­ای، توجه مشاوران به مؤلفه­های تسهیل­گری در پیشگیری، ظرفیت مؤثر دانشگاه در پیشگیری، بازدارنده­های مؤثر در توجه مشاوران به موضوع پیشگیری و نقش عوامل مؤثر جامعه­محور در پیشگیری استخراج گردید. نتیجه­گیری: براساس یافته­های به­دست آمده، می­توان بیان کرد که مشاوران مراکز مشاوره دانشگاه­ها با وجود توجه بر فعالیت­های آگاهی­بخش و آموزش مهارت­ها، بیشتر بر نقش درمان و پیشگیری ثانویه و ثالث توجه دارند و در نقش پیشگیری اولیه، عوامل دیگر را مؤثرتر می­دانستند. بنابراین لازم است تا مراکز مشاوران دانشگاه­ها در زمینه پیشگیری اولیه مؤثرتر عمل کنند و در جهت انجام اقدامات بیشتری در این زمینه گام بردارند، لذا تدوین یک برنامه منسجم و برگزاری دوره­های آموزشی برای مشاوران در این مورد از طرف مقامات بالادستی برای تمام دانشگاه­ها ضروری است.
دکتر فهیمه فداکار داورانی، خانم مژگان کارشناس،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف : هدف از این پژوهش، بررسی میزان افسردگی، اضطراب و سلامت عمومی مادران دارای سقط جنین خود خواسته با توجه به متغیرهای تعداد فرزندان فعلی خانواده و مدت زمان گذشته از ازدواج در ارتباط با نرخ اقدام به سقط، است. روش:  این مطالعه با روش همبستگی است که با مشارکت 300 نفر از زنان دارای حداقل یک سقط جنین عمدی با روش نمونه گیری هدفمند و پرسشنامه های افسردگی بک، اضطراب کتل و سلامت عمومی انجام شد. تحلیل داده ها از طریق تحلیل واریانس یک راهه صورت گرفت. یافته ها: یافته های تحقیق حاکی از ارتباط برخی مولفه های مورد بررسی با افسردگی و اضطراب و سلامت عمومی است. نتایج: نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان داد که بین سطوح متغیر مستقل (تعداد فرزندان) در میانگین نمرات افسردگی، اضطراب و سلامت عمومی و مؤلفه های علائم جسمانی و علائم اضطرابی تفاوت معنی داری وجود داشت. همچنین، نتایج  آزمون مجذور خی نشان داد که بین سطوح متغیر «مدت زمان ازدواج» و نرخ اقدام به سقط رابطه معنی داری وجود دارد.
 
خانم مریم مرادیان، دکتر اقبال زارعی، دکتر کوروش محمدی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: خانواده‌ها به اشکال مختلفی پیکربندی می‌شوند. خانوادۀ ترکیبی یکی از انواع ساختارهای خانوادگی است که بهزیستی روان‌شناختی نوجوانان را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. پژوهش حاضر با هدف ارائۀ الگوی مفهومی از عوامل ناسازگاری نوجوانان پسر در خانوادۀ ترکیبی بر اساس شرایط و پیامدهای نظریه داده‌بنیاد انجام شد. روش: این پژوهش به روش کیفی و با استفاده از رویکرد داده بنیاد در سال 1402 انجام شد. جامعه هدف در این مطالعه، نوجوانان پسر 13 تا 18 سالۀ دارای خانواده ترکیبی و مشغول به تحصیل در سه منطقۀ آموزش و پرورش شامل منطقه آموزش و پرورش ناحیه یک و ناحیه دو شهرستان شهرکرد و منطقه آموزش و پرورش گندمان در استان چهارمحال و بختیاری بودند. 12 دانش‌آموز پسر 13 تا 18 سال به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه‌ساختار‌یافته بود. داده‌ها با استفاده از روش کدگذاری استراوس وکوربین تحلیل شدند. یافته‌ها: کدگذاری داده‌های مصاحبه‌ها به شناسایی 81 کد باز، 24 کد محوری و 6 طبقۀ اصلی درباره عوامل ناسازگاری نوجوانان پسر در خانواده‌های ترکیبی منجر شد. نتایج نشان داد «فقدان دل‌بستگی ایمن»، به عنوان مقولۀ محوری در بروز ناسازگاری نوجوانان دارای خانوادۀ ترکیبی نقش دارد. این مقوله تحت‌تاثیر عوامل علی (فراز و نشیب‌های زندگی)، عوامل بافتی و زمینه‌ای (شرایط فرهنگی و پیشینه) و عوامل مداخله‌گر (ویژگی‌های خانواده ناتنی و کیفیت روابط بین‌فردی) قرار دارد. همچنین راهبردهای بکارگرفته‌شده در مواجه با فقدان دل‌بستگی ایمن، شامل برخی مکانیسم‌های دفاعی (آرمانی‌سازی، خیال‌پردازی، پناه بردن به گوشی هوشمند/فضای مجازی،گسلش هیجانی) است که در نهایت منجر به بروز پیامدهایی همچون مشکلات تحصیلی و روان‌شناختی در نوجوانان پسر 13 تا 18 سال در خانوادۀ ترکیبی می‌گردد. نتیجه‌گیری: آنچه نوجوانان را در خانواده‌های ترکیبی مستعد رفتارهای ناسازگارانه می‌کند صرفاً شرایط خانواده ترکیبی نیست بلکه وقایع استرس‌زای ناشی از شرایط خانوادۀ قبلی و ویژگی‌های دورۀ نوجوانی در ترکیب با شرایط خانواده ترکیبی، موجب ناسازگاری نوجوانان می‌شود.


پریچهر یاوری زاده، رویا رسولی، عباس عبدالهی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده

بی‌ثباتی زناشویی یکی از مهم‌ترین چالش‌های خانواده‌ها در نیم‌قرن اخیر بوده است. هدف: پژوهش حاضر به دنبال بررسی نقش تعدیلگر الگوهای ارتباطی در رابطه بین ناگویی هیجانی و بی ثباتی زناشویی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی_ همبستگی و به روش مدل‌یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان و مردان متأهل شهرستان گتوند، استان خوزستان بوده است که از این جامعه تعداد 203 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس به‌عنوان نمونه انتخاب شد. به‌منظور سنجش متغیرهای پژوهش از پرسش‌نامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سولاوای (1985)، بی ثباتی زناشویی ادواردز و بوث(1987) و پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو(1997) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های آماری از نرم افزار SPSS 24 و Smart pls استفاده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که ارتباط مثبت معنی داری بین الگوی ارتباطی اجتناب متقابل، توقع/کناره‌گیری و ناگویی هیجانی و بی‌ثباتی زناشویی وجود دارد، رابطه بین الگوی ارتباطی سازنده متقابل، ناگویی هیجانی و بی‌ثباتی زناشویی منفی معنی‌دار است؛ همچنین نتایج نشان داد که الگوهای ارتباطی سازنده متقابل و اجتناب متقابل نقش تعدیلگر را در رابطه بین ناگویی هیجانی و بی‌ثباتی زناشویی ایفا می‌کنند درحالی‌که الگوی ارتباطی توقع/ کناره‌گیری نقش تعدیلگر را دراین‌رابطه ندارد (p<001).  
نتیجه گیری: طبق یافته های این پژوهش آموزش و کسب الگوی ارتباطی سازنده توسط زوجین، با توجه به رابطه معنادار ناگویی هیجانی و بی ثباتی زناشویی می تواند نقش تعدیل کننده در کاهش آمار طلاق داشته باشد.
آقای یوسف پیلتن، دکتر محمد ربیعی، دکتر رضوان صالحی، دکتر محمدرضا عابدی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده

 یافتن ابزارهای سنجش رغبت شغلی که هم ویژگی‌های روان‌سنجی مطلوبی داشته باشند و هم با تحولات نوین مرتبط باشند، چالشی کنونی در ایران محسوب می‌شود.
هدف: هدف این مرور دامنه‌ای، گردآوری فهرستی از ابزارهای سنجش رغبت شغلی موجود در ایران است که ویژگی‌های روان‌سنجی آن‌ها مورد بررسی قرار گرفته است.
روش: بدین منظور، در مجموع ۵۲ مقاله از پایگاه‌های داده سیویلیکا، پرتال جامع علوم انسانی، نورمگز، مگ‌ایران و SID استخراج گردید. فرآیند انتخاب مقالات بر اساس نمودار جریان PRISMA-ScR انجام شد و در نتیجه فرآیند غربالگری، ۱۲ مقاله نمونه (منتشر شده بین سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۳۹۷) انتخاب گردید.
یافته‌ها: تحلیل‌ها نشان داد که اکثر ابزارهای سنجش رغبت شغلی در ایران بر پایه ساختار رغبت هالند و مدل کروی تریسی ساخته شده‌اند.
نتیجه‌گیری: همچنین، در بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی این ابزارها، عمدتاً بر روایی ساختار درونی و پایایی همسانی درونی تأکید شده است؛ ضمن اینکه تاکنون ابزاری مبتنی بر فرهنگ بومی ایران ساخته نشده است. انجام تحقیقات آتی برای پر کردن شکاف‌های موجود در شواهد مربوط به روایی ابزارهای سنجش رغبت شغلی در ایران ضروری است.

 

صفحه 18 از 19     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه علمی پژوهش های مشاوره می باشد.

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Counseling Research