367 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
رقیه موسوی، ندا گل افشان، علیرضا مرادی،
دوره 24، شماره 95 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف :پژوهش حاضر به بررسی عملکرد حافظه روزمره کودکان مبتلاء به سرطان، پیش، حین و پس از شیمی درمانی پرداخته است.روش :روش پژوهش علی _ مقایسهای، شامل 23کودک سالم و بدون بیماری، 12کودک پیش از درمان، 23 کودک در حال درمان و 14 کودک پس از درمان، از سن 8 تا 17 ساله، به صورت نمونه در دسترس، از بیمارستان محک و مدارس شهر تهران انتخاب شده و با استفاده از آزمون حافظه رفتاری ریورمید (ویلسون و همکاران، 2008) مورد سنجش قرار گرفتند. ▐دادههای پژوهش با استفاده از روش آمار توصیفی (میانین و انحراف معیار) و آزمون استنباطی (تحلیل واریانس) مورد تحلیل قرار گرفتند. ▐یافته ها:نتایج نشان داد که عملکردکودکان ونوجوانان سرطانی درحافظه روزمره، یادگیری جدید، فضایی، جهتیابی، کلامی و مربوط به آینده، درچهار گروه نمونه، تفاوت معناداری نداشت. فقط میانگین حافظه دیداری در گروه سرطانی حین درمان و پس از درمان، به صورت معناداری از گروه سالم و قبل از درمان کمتر بوده و تفاوت آنها معنادار بود (p<0.5، 261/2= F). ▐نتیجه گیری: با توجه به یافتههای پژوهش، شیمی درمانی باعث کاهش عملکرد حافظه دیداری بیماران سرطانی، در حین درمان و پس از آن میشود. این مسئله از یک سو، به دلیل تأثیر داروهای شیمی درمانی بر هیپوکامپ و قشر مغز و ایجاد اختلال در حافظه بوده، ازسوی دیگر حافظه بهشدت تحت تاثیر استرسها و مسائل روحی _ روانی حاصل از این بیماری و درمانهای سنگین آن و عدم دریافت حمایتهای لازم شناختی، قرار میگیرد.
معین فرخ تاج، سید علی مرعشی، سید اسماعیل هاشمی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه میزان اثربخشی رواندرمانی مثبتگرا با طرحواره درمانی بر گرایش به طلاق و تعاملات زناشویی در زوجین متقاضی طلاق زیر 5 سال زندگی مشترک بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی بوده که با دو گروه آزمایش (رواندرمانی مثبتگرا و طرحواره درمانی) و یک گروه کنترل در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی زوجینی بودند با زیر 5 سال زندگی مشترک به مراکز مشاوره شهر اهواز جهت درخواست طلاق در سال 1403 مراجعه کرده بودند. نمونه آماری 45 زوج بود با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و بهطور تصادفی در سه گروه (15 زوج در هر گروه) قرار گرفتند. گروه کنترل هیچکدام از مداخلات را دریافت نکردند. گروه رواندرمانی مثبتگرا تحت هشت جلسه 90 دقیقهای مداخلات درمانی مثبتگرا قرار گرفتند. همچنین گروه طرحواره درمانی تحت 7 جلسه 90 دقیقهای این مداخله قرار گرفتند. بهمنظور جمعآوری دادهها از پرسشنامههای میل به طلاق روزلت و همکاران (1986) و ثبات تعاملات زناشویی گاتمن (۱۹۹۹) استفاده شد. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر در نرمافزار SPSS استفاده شد.. یافتهها: یافتههای تحقیق نشان داد که هر دو روش طرحواره درمانی و رواندرمانی مثبتگرا بر روی گرایش به طلاق و تعاملات زناشویی در زوجین متقاضی طلاق در مراحل پسآزمون و پیگیری اثربخش بود (001/0>p). رواندرمانی مثبتگرا در افزایش تعاملات زناشویی زوجین متقاضی طلاق کمتر از 5 سال زندگی مشترک در مراحل پسآزمون و پیگیری اثربخشتر از طرحواره درمانی بوده است (001/0>p). اما در کاهش متغیرهای گرایش به طلاق زوجین متقاضی طلاق کمتر از 5 سال زندگی مشترک، طرحواره درمانی اثربخشی بیشتری نسبت به رواندرمانی مثبتگرا داشته است (01/0>p). نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که رواندرمانی مثبتگرا با تقویت هیجانات مثبت و افزایش صمیمیت، برای بهبود تعاملات زناشویی زوجین متقاضی طلاق کارآمدتر است.
فاطمه جلالی نجف آّبادی، ابراهیم نعیمی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر مطالعه ادراک مشاوران مراکز مشاوره دانشگاهها از نقش خود در پیشگیری از مصرف روانگردانها در دانشجویان بود. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه مورد مطالعه این تحقیق، مشاوران مراکز مشاوره دانشگاهها بودند. گروه نمونه شرکتکننده در پژوهش شامل 13 نفر از مشاوران (باتجربه در زمینه اعتیاد) مراکز مشاوره دانشگاههای تهران، علامهطباطبائی، الزهرا، صنعتی شریف، صنعتی امیرکبیر، علم و صنعت، خواجه نصیرالدین طوسی، صنعتی اصفهان، اصفهان، تبریز، گیلان، شیراز و فردوسی مشهد بودند.روش نمونهگیری در پژوهش حاضر به صورت هدفمند ملاکی بود. دادههای مرتبط با سؤال پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته جمعآوری شدند و یافتههای پژوهش به روش تحلیل مضمون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها:پس از تحلیل مصاحبهها و کدگذاری آنها ، 30 مضمون فرعی و 9 مضمون اصلی شامل: توجه مشاوران به عوامل خطر، آگاهی بخشی به دانشجویان، آگاهی بخشی به افراد مؤثر در ارتباط با دانشجویان، آموزشهای پیشگیرانه، مداخله درمانی مبتنی بر چارچوب حرفهای، توجه مشاوران به مؤلفههای تسهیلگری در پیشگیری، ظرفیت مؤثر دانشگاه در پیشگیری، بازدارندههای مؤثر در توجه مشاوران به موضوع پیشگیری و نقش عوامل مؤثر جامعهمحور در پیشگیری استخراج گردید. نتیجهگیری: براساس یافتههای بهدست آمده، میتوان بیان کرد که مشاوران مراکز مشاوره دانشگاهها با وجود توجه بر فعالیتهای آگاهیبخش و آموزش مهارتها، بیشتر بر نقش درمان و پیشگیری ثانویه و ثالث توجه دارند و در نقش پیشگیری اولیه، عوامل دیگر را مؤثرتر میدانستند. بنابراین لازم است تا مراکز مشاوران دانشگاهها در زمینه پیشگیری اولیه مؤثرتر عمل کنند و در جهت انجام اقدامات بیشتری در این زمینه گام بردارند، لذا تدوین یک برنامه منسجم و برگزاری دورههای آموزشی برای مشاوران در این مورد از طرف مقامات بالادستی برای تمام دانشگاهها ضروری است.
دکتر فهیمه فداکار داورانی، خانم مژگان کارشناس،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف : هدف از این پژوهش، بررسی میزان افسردگی، اضطراب و سلامت عمومی مادران دارای سقط جنین خود خواسته با توجه به متغیرهای تعداد فرزندان فعلی خانواده و مدت زمان گذشته از ازدواج در ارتباط با نرخ اقدام به سقط، است. روش: این مطالعه با روش همبستگی است که با مشارکت 300 نفر از زنان دارای حداقل یک سقط جنین عمدی با روش نمونه گیری هدفمند و پرسشنامه های افسردگی بک، اضطراب کتل و سلامت عمومی انجام شد. تحلیل داده ها از طریق تحلیل واریانس یک راهه صورت گرفت. یافته ها: یافته های تحقیق حاکی از ارتباط برخی مولفه های مورد بررسی با افسردگی و اضطراب و سلامت عمومی است. نتایج: نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان داد که بین سطوح متغیر مستقل (تعداد فرزندان) در میانگین نمرات افسردگی، اضطراب و سلامت عمومی و مؤلفه های علائم جسمانی و علائم اضطرابی تفاوت معنی داری وجود داشت. همچنین، نتایج آزمون مجذور خی نشان داد که بین سطوح متغیر «مدت زمان ازدواج» و نرخ اقدام به سقط رابطه معنی داری وجود دارد.
خانم مریم مرادیان، دکتر اقبال زارعی، دکتر کوروش محمدی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: خانوادهها به اشکال مختلفی پیکربندی میشوند. خانوادۀ ترکیبی یکی از انواع ساختارهای خانوادگی است که بهزیستی روانشناختی نوجوانان را تحتتاثیر قرار میدهد. پژوهش حاضر با هدف ارائۀ الگوی مفهومی از عوامل ناسازگاری نوجوانان پسر در خانوادۀ ترکیبی بر اساس شرایط و پیامدهای نظریه دادهبنیاد انجام شد. روش: این پژوهش به روش کیفی و با استفاده از رویکرد داده بنیاد در سال 1402 انجام شد. جامعه هدف در این مطالعه، نوجوانان پسر 13 تا 18 سالۀ دارای خانواده ترکیبی و مشغول به تحصیل در سه منطقۀ آموزش و پرورش شامل منطقه آموزش و پرورش ناحیه یک و ناحیه دو شهرستان شهرکرد و منطقه آموزش و پرورش گندمان در استان چهارمحال و بختیاری بودند. 12 دانشآموز پسر 13 تا 18 سال به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمهساختاریافته بود. دادهها با استفاده از روش کدگذاری استراوس وکوربین تحلیل شدند. یافتهها: کدگذاری دادههای مصاحبهها به شناسایی 81 کد باز، 24 کد محوری و 6 طبقۀ اصلی درباره عوامل ناسازگاری نوجوانان پسر در خانوادههای ترکیبی منجر شد. نتایج نشان داد «فقدان دلبستگی ایمن»، به عنوان مقولۀ محوری در بروز ناسازگاری نوجوانان دارای خانوادۀ ترکیبی نقش دارد. این مقوله تحتتاثیر عوامل علی (فراز و نشیبهای زندگی)، عوامل بافتی و زمینهای (شرایط فرهنگی و پیشینه) و عوامل مداخلهگر (ویژگیهای خانواده ناتنی و کیفیت روابط بینفردی) قرار دارد. همچنین راهبردهای بکارگرفتهشده در مواجه با فقدان دلبستگی ایمن، شامل برخی مکانیسمهای دفاعی (آرمانیسازی، خیالپردازی، پناه بردن به گوشی هوشمند/فضای مجازی،گسلش هیجانی) است که در نهایت منجر به بروز پیامدهایی همچون مشکلات تحصیلی و روانشناختی در نوجوانان پسر 13 تا 18 سال در خانوادۀ ترکیبی میگردد. نتیجهگیری: آنچه نوجوانان را در خانوادههای ترکیبی مستعد رفتارهای ناسازگارانه میکند صرفاً شرایط خانواده ترکیبی نیست بلکه وقایع استرسزای ناشی از شرایط خانوادۀ قبلی و ویژگیهای دورۀ نوجوانی در ترکیب با شرایط خانواده ترکیبی، موجب ناسازگاری نوجوانان میشود.
پریچهر یاوری زاده، رویا رسولی، عباس عبدالهی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده
بیثباتی زناشویی یکی از مهمترین چالشهای خانوادهها در نیمقرن اخیر بوده است. هدف: پژوهش حاضر به دنبال بررسی نقش تعدیلگر الگوهای ارتباطی در رابطه بین ناگویی هیجانی و بی ثباتی زناشویی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی_ همبستگی و به روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان و مردان متأهل شهرستان گتوند، استان خوزستان بوده است که از این جامعه تعداد 203 نفر به روش نمونهگیری در دسترس بهعنوان نمونه انتخاب شد. بهمنظور سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سولاوای (1985)، بی ثباتی زناشویی ادواردز و بوث(1987) و پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو(1997) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های آماری از نرم افزار SPSS 24 و Smart pls استفاده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که ارتباط مثبت معنی داری بین الگوی ارتباطی اجتناب متقابل، توقع/کنارهگیری و ناگویی هیجانی و بیثباتی زناشویی وجود دارد، رابطه بین الگوی ارتباطی سازنده متقابل، ناگویی هیجانی و بیثباتی زناشویی منفی معنیدار است؛ همچنین نتایج نشان داد که الگوهای ارتباطی سازنده متقابل و اجتناب متقابل نقش تعدیلگر را در رابطه بین ناگویی هیجانی و بیثباتی زناشویی ایفا میکنند درحالیکه الگوی ارتباطی توقع/ کنارهگیری نقش تعدیلگر را دراینرابطه ندارد (p<001).
نتیجه گیری: طبق یافته های این پژوهش آموزش و کسب الگوی ارتباطی سازنده توسط زوجین، با توجه به رابطه معنادار ناگویی هیجانی و بی ثباتی زناشویی می تواند نقش تعدیل کننده در کاهش آمار طلاق داشته باشد.
آقای یوسف پیلتن، دکتر محمد ربیعی، دکتر رضوان صالحی، دکتر محمدرضا عابدی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده
یافتن ابزارهای سنجش رغبت شغلی که هم ویژگیهای روانسنجی مطلوبی داشته باشند و هم با تحولات نوین مرتبط باشند، چالشی کنونی در ایران محسوب میشود.
هدف: هدف این مرور دامنهای، گردآوری فهرستی از ابزارهای سنجش رغبت شغلی موجود در ایران است که ویژگیهای روانسنجی آنها مورد بررسی قرار گرفته است.
روش: بدین منظور، در مجموع ۵۲ مقاله از پایگاههای داده سیویلیکا، پرتال جامع علوم انسانی، نورمگز، مگایران و SID استخراج گردید. فرآیند انتخاب مقالات بر اساس نمودار جریان PRISMA-ScR انجام شد و در نتیجه فرآیند غربالگری، ۱۲ مقاله نمونه (منتشر شده بین سالهای ۱۳۷۷ تا ۱۳۹۷) انتخاب گردید.
یافتهها: تحلیلها نشان داد که اکثر ابزارهای سنجش رغبت شغلی در ایران بر پایه ساختار رغبت هالند و مدل کروی تریسی ساخته شدهاند.
نتیجهگیری: همچنین، در بررسی ویژگیهای روانسنجی این ابزارها، عمدتاً بر روایی ساختار درونی و پایایی همسانی درونی تأکید شده است؛ ضمن اینکه تاکنون ابزاری مبتنی بر فرهنگ بومی ایران ساخته نشده است. انجام تحقیقات آتی برای پر کردن شکافهای موجود در شواهد مربوط به روایی ابزارهای سنجش رغبت شغلی در ایران ضروری است.