2 نتیجه برای ارزش
سمیه محمدی تیله نویی، محمدعلی رحمانی، شهره قربان شیرودی،
دوره 22، شماره 85 - ( 1-1402 )
چکیده
هدف: زوجین متقاضی طلاق دارای مشکلات فراوانی در روابط زناشویی خود هستند و یکی از روشهای مؤثر در بهبود ویژگیهای مرتبط با زندگی زناشویی، روش آموزش با رویکرد تلفیقی است. پژوهش حاضر بهمنظور تعیین تاثیر روج درمانی تلفیقی مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی بر ارزش ها و پذیرش روانشناختی در زوجین متقاضی طلاق انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه زوجین متقاضی طلاق ارجاع شده از دادگستری شهرستان بهشهر به مراکز مشاوره طرف قرارداد طرح کاهش طلاق در 6 ماهه دوم سال 1398 بود. در این کارآزمایی بالینی 32 نفر (16 زوج متقاضی طلاق) با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه 16 نفره آزمایش و گواه قرار گرفتند. مداخله زوجدرمانی تلفیقی مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی (لیو و مککی، 2012) در 14 جلسه 90 دقیقهای بهصورت گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد. ابزارهای پژوهش، شامل پرسشنامه پذیرش و عمل (بوند و همکاران، 2011) و پرسشنامه ارزشهای شخصی (شوارتز، 2002) بود. تحلیل دادهها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری انجام شد. یافتهها: نتایج نشان داد زوجدرمانی تلفیقی مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی بهطور معناداری منجر به بهبود پذیرش و عمل و ارزشها در زوجین متقاضی طلاق در مرحله پسآزمون شده است (05/0<P). نتیجهگیری: نتایج پژوهش بیانگر مؤثر بودن زوج درمانی تلفیقی مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی بر ارزشها و پذیرش روانشناختی در زوجین متقاضی طلاق بوده است.
طاهره نوری، مریم افشار،
دوره 25، شماره 98 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف پیشبینی اندیشهپردازی خودکشی براساس احساس خودارزشمندی، ترس از صمیمیت و پرخاشگری ارتباطی پنهان در زنان دارای تجربه خیانت زناشویی انجام شد. روش: پژوهش توصیفی-مقطعی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان متأهل دارای تجربه خیانت زناشویی همسر مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان درمانی در سطح شهر تهران در سال 1402 بود، که از بین آنها با روش نمونهگیری هدفمند تعداد 150 نفر انتخاب شد. گردآوری دادهها علاه بر چک لیست اطلاعات جمعیتشناختی با پرسشنامه گرایش به ایدهپردازی خودکشی (بک و همکاران، 1979)، پرسشنامه وابستگیهای ارزش خود (کروکر و همکاران، 2003)، پرسشنامه ترس از صمیمیت (دسکاتنر و ثلن، 1991) و پرسشنامه پرخاشگری ارتباطی پنهان (نلسون و کارول، 2006) انجام شد. تحلیل دادهها با روشهای آمار توصیفی، آزمون ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه با SPSS-v26 انجام شد. یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که احساس خودارزشمندی با اندیشهپردازی خودکشی در زنان دارای تجربه خیانت زناشویی همبستگی منفی و معنادار (47/0- = r، 005/>0 P) دارد؛ به این معنا که هر چه احساس خودارزشمندی در این زنان بالاتر باشد، اندیشهپردازی خودکشی در آنها کاهش مییابد. همچنین، ترس از صمیمیت (21/0 = r، 008/0> P) و پرخاشگری ارتباطی پنهان (40/0 = r، 002/0> P) با اندیشهپردازی خودکشی رابطه مثبت و معنادار داشتند. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای پیشبین (احساس خودارزشمندی، ترس از صمیمیت و پرخاشگری ارتباطی پنهان) در مجموع 38 درصد از واریانس اندیشهپردازی خودکشی (ضریب تعیین 38/0 = R²) را تبیین میکنند که در سطح 001/0 > P معنادار است. بالاترین توان تبیین مربوط به مؤلفه کنارهگیری عاطفی (از ابعاد پرخاشگری ارتباطی پنهان) با 42/0 = β و پایینترین توان مربوط به مؤلفههای تقوا/پرهیزگاری (از ابعاد احساس خودارزشمندی) با 09/0- = β و خراب کردن وجهه اجتماعی (از ابعاد پرخاشگری ارتباطی پنهان) با 09/0 = β بوده است. بر این اساس، میتوان با ارائه مداخلات و آموزشهای بهموقع و مناسب در راستای تقویت مهارت ارتباطی بین همسران، کاهش پرخاشگری ارتباطی پنهان (به ویژه کنارهگیری عاطفی)، و بهبود حس خودارزشمندی در افراد درگیر با تجربه خیانت همسر، میزان آسیبپذیری روانی-عاطفی و به تبع آن اندیشهپردازی خودکشی را به میزان قابل توجهی کاهش داد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که میتوان با ارائه مداخلات و آموزشهای به موقع و مناسب در راستای تقویت مهارت ارتباطی بین همسران و بهبود حس خودارزشمندی در افراد درگیر با تجربه خیانت همسر میزان آسیبپذیری روانی- عاطفی را کاهش بخشید.