2 نتیجه برای افکار خودکشی
ذبیح اله عباس پور، خانم گلشن واصل، خانم فاطمه جهان بین، خانم مینا احمدی بنی، خانم نرگس چرخاب،
دوره 23، شماره 90 - ( 4-1403 )
چکیده
هدف: هدف اصلی این پژوهش کاربرد خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی برای نوجوان تراجنسیتی با افکار خودکشیگرایی بود.
روش: در این پژوهش از طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه استفاده شد. نمونه پژوهش یک نوجوان تراجنسیتی (زن به مرد) و والدینش بودند که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. مقیاس افکار خودکشیگرایانه طی مراحل درمان توسط نوجوان تکمیل شد و خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی در 27 جلسه 90 دقیقهای اجرا شد. همچنین برای تحلیل و تفسیر دادهها از ترسیم دیداری استفاده شد.
نتایج: نتایج مرحله به مرحله خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی نشان میدهد این درمان در کاهش معنادار افکار خودکشیگرایی نوجوان تراجنسیتی مؤثر بوده است.
نتیجهگیری: کار بالینی موفق با نوجوانان تراجنسیتی و خانوادههای آنان رابطهای مبتنی بر دلبستگی ایمن ایجاد میکند. خانوادهدرمانگران میتوانند از خانوادهدرمانی مبتنی بر دلبستگی برای مداخله در خودکشیگرایی افراد تراجنستی استفاده کنند. این درمان در مواجهه مؤثر خانواده با روند تغییرات فرزند تراجنسیتی، مؤثر است.
محمدمهدی طاهری، فاطمه کوهنشین، علیرضا جهانی، زهرا جهانبخشی،
دوره 25، شماره 97 - ( 4-1405 )
چکیده
هدف: افکار خودکشی یک مسئله مهم در حوزه سلامت عمومی است که تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد. هدف این مطالعه تعیین رابطه شکست عاطفی و افکار خودکشی با نقش میانجی احساس تنهایی و معنا در زندگی بود،
روش: این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی با روش مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آمار پژوهش را کلیه دانشجویان ساکن شهر تهران در بازه سنی 18 تا 35 سال تشکیل می دادند. نمونه پژوهش به شیوه دردسترس انتخاب شد. ابزارها شامل پرسشنامه شکست عاطفی (راس، 1999)، افکار خودکشی (بک و همکاران، 1979)، معنای زندگی (استگر و همکاران، 2006) و احساس تنهایی (دیتوماسو و همکاران، 2004) بود. حجم نمونه این پژوهش 424 نفر بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از معادلات ساختاری و نرم افزار های SPSS و AMOS انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد داده ها با مدل برازش داشته و تمامی مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم معنادار بودند (p < 0/05). شکست عاطفی تأثیر مستقیم بر افکار خودکشی (β = 0/15) و بر احساس تنهایی (β = 0/46) داشت. شکست عاطفی تأثیر معکوس بر معنا در زندگی (β = -0/20) نشان داد. معنا در زندگی تأثیر معکوس بر افکار خودکشی (β = -0/22) و احساس تنهایی تأثیر مستقیم بر افکار خودکشی (β = 0/29) داشت. مسیرهای غیرمستقیم نیز از طریق میانجیگری معنا در زندگی (CI [0/02, 0/08]) و احساس تنهایی CI [0/09, 0/18]) بر افکار خودکشی معنادار بودند .
نتیجهگیری: بخشی از تاثیر شکست عاطفی بر افکار خودکشی از طریق تغییرات در احساس تنهایی و معنا در زندگی اعمال میشود. مداخلاتی که بر تقویت پیوندهای اجتماعی و تشویق به مشارکت در فعالیتهای معنادار تمرکز کنند، میتوانند به کاهش خطر خودکشی در افرادی که شکست عاطفی را تجربه کردهاند، کمک کنند.