جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای الگوی ارتباطی

زینب السادات حسینی، جواد جهان، مرجانه دیهیمی، سرور السادات سیاح، یوسف رنجبر سودجانی، مرضیه ح حبیبی، مرتضی علیزاده،
دوره 18، شماره 69 - ( 1-1398 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی زوج درمانی سیستمی- سازه‌گرا و آموزش الگوی ارتباطی خانواده کثرت‌گرا بر رضایت‌مندی زناشویی زنان مبتلا به سرطان سینه انجام شد. روش: این تحقیق نیمه آزمایشی همراه با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان سینه مراجعه کننده به یکی از کلینیک­های رادیوتراپی شهر تهران در سال 1394 بود که از بین آنها 30 نفر به روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف و از طریق مصاحبه انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آموزش الگوی ارتباطی خانواده کثرت‌گرا، زوج درمانی سیستمی- سازه‌گرا وگروه کنترل جایگزین شدند. به منظورجمع‌آوری اطلاعات از "مقیاس رضایت زناشویی انریچ" استفاده شد. از آزمون­های تحلیل کوواریانس یک­متغیره و تعقیبی شفه جهت تجزیه و تحلیل داده­ها استفاده شد. یافته‌ها: یافته­ها نشان داد که زوج درمانی سیستمی- سازه‌گرا و آموزش الگوی ارتباطی خانواده کثرت‌گرا به طور معناداری بر افزایش رضایت زناشویی افراد گروه آزمایش اثربخش بوده‌اند (01/0p<). همچنین نتایج آزمون تعقیبی شفه نشان داد میانگین نمرات گروه آموزش الگوی ارتباطی خانواده کثرت‌گرا از گروه زوج درمانی سیستمی– سازه‌گرا به طور معناداری بیشتر است (001/0p<). نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که از بین دو رویکرد زوج درمانی سیستمی- سازه‌گرا و آموزش الگوی ارتباطی خانواده کثرت‌گرا، آموزش الگوی ارتباطی خانواده کثرت گرا در اثربخشی بر رضایت مندی زناشویی مؤثرتر از درمان سیستمی-سازه گرا است. بنابراین، آموزش الگوی ارتباطی خانواده کثرت­گرا می­تواند به عنوان مداخله ترجیحی جهت افزایش رضایت­مندی زناشویی زنان مبتلا به سرطان سینه در مراکز مشاوره و روان­درمانی در نظر گرفته شود.
 

افشین صفرنیا، رودابه هوشمندی،
دوره 20، شماره 78 - ( 5-1400 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش الگوی ارتباطی خانواده کثرت‌گرا بر رضایت زناشویی زنان با سندرم نشانگان پیش از قاعدگی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی مراجعه کننده به درمانگاه طب زناشوئی شهر کرمانشاه در پاییز و زمستان 1395 بود که از بین آنها 30 نفر به روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف و از طریق مصاحبه اولیه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل به نسبت یکسان گمارده شدند. از پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ در 2 مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده شد. مداخله گروهی آموزش الگوی ارتباطی خانواده کثرت‌گرا بر روی گروه آزمایش به مدت 9 جلسه 5/1 ساعته در هر هفته 2 جلسه انجام شد؛ در حالی که بر روی گروه کنترل هیچ مداخله‌ای صورت نگرفت. یافته‌های حاصل از تحلیل کوواریانس یک‌متغیره بر روی نمرات پیش از درمان و درمان نشان داد که آموزش الگوی ارتباطی خانواده کثرت‌گرا بر افزایش میزان رضایت زناشویی زنان با سندرم نشانگان پیش از قاعدگی در سطح (001/0 p>) تأثیر معناداری دارد. بنابراین با استناد به یافته‌های به دست آمده از پژوهش حاضر می‌توان گفت، آموزش الگوی ارتباطی کثرت‌گرا که مبنی بر گفت و شنود بالا است نقش کلیدی در میزان رضایت زناشویی زنان با سندرم پیش از قاعدگی دارد.

پریچهر یاوری زاده، رویا رسولی، عباس عبدالهی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده

بی‌ثباتی زناشویی یکی از مهم‌ترین چالش‌های خانواده‌ها در نیم‌قرن اخیر بوده است. هدف: پژوهش حاضر به دنبال بررسی نقش تعدیلگر الگوهای ارتباطی در رابطه بین ناگویی هیجانی و بی ثباتی زناشویی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی _ همبستگی و به روش مدل‌یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان و مردان متأهل شهرستان گتوند، استان خوزستان بوده است که از این جامعه تعداد 203 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس به‌عنوان نمونه انتخاب شد. به‌منظور سنجش متغیرهای پژوهش از پرسش‌نامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سولاوای (1985)، بی ثباتی زناشویی ادواردز و بوث(1987) و پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو(1997) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌های آماری از نرم افزار SPSS 24 و Smart pls استفاده شد. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که ارتباط مثبت معنی داری بین الگوی ارتباطی اجتناب متقابل، توقع/کناره‌گیری و ناگویی هیجانی و بی‌ثباتی زناشویی وجود دارد، رابطه بین الگوی ارتباطی سازنده متقابل، ناگویی هیجانی و بی‌ثباتی زناشویی منفی معنی‌دار است؛ همچنین نتایج نشان داد که الگوهای ارتباطی سازنده متقابل و اجتناب متقابل نقش تعدیلگر را در رابطه بین ناگویی هیجانی و بی‌ثباتی زناشویی ایفا می‌کنند درحالی‌که الگوی ارتباطی توقع / کناره‌گیری نقش تعدیلگر را دراین‌رابطه ندارد (p<001). نتیجه‌گیری: طبق یافته‌های این پژوهش آموزش و کسب الگوی ارتباطی سازنده توسط زوج‌ها، با توجه به رابطه معنادار ناگویی هیجانی و بی ثباتی زناشویی می‌تواند نقش تعدیل کننده در کاهش آمار طلاق داشته باشد.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه علمی پژوهش های مشاوره می باشد.

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Counseling Research