4 نتیجه برای تحمل پریشانی
آسیه شریعتمدار، زهرا غروی،
دوره 14، شماره 55 - ( 7-1394 )
چکیده
، چکیده تاریخ دریافت: 30/5/94 - تاریخ پذیرش: 12/7/94 هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه تحریفهای شناختی افراد دارای معلولیت جسمی _ حرکتی با تحمل پریشانی بالا و پایین بود. روش: این مطالعه از نوع پژوهشهای علی _ مقایسهای بود. جامعه آماری شامل کلیه معلولین جسمی حرکتی شهر تهران در سال 1392 بود و نمونهگیری به صورت تصادفی انجام شد. با مراجعه به سه مرکز آموزش و نگهداری از افراد دارای معلولیت جسمی _ حرکتی شهر تهران 71 نفر با کسب رضایت آگاهانه در این پژوهش شرکت کردند. دادهها با استفاده از دو پرسشنامه تحریفهای شناختی (سالار، 1387) و تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) جمع آوری و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغییره مورد تحلیل آماری قرارگرفتند. یافتهها: مقدارF محاسبه شده در نمره کلی تحریف شناختی در سطح 000/0>p معنادار بود به عبارتی میزان تحریف شناختی در گروه دارای تحمل پریشانی پایین بطور معناداری بیشتر از گروه دارای تحمل پریشانی بالا بود. مقادیر Fمحاسبه شده در تمامی خرده مقیاسهای پرسشنامه تحریف شناختی بجز شخصیسازی نیز در سطح 001/0>p معنادار بود. نتیجهگیری: نتایج نشان داد افراد دارای معلولیت جسمی _ حرکتی با تحمل پریشانی پایین از تحریفهای شناختی بیشتری استفاده میکنند. . مقدمه
عبدالباسط محمودپور، ثنا دهقانپور، سحر ایجادی، شهلا محمدی،
دوره 20، شماره 79 - ( 7-1400 )
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت، بر تحمل پریشانی و احساس گناه مادران دارای کودکان معلول جسمی حرکتی بود. روش: این مطالعه از نظر روششناختی جز طرحهای نیمه تجربی از نوع پیشآزمون و پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودک معلول جسمی حرکتی بودند که فرزندانشان در مدارس استثنایی شهرستان سقز در سال تحصیلی 98-97 به تحصیل اشتغال داشتند. به این منظور، 24 نفر از مادران دارای کودک معلول جسمی حرکتی با روش نمونهگیری در دسترس از بین مدارس استثنایی انتخاب و با روش تصادفی به گروههای آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 12 نفر). مداخله درمانی به مدت 10 جلسه 75 دقیقهای بر روی گروه آزمایش انجام گرفت و به گروه کنترل هیچ آموزشی ارائه نشد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، مقیاس تحمل پریشانی (DTS) و آزمون عاطفه خودآگاه (TOSCA-2) بود که در مرحله پیشآزمون و پسآزمون تکمیل شد. دادهها با روش آماری تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. یافتهها: نتایج نشاندهنده وجود تفاوت معنادار در گروه آزمایش و گواه در مرحله پیش آزمون و پس آزمون بود (05/ p<). بر اساس این یافتهها درمان متمرکز بر شفقت بر کاهش احساس گناه و افزایش تحمل پریشانی مادران دارای کودک معلول جسمی-حرکتی اثرگذار است. نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که برنامه شفقت به خود از طریق فراهم کردن تجربیات مثبت، افزایش سازگاری با شرایط تنشزا و ابراز همدلی و همدردی میتواند تحمل پریشانی را در افراد افزایش داده و سطح احساس گناه مادران دارای فرزند معلول را کاهش دهد.
عبدالباسط محمودپور، آسیه شریعتمدار،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی و اثربخشی آن بر احساس شکست و تحمل پریشانی سالمندان بود.
روش: مطالعه حاضر طی دو مرحله انجام شد. ابتدا بسته مشاورهای سازگاری با آشیانه خالی تدوین و برای اعتباریابی آن از اعتبار محتوایی استفاده شد. سپس در این پژوهش برای سنجش اثربخشی بسته از طرح تجربی تک موردی یا تک آزمودنی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را سالمندان آشیانه خالی شهر تهران در سال 1401 تشکیل داده و نمونهگیری بهصورت در دسترس بوده است. نمونهها شامل 3 خانم سالمند آشیانه خالی مراجعهکننده به سرای محلههای شهرآرا و قلهک بودند که نمره بالایی در احساس شکست داشتند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامهی تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) و احساس شکست (گیلبرت و آلن، 1998) استفاده شد. بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی در 9 جلسه 60 دقیقهای بافاصله 1 هفته بین جلسات ارائه شد. روش تحلیل دادهها بهصورت تحلیل نگارهای بود و برای به دست آوردن اثربخشی بسته سازگاری یا آشیانه خالی از فرمول درصد بهبودی استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی باعث کاهش احساس شکست و افزایش تحمل پریشانی سالمندان آشیانه خالی شده است.
نتیجهگیری: باتوجه به اینکه بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی یک بسته مبتنی بر تجارب زیسته سالمندان آشیانه خالی است کمک میکند تا سالمندان بتوانند تحمل پریشانی بیشتری را تجربه و همچنین میزان احساس شکست آنها کاهش پیدا کند.
فاطمه جلالی نجف آّبادی، ابراهیم نعیمی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر مطالعه ادراک مشاوران مراکز مشاوره دانشگاهها از نقش خود در پیشگیری از مصرف روانگردانها در دانشجویان بود. ▐روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه مورد مطالعه این تحقیق، مشاوران مراکز مشاوره دانشگاهها بودند. گروه نمونه شرکتکننده در پژوهش شامل 13 نفر از مشاوران (باتجربه در زمینه اعتیاد) مراکز مشاوره دانشگاههای تهران، علامهطباطبائی، الزهرا، صنعتی شریف، صنعتی امیرکبیر، علم و صنعت، خواجه نصیرالدین طوسی، صنعتی اصفهان، اصفهان، تبریز، گیلان، شیراز و فردوسی مشهد بودند.روش نمونهگیری در پژوهش حاضر به صورت هدفمند ملاکی بود. دادههای مرتبط با سؤال پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته جمعآوری شدند و یافتههای پژوهش به روش تحلیل مضمون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ▐یافتهها:پس از تحلیل مصاحبهها و کدگذاری آنها، 30 مضمون فرعی و 9 مضمون اصلی شامل: توجه مشاوران به عوامل خطر، آگاهی بخشی به دانشجویان، آگاهی بخشی به افراد مؤثر در ارتباط با دانشجویان، آموزشهای پیشگیرانه، مداخله درمانی مبتنی بر چارچوب حرفهای، توجه مشاوران به مؤلفههای تسهیلگری در پیشگیری، ظرفیت مؤثر دانشگاه در پیشگیری، بازدارندههای مؤثر در توجه مشاوران به موضوع پیشگیری و نقش عوامل مؤثر جامعهمحور در پیشگیری استخراج گردید. ▐نتیجهگیری: براساس یافتههای بهدست آمده، میتوان بیان کرد که مشاوران مراکز مشاوره دانشگاهها با وجود توجه بر فعالیتهای آگاهیبخش و آموزش مهارتها، بیشتر بر نقش درمان و پیشگیری ثانویه و ثالث توجه دارند و در نقش پیشگیری اولیه، عوامل دیگر را مؤثرتر میدانستند. بنابراین لازم است تا مراکز مشاوران دانشگاهها در زمینه پیشگیری اولیه مؤثرتر عمل کنند و در جهت انجام اقدامات بیشتری در این زمینه گام بردارند، لذا تدوین یک برنامه منسجم و برگزاری دورههای آموزشی برای مشاوران در این مورد از طرف مقامات بالادستی برای تمام دانشگاهها ضروری است.