سیده فاطمه موسوی،
دوره 25، شماره 97 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: مطالعه وضعیت روانی نوجوانان در زمان جنگ و تأثیر درگیریهای نظامی بر سلامت روان آنها ضرورتی انکارناپذیر دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر درگیریهای نظامی در جنگ ۱۲ روزه تحمیلی رژیم صهیونیستی با ایران بر وضعیت روانی نوجوانان و جوانان در بستر خانواده انجام شد. روش: این مطالعه با روش توصیفی، رویکرد کیفی و تحلیل محتوا صورت گرفت. ۲۴ نوجوان و جوان مجرد (دامنه سنی ۲۴-۱۵ سال، میانگین±انحرافاستاندارد 71/2±33/19) عمدتاً ساکن استان تهران، بهصورت مجازی و از طریق مصاحبه ساختارمند مشارکت کردند. پاسخها در شش حوزه تحلیل شد: تفسیر و ادراک از جنگ، بروز احساسات و واکنشهای روانی/رفتاری، مواجهه با واکنشهای خود و اطرافیان، واکنش خانواده، ارزیابی آینده تحت تأثیر جنگ. در مجموع ۲۳ مقوله کلی و ۵۶ زیرمقوله استخراج شد. یافتهها: یافتهها نشان داد ادراک نوجوانان از جنگ در سه دسته تفسیر شخصی، هویتمحور و ارزشی قابل بررسی است. واکنشهای روانی-رفتاری آنها شامل گوشبزنگی، مشکلات خُلقی، هیجانات دوگانه، خوگیری و عادیسازی، و خودمقاومسازی بود. مواجهه با واکنشها در سه الگوی فاصلهگیری از واقعیت، واکنشهای روانی فعال، و واکنشهای معنوی ظهور یافت. خانوادهها نیز با بیکنشی، فاصلهگیری، اضطراب، واکنشهای فعال و معنوی پاسخ دادند. ارزیابی آینده نیز در پنج مقوله رفتارهای معطوفبهخود و اجتماع، آینده غیرقابلپیشبینی، گذران روال عادی زندگی، و پیامدهای منفی دستهبندی شد. نتیجهگیری: در مجموع، جنگ بهعنوان پدیدهای بحرانی و آسیبزا، در بافتار هویت ملی-دینی-تاریخی هر فرهنگ تفسیرپذیر است.
مریم سلگی، آیناز عربی،
دوره 25، شماره 98 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف: بحران جنگ میتواند تجربه کودکان خردسال را در ابعاد مختلف هیجانی، شناختی و رفتاری تحت تأثیر قرار دهد. با وجود اهمیت این موضوع، پژوهشهای مستقیم درباره چگونگی تجربه والدین از تغییرات روحی و رفتاری کودکان زیر شش سال در شرایط جنگی محدود است. هدف پژوهش حاضر، فهم تجربه زیسته والدین از وضعیت روحی و رفتاری کودکان زیر شش سال در شرایط تنش و بحران ناشی از جنگ و شناسایی ابعاد این تجربه بود.
روش: این پژوهش با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفت. مشارکتکنندگان شامل ۱۶ والد دارای کودک زیر شش سال بودند که تجربه بحران جنگ را داشتند و به شیوه هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش هفتمرحلهای کُلایزی تحلیل شدند.
یافتهها: تحلیل تجارب زیسته والدین نشان داد که تجربه کودکان زیر شش سال از شرایط تنش و بحران جنگ، تجربهای چندبعدی است که در ابعاد هیجانی، شناختی و رفتاری بازتاب مییابد. مضمون هستهای «پیامدها و فرایند سازگاری با بحران جنگ در کودکان» شناسایی شد که در قالب هفت مضمون اصلی شامل «بستر شکلگیری تجربه کودک»، «برانگیختگی و ناامنی هیجانی»، «تلاش کودک برای جستوجوی امنیت»، «بازتاب جنگ در شناخت و معنایابی کودک»، «بازتاب جنگ در رفتار و بازیهای کودک»، «اثرگذاری اقدامات والدین بر نوع تجربه کودک» و «سازگاری و بازگشت به وضعیت طبیعی» سازمان یافت. در مجموع، یک مضمون هستهای، هفت مضمون اصلی و ۲۱ مضمون فرعی استخراج شد.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که تجربه کودکان خردسال(زیر 6 سال) از بحران جنگ، فرایندی چندبعدی است که از نحوه مواجهه آنان با پیامدهای جنگ آغاز شده و در قالب ترس و نگرانی، حساسیت به صدا، احساس خطر و تهدید، افزایش نیاز به حضور والدین، پرسشگری درباره جنگ و مرگ، تغییر در خواب و فعالیتهای روزمره و دگرگونی در بازیها آشکار میشود