خانم زهرا رحیمی صادق، دکتر فرامرز سهرابی، دکتر احمد برجعلی، دکتر محمد رضا فلسفی نژاد، دکتر عبداله معتمدی،
دوره 18، شماره 71 - ( 7-1398 )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف تدوین برنامه آموزش مهارتهای زندگی (مهارتهای خودآگاهی، مقابله با استرس و همدلی) مبتنی بر فرهنگ اسلامی در زنان مطلقه انجام شد.
روش: روش پژوهش کیفی از نوع روایتی و استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته است. جامعه آماری شامل کلیه زنان مطلقه مراجعهکننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهر کرمان و متخصصان زوجدرمانی این شهر است که 15 نفر از مراجعان و 10 نفر از متخصصان با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از روش مصاحبه و پرسشنامه متخصصان استفاده شد و حجم نمونه بر اساس اشباع نظری مصاحبهها انتخاب شد. دادهها بر اساس روش لینکلن و گوبا تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که برنامه آموزش مهارتهای زندگی در قالب 3 محور اصلی خودآگاهی، همدلی و مقابله با استرس، 11 محور فرعی بود. مهارت خودآگاهی شامل آگاهی از خالق خود، آگاهی از معاد، قرب خداوند و شناخت وجود خود میشد. مهارت همدلی شامل زمینهسازهای فرعی خشنود ساختن، همدردی و عیادت، دید و بازدید و مراوده، و شاد بودن و شاد نمودن میشد. مهارت مقابله با استرس شامل کمک و یاری خداوند، دعا و یاد خداوند، و عبادات میشد. همچنین میزان روایی محتوایی این برنامه بر اساس روش لاوشه و مبتنی بر نظر متخصصان دارای نسبت روایی محتوایی (CVR) 80/0 بود.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش میتوان گفت که برنامه آموزش مهارتهای زندگی مبتنی بر فرهنگ اسلامی برنامه مناسب و کارآمدی برای توانمندسازی زنان مطلقه در زندگی است.
لاله جمال پور، دکتر محمد ربیعی، دکتر رضوان صالحی نجف آبادی،
دوره 25، شماره 98 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف: یکی از مسائل مهم در آموزشوپرورش، موفقیت تحصیلی و تجارب آموزشی بر اساس علایق، سطح دانش و تجارب یادگیری با توجه به موقعیت اقتصادی و فرهنگی خانوادهها و دانشآموزان است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش خودآگاهی از رغبتها بر اساس نظریه رنگهای واقعی بر بیتصمیمی مسیر شغلی در بین دانشآموزان نهم انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری یکماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان پسر پایه نهم در مدارس متوسطه دوم شهر اصفهان در سال تحصیلی 1400-1401 بوده است. نمونه آماری شامل 44 دانشآموز بود که با روش در دسترس انتخابشده و بهتصادف در گروههای آزمایش (22 نفر) و کنترل (22 نفر) گمارش شدند. گروه آزمایش 7 جلسه 90 دقیقهای تحت آموزش خودآگاهی از رغبتها بر اساس نظریه رنگهای واقعی قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماندند. ابزار جمعآوری اطلاعات شامل پرسشنامه بی تصمیمی شغلی توسط اسیپو، کرانی و باراک (1976) و چکلیست اولویتبندی انتخاب رشته بود. بهمنظور بررسی و تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار آماری SPSS23 و روش تحلیل واریانس اندازههای مکرر استفاده شد. یافتهها: نتایج بهدستآمده نشان داد که مداخلات آموزش خودآگاهی از رغبتها بر اساس نظریه رنگهای واقعی بر کاهش بیتصمیمی مسیر شغلی آنها اثربخش بوده است و اثرات این مداخلات در بیتصمیمی مسیر شغلی در مرحله پیگیری نیز باقیمانده است (05/0>p). نتیجهگیری: طبق یافتههای بهدستآمده از این پژوهش میتوان گفت آموزش خودآگاهی از رغبتها بر اساس نظریه رنگهای واقعی، روش مناسبی برای غلبه بر بیتصمیمی مسیر شغلی برای دانشآموزان پسر پایه نهم است.