9 نتیجه برای خودکشی
یحیی یاراحمدی، ناصر یوسفی،
دوره 14، شماره 54 - ( 4-1394 )
چکیده
، چکیده تاریخ دریافت: 6/8/93_ تاریخ پذیرش: 1/2/94 این پژوهش با هدف مقایسۀ تأثیر خانواده درمانی مبتنی بر درمان نظام عاطفی بوون ومعنا درمانی درکاهش میل به خودکشی در میان مراجعان به مراکز مشاوره دانشگاههای آزاد اسلامی واقع در منطقه 11 صورت گرفت. طرح این پژوهش از نوع آزمایشی به شیوۀ پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه تحقیق مراجعان به مراکز مشاوره دانشگاههای آزاد اسلامی واقع در منطقه 11 بوده است. از این جامعه 60 آزمودنی به شیوۀ تصادفی ساده هدفمند انتخاب شدند، با ابزار اندیشه پردازی خودکشی بک(1979) و مصاحبه تشخیصی میزان متغیرهای وابستۀ در آزمودنیها اندازهگیری شد (پیش آزمون) و سپس به شیوۀ جایگزینی تصادفی، افراد در سه گروه 20 نفری(گروه بونی، معنا درمانی و گواه)گماشته شدند، بنابراین سه گروه نظام عاطفی و معنادرمانی و گواه شکل گرفت. پس از اجرای مداخله پس آزمون در آزمودنیهای هر سه گروه اجرا شد و در نهایت دادههای جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل کووراریانس چندراهه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که هر دو رویکرد تأثیر درمان نظام عاطفی بوون ومعنا درمانی درکاهش میل به خودکشی آزمودنیها مؤثرند. همچنین نتایج پژوهش نشان داد، بین دو رویکرد در کاهش میل به خودکشی تفاوت معناداری و جود ندارد. بر اساس یافتههای تحقیق دو رویکرد درمان نظام عاطفی بوون ومعنا درمانی درکاهش میل به خودکشی اثر یکسانی دارند. .
احمدرضا کیانی چلمردی، زهره صفدریان، علی جعفری بنفشه درق، سلیمان احمدبوکانی،
دوره 19، شماره 76 - ( 12-1399 )
چکیده
هدف: خودکشی یکی از علل اصلی مرگ و میر، خصوصاً در نوجوانان و جوانان است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ساختاری الگوی سه مرحلهای خودکشی در دانشجویان بود روش: پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود که با روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعۀ آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی بود که 630 نفر از آنها به صورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامۀ اقدام به خودکشی دهینگرا، بودوشک و اُکانر (2016)، خردهمقیاس نشانگان افسردگی _ گرایش به خودکشی، مقیاس درد روانی بر مبنای تئوری اشنیدمن (1993)، مقیاس ناامیدی فراسر و همکاران (2014)، پرسشنامۀ نیازهای بینفردی جوینر و همکاران (2005)، توانایی اکتساب شدۀ خودادراکی برای خودکشی بر اساس مطالعۀ ریمکویسین، هاوگود، اُگورمن و دیلئو (2016)، پرسشنامۀ ظرفیت خودکشی دیهینگرا (2018) بود. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که مجموعۀ ناامیدی و درد روانی مهمترین پیشبینیگرهای افکار خودکشی هستند و نبود نیازهای بینفردی نقش محافظتی دارد. با این حال، تنها توانایی اکتساب شدۀ خودکشی، آن هم بهطور محدودی توانایی پیشبینی اقدام به خودکشی را دارد. بحث و نتیجهگیری: نتایج نشان دادند درد روانی و ناامیدی هم بهطور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم از طریق ایده خودکشی و ظرفیت ادراکی خودکشی روی اقدام به خودکشی تاثیر معنادار میگذارد. همچنین ارتباط بین ظرفیت اکتسابی خودکشی با اقدام به خودکشی در مدل به دلیل بار عاملی پایین و برازش بهتر مدل حذف شد. از این یافتهها نتیجه گرفته میشود که این مدل از برازش مناسبی در جامعۀ ایرانی برخوردار است. مجموعهی از ناامیدی و درد روانی مطابق با مدل سه مرحلهای منجر به تشکیل افکار خودکشی میشود و نبود نیازهای بینفردی میتواند به عنوان یک عامل محافظتی عمل کند.
مسعود اسدی، محسن نظری فر، حسن ابراهیم زاده، الهام فتحی، منیژه دانشپور،
دوره 21، شماره 82 - ( 3-1401 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش اختلالات روانی و تابآوری در مقابل خودکشی در اقدام به خودکشی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، پس رویدادی است. روش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه جوانان پسر شهر قزوین بود و نمونه آماری با توجه به روش مطالعه پس رویدادی شامل 80 نفر از این افراد بود که به شیوه هدفمند انتخاب و در دو گروه اقدامکنندگان به خودکشی و افراد عادی قرار گرفتند. جهت گردآوری دادهها از چک لیست نشانههای اختلالات روانی تجدید نظرشده (SCL-90-R) و پرسشنامه تابآوری در مقابل خودکشی (عثمان و همکاران، 2004) استفاده شد. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد میانگین نمرات افرادی که اقدام به خودکشی داشتهاند، در نمره کلی اختلالات روانی و خرد مقیاسهای پرخاشگری، اضطراب، وسواس، حساسیت فردی، شکایات جسمانی، روان پریشی، تصورات پارانوئیدی، افسردگی و ترس مرضی به طور معناداری بالاتر از افراد عادی بود. همچنین میانگین نمرات افرادی که اقدام به خودکشی داشتهاند، در نمره کلی تابآوری و خرده مقیاسهای محافظ درونی، ثبات هیجانی و محافظ بیرونی به طور معناداری کمتر از گروه عادی بود (05/0>P). نتیجهگیری: بر اساس نتایج به دست آمده پیشنهاد میشود با آموزشهای روانشناختی تابآوری در مقابل خودکشی را افزایش داده و با مداخلات مبتنی بر نظریههای رواندرمانی، میتوان با کاهش اختلالات روانی که در پژوهش حاضر نقش مهمی در اقدام به خودکشی داشتند، خطر خودکشی را کاهش داد.
نیلوفر بهشتی، محمود نجفی،
دوره 21، شماره 83 - ( 7-1401 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش مقایسه راهبردهای شناختیتنظیمهیجان، تکانشگری و افکارخودکشی در مبتلایان به اختلال وسواس، دوقطبی و افراد بهنجار بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع علّی_مقایسهای بود. جامعه آماری شامل افرادی که در سال 1400 در شهر سمنان مطابق نظر روانپزشک تشخیص اختلال وسواس و دوقطبی گرفته بودند
و نیز افراد عادی که براساس خوداظهاری و استفاده از چکلیست نشانههای اختلالات روانی مبتلا به اختلال نبودند بود. 50 بیمار مبتلا به وسواس و 50 بیمار دوقطبی و نیز 50 فرد عادی به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. پرسشنامه تنظیمشناختیهیجان گرانفسکی، تکانشگری بارت و افکارخودکشی بک اجرا شد. جهت تحلیل دادهها از تحلیل واریانس چندمتغیری استفاده شد. یافتهها: تنظیم شناختی هیجان، تکانشگری و افکارخودکشی در سه گروه تفاوت معنادار دارد. میانگین نمرات گروه مبتلایان نسبت به گروه عادی در مولفههای منفی تنظیمهیجان، تکانشگری و افکارخودکشی بیشتر بود((p<0.05. در مولفه مثبت تنظیمهیجان میانگین نمرات گروه دوقطبی نسبت به وسواس بیشتر بود((p<0.05. در تنظیم هیجان منفی میانگین نمرات مبتلایان به وسواس نسبت به مبتلایان به دوقطبی بیشتر بود((p<0.05. همچنین میانگین نمرات گروه وسواس نسبت به دوقطبی در تکانشگریشناختی بیشتر بود((p<0.05 اما در مولفههای حرکتی و عدمبرنامهریزی بین گروه مبتلایان تفاوتی مشاهده نشد(p>0.05). نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش برگزاری کارگاههای آموزشی جهت به حداقل رساندن آسیبهای ناشی از نارسایی در تنظیمهیجان، تکانشگری و افکارخودکشی، طراحی برنامههای حمایتی در جمعیت عمومی و مبتلایان به وسواس و دوقطبی و نیز طرح درمان مناسب جهت پیشگیری از شدت یا عود علائم بیماران میتواند موثر باشد.
دکتر احمدرضا کیانی، آقای افشین حسن زاده، خانم یاسمن جمشیدیان، خانم زهرا جهانبخشی،
دوره 22، شماره 88 - ( 10-1402 )
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر پیشبینی اقدام به خودکشی بر اساس درد روانی، نیازهای بین فردی و فشار همسالان در دانش آموزان بود. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعهآماری پژوهش شامل کلیهی دانشآموزان شهر رشت در سال 1400 بود که از بین آنها 250 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس درد روانی اشنیدمن (1993)، نیازهای بین فردی جوینر و همکاران (2006)، اقدام به خودکشی دهینگرا، بودوشک و اُکانر (2016) و پرسشنامه محققساخته فشار همسالان بودند و دادهها با همبستگی پیرسون و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: نتایج نشان دادند که بین درد روانی، ادراک سربار بودن و فشار همسالان با اقدام به خودکشی رابطه معنیداری وجود دارد (01/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که که درد روانی و تعلقپذیری خنثی قادر به پیشبینی اقدام به خودکشی در دانشآموزان میباشد (05/0>P). اما سهم درد روانی در پیشبینی اقدام به خودکشی در دانشآموزان بیشتر بود. نتیجه گیری:. میتوان نتیجه گرفت که کاستن از درد روانی دانشآموزان و بالا بردن میزان تعلق و ارزشمندی آنها از طریق درگیر کردن انها در فعالیتهای معنادار و تعاملات انسانی میتواند باعث کاهش میزان خودکشی در آنها شود
ذبیح اله عباس پور، خانم گلشن واصل، خانم فاطمه جهان بین، خانم مینا احمدی بنی، خانم نرگس چرخاب،
دوره 23، شماره 90 - ( 4-1403 )
چکیده
هدف: هدف اصلی این پژوهش کاربرد خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی برای نوجوان تراجنسیتی با افکار خودکشیگرایی بود.
روش: در این پژوهش از طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه استفاده شد. نمونه پژوهش یک نوجوان تراجنسیتی (زن به مرد) و والدینش بودند که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. مقیاس افکار خودکشیگرایانه طی مراحل درمان توسط نوجوان تکمیل شد و خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی در 27 جلسه 90 دقیقهای اجرا شد. همچنین برای تحلیل و تفسیر دادهها از ترسیم دیداری استفاده شد.
نتایج: نتایج مرحله به مرحله خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی نشان میدهد این درمان در کاهش معنادار افکار خودکشیگرایی نوجوان تراجنسیتی مؤثر بوده است.
نتیجهگیری: کار بالینی موفق با نوجوانان تراجنسیتی و خانوادههای آنان رابطهای مبتنی بر دلبستگی ایمن ایجاد میکند. خانوادهدرمانگران میتوانند از خانوادهدرمانی مبتنی بر دلبستگی برای مداخله در خودکشیگرایی افراد تراجنستی استفاده کنند. این درمان در مواجهه مؤثر خانواده با روند تغییرات فرزند تراجنسیتی، مؤثر است.
محمدمهدی طاهری، فاطمه کوهنشین، علیرضا جهانی، زهرا جهانبخشی،
دوره 25، شماره 97 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: افکار خودکشی یک مسئله مهم در حوزه سلامت عمومی است که تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد. هدف این مطالعه تعیین رابطه شکست عاطفی و افکار خودکشی با نقش میانجی احساس تنهایی و معنا در زندگی بود،
روش: این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی با روش مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آمار پژوهش را کلیه دانشجویان ساکن شهر تهران در بازه سنی 18 تا 35 سال تشکیل می دادند. نمونه پژوهش به شیوه دردسترس انتخاب شد. ابزارها شامل پرسشنامه شکست عاطفی (راس، 1999)، افکار خودکشی (بک و همکاران، 1979)، معنای زندگی (استگر و همکاران، 2006) و احساس تنهایی (دیتوماسو و همکاران، 2004) بود. حجم نمونه این پژوهش 424 نفر بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از معادلات ساختاری و نرم افزار های SPSS و AMOS انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد داده ها با مدل برازش داشته و تمامی مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم معنادار بودند (p < 0/05). شکست عاطفی تأثیر مستقیم بر افکار خودکشی (β = 0/15) و بر احساس تنهایی (β = 0/46) داشت. شکست عاطفی تأثیر معکوس بر معنا در زندگی (β = -0/20) نشان داد. معنا در زندگی تأثیر معکوس بر افکار خودکشی (β = -0/22) و احساس تنهایی تأثیر مستقیم بر افکار خودکشی (β = 0/29) داشت. مسیرهای غیرمستقیم نیز از طریق میانجیگری معنا در زندگی (CI [0/02, 0/08]) و احساس تنهایی CI [0/09, 0/18]) بر افکار خودکشی معنادار بودند .
نتیجهگیری: بخشی از تاثیر شکست عاطفی بر افکار خودکشی از طریق تغییرات در احساس تنهایی و معنا در زندگی اعمال میشود. مداخلاتی که بر تقویت پیوندهای اجتماعی و تشویق به مشارکت در فعالیتهای معنادار تمرکز کنند، میتوانند به کاهش خطر خودکشی در افرادی که شکست عاطفی را تجربه کردهاند، کمک کنند.
طاهره نوری، مریم افشار،
دوره 25، شماره 98 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف پیشبینی اندیشهپردازی خودکشی براساس احساس خودارزشمندی، ترس از صمیمیت و پرخاشگری ارتباطی پنهان در زنان دارای تجربه خیانت زناشویی انجام شد. روش: پژوهش توصیفی-مقطعی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان متأهل دارای تجربه خیانت زناشویی همسر مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان درمانی در سطح شهر تهران در سال 1402 بود، که از بین آنها با روش نمونهگیری هدفمند تعداد 150 نفر انتخاب شد. گردآوری دادهها علاه بر چک لیست اطلاعات جمعیتشناختی با پرسشنامه گرایش به ایدهپردازی خودکشی (بک و همکاران، 1979)، پرسشنامه وابستگیهای ارزش خود (کروکر و همکاران، 2003)، پرسشنامه ترس از صمیمیت (دسکاتنر و ثلن، 1991) و پرسشنامه پرخاشگری ارتباطی پنهان (نلسون و کارول، 2006) انجام شد. تحلیل دادهها با روشهای آمار توصیفی، آزمون ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه با SPSS-v26 انجام شد. یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که احساس خودارزشمندی با اندیشهپردازی خودکشی در زنان دارای تجربه خیانت زناشویی همبستگی منفی و معنادار (47/0- = r، 005/>0 P) دارد؛ به این معنا که هر چه احساس خودارزشمندی در این زنان بالاتر باشد، اندیشهپردازی خودکشی در آنها کاهش مییابد. همچنین، ترس از صمیمیت (21/0 = r، 008/0> P) و پرخاشگری ارتباطی پنهان (40/0 = r، 002/0> P) با اندیشهپردازی خودکشی رابطه مثبت و معنادار داشتند. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای پیشبین (احساس خودارزشمندی، ترس از صمیمیت و پرخاشگری ارتباطی پنهان) در مجموع 38 درصد از واریانس اندیشهپردازی خودکشی (ضریب تعیین 38/0 = R²) را تبیین میکنند که در سطح 001/0 > P معنادار است. بالاترین توان تبیین مربوط به مؤلفه کنارهگیری عاطفی (از ابعاد پرخاشگری ارتباطی پنهان) با 42/0 = β و پایینترین توان مربوط به مؤلفههای تقوا/پرهیزگاری (از ابعاد احساس خودارزشمندی) با 09/0- = β و خراب کردن وجهه اجتماعی (از ابعاد پرخاشگری ارتباطی پنهان) با 09/0 = β بوده است. بر این اساس، میتوان با ارائه مداخلات و آموزشهای بهموقع و مناسب در راستای تقویت مهارت ارتباطی بین همسران، کاهش پرخاشگری ارتباطی پنهان (به ویژه کنارهگیری عاطفی)، و بهبود حس خودارزشمندی در افراد درگیر با تجربه خیانت همسر، میزان آسیبپذیری روانی-عاطفی و به تبع آن اندیشهپردازی خودکشی را به میزان قابل توجهی کاهش داد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که میتوان با ارائه مداخلات و آموزشهای به موقع و مناسب در راستای تقویت مهارت ارتباطی بین همسران و بهبود حس خودارزشمندی در افراد درگیر با تجربه خیانت همسر میزان آسیبپذیری روانی- عاطفی را کاهش بخشید.
ماریه عبدالقادری،
دوره 25، شماره 98 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف:پژوهش حاضر به واکاوی چرخه امید و ناامیدی: تجربیات نوسانی افکار خودکشی در میان دانشجویان طی یک نیمسال تحصیلی در طول تشدید تنشهای ایران و آمریکا میپردازد. هدف این مطالعه، فهم ماهیت پویا و زمینهمندِ این افکار در پیوند با فشارهای فردی، ساختار دانشگاهی و بحرانهای اجتماعی بوده است. روش: این پژوهش با بهرهگیری از رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و مبتنی بر الگوی هفتمرحلهای کولایزی، دادههای حاصل از مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با یازده دانشجو را تحلیل کرد. یافتهها:یافتهها در قالب هفت مضمون اصلی صورتبندی شد: فروپاشی حس امنیت، انباشت فشار روانی، چرخه نوسانی امید و ناامیدی، افکار خودکشی به مثابه زبان درماندگی، بحران سیاسی به عنوان تقویتکننده کیفی پریشانی، عوامل محافظتکننده و بازاندیشی وجودی. نتایج نشان میدهد که افکار خودکشی در این جمعیت، نه پدیدهای ایستا، بلکه تجربهای چرخهای و عمیقاً متأثر از برهمکنش فشارهای فردی و تهدیدهای کلان است. نتیجهگیری : این یافتهها ضرورت بازنگری در نظامهای غربالگری دانشگاهی و گذار از ارزیابیهای مقطعی به سمت رویکردهای زمانمند، بافتحساس و چندسطحی را برجسته میسازد. مداخلات بالینی باید فراتر از نشانهشناسی، بر درک منطق درونی «گیر افتادگی»، پایش موجهای خطر و بازسازی معنا در دانشجویان متمرکز باشند