جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای داده‌بنیاد

اکرم مطهری نصب، کیومرث فرح بخش، احمد برجعلی، نورعلی فرخی،
دوره 22، شماره 85 - ( 1-1402 )
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف تدوین و اعتبار‌یابی الگوی رضایت زناشویی در پاندمی‌ها و بررسی اثربخشی آن بر بهزیستی روان‌شناختی در دوره کرونا اجرا شد. روش: در این پژوهش از روش تحقیق آمیخته (در بخش کیفی، از روش نظام‌مند نظریه داده‌بنیاد و در بخش کمّی، از روش نیمه‌آزمایشی و طرح تک‌آزمودنی از نوع AB) استفاده شد. مشارکت‌کنندگان پژوهش در بخش کیفی، 24 نفر از زنان متاهل25- 55 سال (12 نفر دارای رضایت زناشویی و 12 نفر فاقد رضایت زناشویی) بودند که با رعایت معیارهای لازم و روش نمونه‌گیری هدفمند تا مرز اشباع داده‌ها، انتخاب شدند. جامعه هدف در بخش کمّی، زنان متاهل 25 تا 55 ساله دارای فرزند 6 تا 13 ساله شهر تهران بودند که تعداد 3 نفر از آنان با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و در مداخله شرکت کردند. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه‌ساختار‌یافته و در بخش کمّی، مقیاس رضایت زناشویی اینریچ (1993) و مقیاس بهزیستی روان‌شناختی ریف (1988) بود. داده‌ها در بخش کیفی، با استفاده از روش تحلیل مقایسه مداوم استراوس و کُربین (در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی) و در بخش کمّی، بر اساس شاخص‌های تحلیل دیداری مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: تحلیل داده‌ها در بخش کیفی منجر به شناسایی 79 کد باز و 26 کد محوری و 4 کد انتخابی شامل «نیازهای ارتباطی؛ ویژگی‌های شخصیتی؛ عوامل اجتماعی و راهبردهای رفتاری» شد. پس از تلفیق مقوله‌ها، الگوی رضایت زناشویی در ایام کرونا، تدوین و روایی محتوای آن تائید شد. نتایج تحقیق در بخش کمّی، اثربخشی مداخله مبتنی بر الگو بر بهزیستی روان‌شناختی را نشان داد. نتیجه‌گیری: بر اساس نتیجه پژوهش حاضر می‌توان از الگوی استخراج‌شده، جهت انجام مداخلات مشاوره‌ای در حوزه‌های زوج و خانواده برای تسهیل انطباق‌پذیری با بحران‌های مشابه استفاده کرد.
صادق کثیر، عباس امان الهی، غلامرضا رجبی، ذبیح اله عباس پور،
دوره 24، شماره 93 - ( 1-1404 )
چکیده

هدف: اگر چه ناباروری به عنوان یک بیماری تهدیدکننده‌ی زندگی طبقه‌بندی نمی‌شود، اما یک بحران در زندگی است که پیامدهایی را در زمینه‌های روانی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی به دنبال دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین پیامدهای ناباروری بر مردان نابارور با تأکید بر عملکرد جنسی انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع کیفی و با روش داده بنیاد انجام شد. از این‌رو با 14 نفر از مردان ناباروری که در طول سال 1402 به دنبال درمان ناباروری خود بودند با روش نمونه‌گیری هدفمند مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته‌ای انجام شد و یافته‌های آن به ترتیب با روش استراوس و کوربین (1999) و سه روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: تحلیل داده‌ها منجربه شناسایی 25 کد باز و 4 مقوله‌ی اصلی شد که در 2 کد محوری ره‌آوردهای فردی و ره‌آوردهای زوجی دسته‌بندی شدند. یافته‌ها نشان داد که ناباروری تأثیر منفی بر عملکرد جنسی مردان نابارور نابارور دارد و این تأثیر منفی پیامدهای فردی و زوجی را برای این افراد به همراه دارد. ره‌آوردهای زوجی ناباروری بر مردان نابارور شامل رنج‌ها و دشواری‌های عاطفی- رابطه‌ایِ متأثر از زندگی عاری از فرزند و درماندگی در مدیریت تعارضات جنسی زوجی بود. همچنین ره‌آوردهای فردی شامل سختی‌ها و مشکلات جنسی متأثر از زندگی عاری از فرزند و اندوه ناشی از نارضایتی جنسی بود.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که ناباروری پیامدهای منفی بر عملکرد جنسی مردان نابارور دارد. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که ناباروری منجر به بروز اختلالاتی همچون کاهش میل جنسی، انزال زودرس و اختلال در نعوظ در مردان نابارور می‌شود. همچنین کاهش کیفیت رابطه‌ی جنسی و کاهش فراوانی مقاربت از پیامدهای دیگر ناباروری بر عملکرد جنسی در بعد فردی بود که مجموعه‌ی این چالش‌ها در عملکرد جنسی، منجر به نارضایتی جنسی و به تبع آن غم و اندوهی در مشارکت‌کنندگان در پژوهش شده بود. تجربه‌ی رنج‌ها و دشواری‌های عاطفی-رابطه‌ای و درماندگی در مدیریت تعارضات زوجی، ره‌آوردهای زوجی شناسایی شده در پژوهش حاضر بود. یافته‌های پژوهش حاضر می‌توانند به عنوان پیشنهاداتی برای ارجاع افراد یا زوج‌های نابارور به یک متخصص سلامت جنسی و روابط جنسی مورد استفاده قرار گیرد.
 
زهراسادات پورسیدآقایی، سیده عفت حسینی،
دوره 25، شماره 99 - ( 7-1405 )
چکیده

: سوگ ضربه‌ای والدین در پی از دست دادن ناگهانی و خشونت‌بار فرزند، نظام معنایی و هویتی آنان را در هم می‌شکند؛ بااین‌حال، برخی از والدین در بسترهای فرهنگی-مذهبی با بهره‌گیری از منابع معنایی، سوگ را به فرایند بازسازی خویشتن تبدیل می‌کنند. هدف پژوهش حاضر کشف و تبیین الگوی بازسازی هویت قدسی پس از سوگ ضربه‌ای در والدین شهدای حمله موشکی میناب بود.. روش: مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و روش داده‌بنیاد نظام‌مند (اشتراوس و کوربین) در سال ۱۴۰۵ در شهرستان میناب انجام شد. مشارکت‌کنندگان ۱۷ نفر از والدین شهدا (۱4 مادر و 3 پدر) بودند که با نمونه‌گیری هدفمند و تا اشباع نظری انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق در جوار مزار شهدای میناب گردآوری شد. تحلیل داده‌ها هم‌زمان با گردآوری و بر اساس مراحل سه‌گانه کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) انجام شد. برای اطمینان‌یابی از استحکام یافته‌ها، از راهبردهای لینکلن و گوبا شامل مثلث‌سازی داده‌ها و تحلیلی، بازبینی اعضا، و مستندسازی کامل مراحل پژوهش استفاده شد.یافته‌ها: الگوی نهایی حول مقوله مرکزی «بازسازی هویت قدسی پس از سوگ ضربه‌ای» تبیین شد. شرایط علّی شامل «جهان‌بینی توحیدی» و «تربیت قدسی‌محور فرزندان» بود. بستر فرایند را «فرهنگ شیعی شهادت»، «تقدس‌یابی مکانی»، «زیست‌جهان معنوی خانواده»، «بافت حمایت‌گر خانواده گسترده» و «حمایت زناشویی هویت‌بخش» تشکیل می‌داد. والدین از پنج راهبرد «تفسیر قدسی فقدان»، «مقابله مذهبی مثبت»، «حفظ پیوند نمادین با شهید»، «مشارکت در مناسک جمعی» و «بازسازی هویت اجتماعی» بهره می‌گرفتند. پیامد این فرایند «رشد و تعالی وجودی» بود که در ابعاد «انسجام خودانگاره جدید»، «بازگشت عاملیت و جهت‌مندی»، «تنظیم هیجان و پذیرش فقدان»، «معنا و آرامش پایدارتر» و «بازشناسی و منزلت اجتماعی» تجلی یافت.نتیجه‌گیری: سوگ ضربه‌ای در بستر گفتمان شهادت می‌تواند از تجربه‌ای صرفاً آسیب‌زا به فرایند بازسازی هویت قدسی تبدیل شود. این یافته‌ها بر ضرورت توجه به ابعاد فرهنگی-دینی در مداخلات سوگ تأکید دارد.
 



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه علمی پژوهش های مشاوره می باشد.

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Counseling Research