6 نتیجه برای راهبردهای مقابله
کیمیا واعظی،
دوره 17، شماره 68 - ( 10-1397 )
چکیده
هدف: هدف این مطالعه، بررسی راهبردهای مقابلهای زنان مطلقه با شرایط پس ازطلاق است. روش: مطالعه کیفی حاضر با روش تحلیل تماتیک و از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با شرکت 21 زن مطلقه ساکن شهرستان بانه انجام گرفت. نمونهگیری به روش هدفمند انجام شد و تا رسیدن به اشباع دادهها ادامه یافت. یافتهها: تحلیل دادههای کیفی حاکی از دو نوع راهبرد مقابلهای شامل راهبردهای سازگارانه و راهبردهای ناسازگارانه در مقابله با شرایط پس از طلاق در میان زنان مطلقه بود. نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که کاربرد راهبردهای مقابلهای در زنان مطلقه با توجه به توان فردی، حمایت خانوادگی و اجتماعی و نیز سرمایه اقتصادی- اجتماعیای که در اختیار دارند، متفاوت است. شناخت راهبردهای مقابلهای زنان با شرایط پس از طلاق درک جامعتری از نیازهای آنان به دست میآورد، بر همین اساس توانمندسازی زنان مطلقه، آموزش شیوههای سازگاری، تقویت زمینههای حمایت خانوادگی و فرصتهای اجتماعی از جمله اقداماتی است که منجر به افزایش سازگاری زنان با شرایط پس از طلاق خواهد شد.
دکتر اصغر جعفری،
دوره 19، شماره 74 - ( 5-1399 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش مقایسه انعطافپذیری شناختی، سرمایه روانشناختی و راهبردهای مقابله با درد بین افراد مبتلا به کووید19 پاسخدهنده و عدم پاسخدهنده به درمان خانگی بود. روش: روش پژوهش علی _ مقایسهای بود. جامعه آماری، افراد مبتلا به کووید 19 پاسخدهنده و عدم پاسخدهنده به درمان خانگی در شهر تهران بودند. با استفاده از روش نمونهگیری گلوله برفی، 87 نفر پاسخدهنده به درمان خانگی و 92 نفر عدم پاسخدهنده به درمان خانگی انتخاب شدند و پرسشنامههای انعطافپذیری شناختی دنیس و وندروال (2010)، سرمایه روانشناختی لوتانز و همکاران (2007) و راهبردهای مقابله با درد روزنشتایل و کیف (1983) را تکمیل کردند. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شدند. یافتهها: بین انعطافپذیری شناختی، ابعاد سرمایه روانشناختی و راهبردهای مقابله با درد گروههای پاسخدهنده و عدم پاسخدهنده به درمان تفاوت معناداری وجود داشت (01/0P<). راهبرد مقابلهای فاجعهآفرینی در گروه پاسخدهنده به درمان کمتر از گروه عدم پاسخدهنده به درمان بود ولی در انعطافپذیری شناختی، خودکارآمدی، امیدواری، تابآوری، خوشبینی و راهبردهای مقابلهای توجه برگردانی، تفسیر مجدد درد، گفتگو با خود، نادیده انگاشتن درد، دعا- امیدواری، افزایش فعالیت رفتاری) گروه پاسخدهنده به درمان بالاتر از گروه عدم پاسخدهنده به درمان بود. نتیجهگیری: انعطافپذیری شناختی، سرمایه روانشناختی و راهبردهای مقابله با درد در پاسخدهی به درمان خانگی کووید 19 تأثیر دارند. نتایج شواهدی را نشان داد که بکارگیری مداخلات پیشگیرانه و درمانی مبتنی بر روانشناسی مثبت مانند تقویت انعطافپذیری شناختی، سرمایه روانشناختی و راهبردهای کارآمد مقابله با درد میتوانند در روند درمان خانگی و افزایش پاسخ به درمان کووید 19 موثر باشند.
سلمان زارعی، نیاز یوسفی،
دوره 19، شماره 75 - ( 9-1399 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه راهبردهای مقابلهای و سطوح سازش روانشناختی در زنان افسرده و غیر افسرده با تجربه مرگ داخل رحمی انجام شد. روش: این مطالعه از نوع علی- مقایسهای بود. جامعه پژوهش زنان دارای تجربه مرگ داخل رحمی افسرده و غیر افسرده بود که در سال 96 دارای پرونده فعال در مطبهای تخصصی نازایی منطقه 3 شهر تهران بودند. با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس 30 نفر از زنان افسرده با تجربه مرگ داخل رحمی و 30 نفر از زنان غیر افسرده دارای تجربه مرگ داخل رحمی بهعنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه مقابله با موقعیتهای فشارزا، مقیاس سلامتروانی و پرسشنامه افسردگی بک استفاده شد. دادهها با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شد. یافتهها: نتایج نشان داد که زنان افسرده از راهبردهای مقابلهای هیجانیمدار و زنان غیر افسردهراهبردهای مقابلهای مسئلهمدار بهطور معناداری بیشتر استفاده میکنند (01/0>P). اما در راهبردهای مقابلهای اجتنابی بین زنان غیر افسرده و افسرده تفاوت معناداری مشاهده نشد (79/0=P). همچنین، نتایج نشان داد که درماندگی روانشناختی زنان غیر افسرده بهطور معناداری از زنان افسرده پایینتر است و زنان غیرافسرده از بهزیستی روانشناختی بالاتری برخوردار میباشند (001/0>P). نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که راهبردهای مقابلهای و سازش روانشناختی متغیرهایی هستند که میتوانند بر افسردگی زنان با تجربه مرگ داخل رحمی تاثیر داشته باشند. بنابراین برای درمان افسردگی این افراد، باید به این متغیرها توجه داشت.
زهرا فرازی، ابراهیم نامنی، حمید نجات، دکتر محمدرضا صفاریان،
دوره 21، شماره 82 - ( 3-1401 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی ترکیب دو روش خانواده درمانی بافت نگر و ساختاری بر همبستگی و راهبردهای مقابلهای زوجهای دارای نارضایتی زناشویی بود. روش پژوهش: طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش تمام زوجهای دارای نارضایتی زناشویی مراجعهکننده به مراکز مشاوره خانواده در شهر بیرجند که در 6 ماه اول سال 98 به این مراکز مراجعه کردند که از میان آنها 20 زوج دارای نارضایتی زناشویی به صورت در دسترس و هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (10 زوج) و کنترل (10 زوج) قرار داده شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه راهبردهای مقابلهای لازاروس و فولکمن (1988) و مؤلفه همبستگی پرسشنامه اولسون، پورتنر و لوی (1996) بود که به منظور جمع آوری اطلاعات در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بر روی آزمودنیها اجرا شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون تجزیه و تحلیل واریانس با اندازه گیریهای مکرر استفاده شد. یافته ها: یافتهها حاکی ازاین بود که تلفیق دو روش خانواده درمانی بافت نگر و ساختاری بر همبستگی و راهبردهای مقابلهای مسألهمدار زوجهای دارای نارضایتی زناشویی تاثیر دارد(05/0›p)؛ لازم به ذکر است، ماندگاری اثر درمان بعد از دو ماه حفظ شده است (05/0›p)؛ نتایج نشان داد، تلفیق دو روش خانواده درمانی بافت نگر و ساختاری بر راهبردهای مقابلهای هیجانمدار زوجها تأثیر نداشت (05/0‹P). نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که تلفیق روشهای خانواده درمانی بافت نگر و ساختاری باعث همبستگی و راهبردهای مقابله مسألهمدار زوجهای دارای نارضایتی زناشویی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است.
مطهره نوروزی، محمدسجاد صیدی، علیرضا رشیدی،
دوره 24، شماره 94 - ( 5-1404 )
چکیده
هدف: سندروم آشیانه خالی نوعی احساس غم و تنهایی است که والدین یا سرپرستان پس از ترک خانه توسط فرزندان تجربه میکنند. این پژوهش با هدف واکاوی راهبردهای مقابلهای والدین درگیر این سندروم که از بهزیستی روانشناختی بالایی برخوردارند، انجام شد.
روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی اجرا شد. در سال 1402، 137 نفر از والدین شهرستان اسلامآباد غرب به «مقیاس بهزیستی معنوی» (دهشیری و همکاران، 1392) پاسخ دادند. از میان آنان، 23 نفر که نمرهای بالاتر از یک انحراف معیار نسبت به میانگین کسب کرده بودند، انتخاب شدند و در نهایت، 13 نفر با استفاده از نمونهگیری هدفمند و بر اساس ملاکهای ورود در مطالعه شرکت کردند. دادهها از طریق مصاحبههای بیساختار گردآوری و با روش کولایزی در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.
یافتهها: تحلیل تجارب شرکتکنندگان منجر به شناسایی 251 کد باز، 39 کد محوری و 3 کد انتخابی شامل راهبردهای مقابلهای فردی، خانوادگی و اجتماعی شد.
نتیجه گیری: بهرهگیری از راهبردهای فردی مانند خودآگاهی و مثبتاندیشی، راهبردهای خانوادگی همچون تقویت ارتباط و همدلی، و راهبردهای اجتماعی از جمله مشارکت در فعالیتهای مذهبی و اجتماعی میتواند به کاهش علائم سندروم آشیانه خالی و سازگاری بهتر والدین کمک کند.
فاطمه جلالی نجف آّبادی، ابراهیم نعیمی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر مطالعه ادراک مشاوران مراکز مشاوره دانشگاهها از نقش خود در پیشگیری از مصرف روانگردانها در دانشجویان بود. ▐روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه مورد مطالعه این تحقیق، مشاوران مراکز مشاوره دانشگاهها بودند. گروه نمونه شرکتکننده در پژوهش شامل 13 نفر از مشاوران (باتجربه در زمینه اعتیاد) مراکز مشاوره دانشگاههای تهران، علامهطباطبائی، الزهرا، صنعتی شریف، صنعتی امیرکبیر، علم و صنعت، خواجه نصیرالدین طوسی، صنعتی اصفهان، اصفهان، تبریز، گیلان، شیراز و فردوسی مشهد بودند.روش نمونهگیری در پژوهش حاضر به صورت هدفمند ملاکی بود. دادههای مرتبط با سؤال پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته جمعآوری شدند و یافتههای پژوهش به روش تحلیل مضمون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ▐یافتهها:پس از تحلیل مصاحبهها و کدگذاری آنها، 30 مضمون فرعی و 9 مضمون اصلی شامل: توجه مشاوران به عوامل خطر، آگاهی بخشی به دانشجویان، آگاهی بخشی به افراد مؤثر در ارتباط با دانشجویان، آموزشهای پیشگیرانه، مداخله درمانی مبتنی بر چارچوب حرفهای، توجه مشاوران به مؤلفههای تسهیلگری در پیشگیری، ظرفیت مؤثر دانشگاه در پیشگیری، بازدارندههای مؤثر در توجه مشاوران به موضوع پیشگیری و نقش عوامل مؤثر جامعهمحور در پیشگیری استخراج گردید. ▐نتیجهگیری: براساس یافتههای بهدست آمده، میتوان بیان کرد که مشاوران مراکز مشاوره دانشگاهها با وجود توجه بر فعالیتهای آگاهیبخش و آموزش مهارتها، بیشتر بر نقش درمان و پیشگیری ثانویه و ثالث توجه دارند و در نقش پیشگیری اولیه، عوامل دیگر را مؤثرتر میدانستند. بنابراین لازم است تا مراکز مشاوران دانشگاهها در زمینه پیشگیری اولیه مؤثرتر عمل کنند و در جهت انجام اقدامات بیشتری در این زمینه گام بردارند، لذا تدوین یک برنامه منسجم و برگزاری دورههای آموزشی برای مشاوران در این مورد از طرف مقامات بالادستی برای تمام دانشگاهها ضروری است.