4 نتیجه برای شکست عاطفی
عباس امان الهی، کوثر تردست، خالد اصلانی،
دوره 13، شماره 50 - ( 4-1393 )
چکیده
_ _ چکیده تاریخ دریافت: 20/4/92 _ تاریخ پذیرش: 25/1/93 هدف از پژوهش حاضر پیشبینی سلامت عمومی براساس مؤلفههای خودشفقتی (خودمهربانی، خودقضاوتی، انسانیت مشترک، انزوا، ذهنآگاهی و شناخت بیش از حد) در دانشجویان دختر دارای تجربهی شکست عاطفی دانشگاههای شهر اهواز بود. روش پژوهش حاضر همبستگی و از نوع پیشبین بود و آزمودنیهای آن را 190 دانشجوی دارای تجربهی شکست عاطفی در طی یک سال گذشته تشکیل میدادند. انتخاب گروه نمونه به روش نمونهگیری هدفمند انجام شد. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامههای سلامت عمومی گلدنبرگ و خودشفقتی نف بود. برای تحلیل دادهها از روش تحلیل ممیز استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که ترکیب خطی متغیرهای پژوهش قادر به پیشبینی سلامت عمومی در دانشجویان دختر دارای تجربهی شکست عاطفی دانشگاههای شهر اهواز است. همچنین در تحلیل ممیز به روش گام به گام مشخص گردید که کارآمدترین متغیرها در پیشبینی سلامت عمومی به ترتیب شناخت بیش از حد و انسانیت مشترک هستند. در بررسی متغیرها به صورت جداگانه نیز مشخص گردید که همهی متغیرها شامل خودمهربانی، خودقضاوتی، انسانیت مشترک، انزوا، ذهنآگاهی و شناخت بیش از حد، پیشبینهای معنیداری برای سلامت عمومی در دانشجویان دختر دارای تجربهی شکست عاطفی در دانشگاههای شهر اهواز میباشند.
عباس امان الهی، مهرانگیز زارع، غلامرضا رجبی،
دوره 16، شماره 64 - ( 10-1396 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)در افزایش پذیرش و رشد پس از شکست در دانشجویان دختر دارای تجربه آسیب عاطفی شهر اهواز میباشد. جامعهی آماری این پژوهش شامل دانشجویان دختر دارای تجربهی شکست عاطفی دانشگاههای شهر اهواز بود که دست کم 3 ماه تا 1 سال از شکست عاطفیشان گذشته بود. نمونههای پژوهش به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. نمونه شامل سه دانشجوی دختر دارای تجربه شکست عاطفی بود که در پرسشنامه نشانگان ضربه عشق (LTI) نمره بالاتر از 20 کسب کردند. در این پژوهش از طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایهی چندگانه ناهمزمان استفاده شد و آزمودنیها قبل از درمان، میانهی درمان، پایان درمان و 1 ماه پس از پایان درمان به پرسشنامه پذیرش و اقدام (AAQ) و پرسشنامهی رشد و تکامل پس آسیبی پاسخ دادند. دادهها به روش ترسیم دیداری، درصد بهبودی و شاخص تغییر پایا (RCI) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر افزایش پذیرش و رشد پس از شکست دانشجویان دارای تجربه شکست عاطفی مؤثر میباشد.
الهام زمانشعار، حمید رضائیان، سیمین حسینیان، عباس عبداللهی،
دوره 21، شماره 83 - ( 7-1401 )
چکیده
هدف: اتمام روابط عاطفی موقعیتی است که تاثیرات موقت و پایداری بر سلامت روانشناختی افراد دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی چگونگی هویت روایتی افراد دچار شکست عاطفی انجام شد. روش: با روش نمونهگیری هدفمند، 15 مشارکتکنندۀ دچار شکست عاطفی که معیارهای ورود به پژوهش را داشتند انتخاب شدند. داستانهای آنها با استفاده از فرم اصلاح شدۀ «مصاحبۀ روایتی رابطه» جمعآوری شد. سپس دادهها، مورد تحلیل تماتیک قرار گرفت. پس از تعیین زیرتمها و تمهای اصلی، یک مدل مفهومی از روایت افراد ارائه شد. یافتهها: 63 زیرتم و 13 تم از تحلیل بدست آمد. تمهای نهایی در قالب یک مدل که بیانگر وضعیت هویت روایتی مشارکتکنندگان بود ارائه شد. این مدل حاکی از آن است که مشارکتکنندگان تمایل دارند گذشته را به مثابۀ شکست، حال را به مثابۀ وقفه و آینده را به مثابۀ ناامیدی روایت کنند. مفهوم خود مطلوب، در بخشهای مختلف روایت آنها پنهان بود، خود مطلوبی که فرد در رابطۀ تمام شده تجربه کرده بود یا آن رابطۀ خاص در جستجوی آن بود. نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر به نظر میرسد افراد دچار شکست عاطفی که در دورۀ گذار، حالت وقفه را تجربه میکنند، دچار نوعی گسست در روایت-خود هستند که احساس میکنند توانایی ترمیم آن را ندارند. نتایج این مطالعه میتواند در درک بهتر هویت روایتی آنها و احتمالاً ایجاد یک مداخلۀ روانشناختی برای این دوره موثر واقع شود
محمدمهدی طاهری، فاطمه کوهنشین، علیرضا جهانی، زهرا جهانبخشی،
دوره 25، شماره 97 - ( 4-1405 )
چکیده
هدف: افکار خودکشی یک مسئله مهم در حوزه سلامت عمومی است که تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد. هدف این مطالعه تعیین رابطه شکست عاطفی و افکار خودکشی با نقش میانجی احساس تنهایی و معنا در زندگی بود،
روش: این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی با روش مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آمار پژوهش را کلیه دانشجویان ساکن شهر تهران در بازه سنی 18 تا 35 سال تشکیل می دادند. نمونه پژوهش به شیوه دردسترس انتخاب شد. ابزارها شامل پرسشنامه شکست عاطفی (راس، 1999)، افکار خودکشی (بک و همکاران، 1979)، معنای زندگی (استگر و همکاران، 2006) و احساس تنهایی (دیتوماسو و همکاران، 2004) بود. حجم نمونه این پژوهش 424 نفر بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از معادلات ساختاری و نرم افزار های SPSS و AMOS انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد داده ها با مدل برازش داشته و تمامی مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم معنادار بودند (p < 0/05). شکست عاطفی تأثیر مستقیم بر افکار خودکشی (β = 0/15) و بر احساس تنهایی (β = 0/46) داشت. شکست عاطفی تأثیر معکوس بر معنا در زندگی (β = -0/20) نشان داد. معنا در زندگی تأثیر معکوس بر افکار خودکشی (β = -0/22) و احساس تنهایی تأثیر مستقیم بر افکار خودکشی (β = 0/29) داشت. مسیرهای غیرمستقیم نیز از طریق میانجیگری معنا در زندگی (CI [0/02, 0/08]) و احساس تنهایی CI [0/09, 0/18]) بر افکار خودکشی معنادار بودند .
نتیجهگیری: بخشی از تاثیر شکست عاطفی بر افکار خودکشی از طریق تغییرات در احساس تنهایی و معنا در زندگی اعمال میشود. مداخلاتی که بر تقویت پیوندهای اجتماعی و تشویق به مشارکت در فعالیتهای معنادار تمرکز کنند، میتوانند به کاهش خطر خودکشی در افرادی که شکست عاطفی را تجربه کردهاند، کمک کنند.