2 نتیجه برای طرحواره درمانی
مهناز قطره سامانی، محمود نجفی،
دوره 23، شماره 91 - ( 9-1403 )
چکیده
هدف: اختلال وسواس _ جبری یکی از اختلالهای شایع است و مداخلههای متعددی برای این اختلال وجود دارد اما برخی بیماران نتیجه مطلوب نمیگیرند. هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد همراه با مواجهه و جلوگیری از پاسخ(ACT+ERP) با طرحواره درمانی همراه با مواجهه و جلوگیری از پاسخ (ST+ERP) برشدت وسواس و باورهای وسواسی بیماران مبتلابه اختلال وسواس _ جبری بود.
روش: طرح این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون و پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه بیماران مبتلابه اختلال وسواس _ جبری در سال 1402 در اصفهان بود. شصت نفر با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه (در هر گروه 20 نفر) گمارش تصادفی شدند. گروههای آزمایش هشت جلسه 60 دقیقهای ACT+ERP و ST+ERP دریافت کردند. در این پژوهش از پرسشنامه افکار وسواسی_44 (گروه متخصصان کار روی شناختهای وسواس فکری-عملی،1997) و پرسشنامه مقیاس وسواس فکری و عملی ییل_براون (گودمن و همکاران،1989) استفاده شد. فرضیهها از طریق آزمون کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که اثربخشی ACT+ERP و ST+ERP برشدت وسواس و باورهای وسواسی بیماران بهطور جداگانه، در مقایسه با گروه کنترل تأثیر معناداری داشته است (001/0>p).
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش ACT+ERP و ST+ERP بر کاهش شدت وسواس و باورهای وسواس بیماران مبتلابه اختلال وسواس _ جبری مؤثر است. همچنین ACT+ERP نسبت به ST+ERP تأثیر بیشتری بر کاهش شدت وسواس فکری و عملی بیماران مبتلابه اختلال وسواس _ جبری داشت.
معین فرخ تاج، سید علی مرعشی، سید اسماعیل هاشمی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه میزان اثربخشی رواندرمانی مثبتگرا با طرحواره درمانی بر گرایش به طلاق و تعاملات زناشویی در زوجهای متقاضی طلاق زیر 5 سال زندگی مشترک بود. ▐روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی بوده که با دو گروه آزمایش (رواندرمانی مثبتگرا و طرحواره درمانی) و یک گروه کنترل در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی زوجهایی بودند با زیر 5 سال زندگی مشترک به مراکز مشاوره شهر اهواز جهت درخواست طلاق در سال 1403 مراجعه کرده بودند. نمونه آماری 45 زوج بود با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و بهطور تصادفی در سه گروه (15 زوج در هر گروه) قرار گرفتند. گروه کنترل هیچکدام از مداخلات را دریافت نکردند. گروه رواندرمانی مثبتگرا تحت هشت جلسه 90 دقیقهای مداخلات درمانی مثبتگرا قرار گرفتند. همچنین گروه طرحواره درمانی تحت 7 جلسه 90 دقیقهای این مداخله قرار گرفتند. بهمنظور جمعآوری دادهها از پرسشنامههای میل به طلاق روزلت و همکاران (1986) و ثبات تعاملات زناشویی گاتمن (۱۹۹۹) استفاده شد. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر در نرمافزار SPSS استفاده شد. ▐یافتهها: یافتههای تحقیق نشان داد که هر دو روش طرحواره درمانی و رواندرمانی مثبتگرا بر روی گرایش به طلاق و تعاملات زناشویی در زوجهای متقاضی طلاق در مراحل پسآزمون و پیگیری اثربخش بود (001/0>p). رواندرمانی مثبتگرا در افزایش تعاملات زناشویی زوجهای متقاضی طلاق کمتر از 5 سال زندگی مشترک در مراحل پسآزمون و پیگیری اثربخشتر از طرحواره درمانی بوده است (001/0>p). اما در کاهش متغیرهای گرایش به طلاق زوجهای متقاضی طلاق کمتر از 5 سال زندگی مشترک، طرحواره درمانی اثربخشی بیشتری نسبت به رواندرمانی مثبتگرا داشته است (01/0>p). ▐نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که رواندرمانی مثبتگرا با تقویت هیجانات مثبت و افزایش صمیمیت، برای بهبود تعاملات زناشویی زوجهای متقاضی طلاق کارآمدتر است. در مقابل، طرحوارهدرمانی با تمرکز بر اصلاح طرحوارههای ناسازگار و الگوهای عمیق شناختیـهیجانی، در کاهش گرایش به طلاق اثربخشی بیشتری دارد. بنابراین، درمانگران میتوانند براساس نوع مشکل زوجها، از هر رویکرد بهعنوان مداخله مناسب و هدفمند استفاده کنند.