جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای مشاوره شغلی

ندا رشیدی، محمد سجاد صیدی، علیرضا رشیدی،
دوره 20، شماره 80 - ( 12-1400 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر مشاوره شغلی توان‏مبنا  بر مکاشفه مسیر شغلی، خودکارآمدی و باورهای ناکارآمد مسیر شغلی فارغ‌التحصیلان بیکار انجام گرفت. روش: طرح پژوهش، نیمه آزمایشی و از نوع پیش‌آزمون _ پس‌آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه‌ی مورد پژوهش شامل کلیه فارغ‌التحصیلان زن بیکار شهرستان اسلام‌آباد غرب در سال 1396 بود. از جامعه فوق 28 نفر با توجه به معیارهای ورود و خروج از طریق نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و سپس به‏صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 14 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی چهار جلسه‌ی نود دقیقه‌ای، (یک جلسه در هفته) مشاوره شغلی توان مبنا را دریافت کردند و در‏ این مدت، گروه گواه هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. برای گردآوری داده‏ها از پرسشنامه‏ی ‏مکاشفه مسیر ‏شغلی،  پرسشنامه خودکارآمدی‏ مسیرشغلی و پرسشنامه افکار‏ ناکارآمد مسیر شغلی استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده‌ها با روش  تحلیل‏کواریانس تک متغیری انجام شد. یافته‏ها: یافته‌های پژوهش در‏مرحله پس‌آزمون و پیگیری نشان داد بین دو گروه آزمایش و گواه از نظر مکاشفه مسیر ‏شغلی (01/0 P<،99/102=F ؛01/0 P<،66/68=F)، خودکارآمدی مسیر ‏شغلی (01/0 P<،94/47=F ؛01/0 P<،31/34=F) و باورهای‏ ناکارآمد مسیر شغلی تفاوت معناداری وجود دارد (01/0 P<،22/88=F ؛01/0 P<،89/7=F) و این تفاوت در‏طول زمان (با پیگیری سه ‌ماهه) پایدار است.  نتایج: با‏توجه‏به یافته‌های پژوهش می‌توان استنتاج کرد که مشاوره شغلی توان مبنا مدلی اثربخش در افزایش مکاشفه مسیر شغلی و خودکارآمدی مسیر ‏شغلی و کاهش باورهای‏ناکارآمد‏ مسیر شغلی فارغ‌التحصیلان بیکار است.

- محمد امبن زارعی،
دوره 25، شماره 99 - ( 7-1405 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مشاوره شغلی مبتنی بر طراحی مسیر حرفه‌ای بر رضایت شغلی، تعهد سازمانی و بهره‌وری نیروی انسانی کارکنان شرکت‌های وابسته به صندوق ذخیره فرهنگیان انجام شد.روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری سه‌ماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان شرکت‌های وابسته به صندوق ذخیره فرهنگیان بود. از میان کارکنان واجد شرایط، ۶۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و پس از همتاسازی اولیه بر اساس ویژگی‌های جمعیت‌شناختی و شغلی، در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش طی هشت جلسه نوددقیقه‌ای، هفته‌ای یک جلسه، در برنامه مشاوره شغلی مبتنی بر طراحی مسیر حرفه‌ای شرکت کرد، در حالی که گروه کنترل در این مدت فقط برنامه‌های معمول سازمانی را دریافت کرد. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه رضایت شغلی، پرسشنامه تعهد سازمانی و پرسشنامه بهره‌وری نیروی انسانی استفاده شد. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شدند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که اثر تعاملی زمان و گروه برای رضایت شغلی، تعهد سازمانی و بهره‌وری نیروی انسانی معنادار است. میانگین نمرات گروه آزمایش در هر سه متغیر از مرحله پیش‌آزمون به پس‌آزمون افزایش یافت و این افزایش در مرحله پیگیری سه‌ماهه نیز تا حد زیادی حفظ شد. در مقابل، گروه کنترل در طول مراحل پژوهش تغییر معناداری نشان نداد.نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها، مشاوره شغلی مبتنی بر طراحی مسیر حرفه‌ای می‌تواند به‌عنوان مداخله‌ای مؤثر در توسعه منابع انسانی، افزایش رضایت شغلی، تقویت تعهد سازمانی و بهبود بهره‌وری کارکنان به کار گرفته شود. این مداخله از طریق بازسازی روایت شغلی، افزایش خودآگاهی حرفه‌ای، همسوسازی ارزش‌های فردی و سازمانی، تقویت سازگاری مسیر شغلی و تدوین برنامه اقدام حرفه‌ای، زمینه بهبود نگرش‌ها و عملکرد شغلی کارکنان را فراهم می‌سازد.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه علمی پژوهش های مشاوره می باشد.

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Counseling Research