3 نتیجه برای ناامیدی
وحید فرهادی، مریم دوست زاده، ایوب سبزی، رضا سبزی،
دوره 16، شماره 61 - ( 1-1396 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بازی درمانی کودک محور با رویکرد آکسلاین بر تنهایی و ناامیدی کودکان با آسیب شنوایی بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان دختر با آسیب شنوایی مقطع دبستان شهر مشهد بود. نمونهای به حجم 30 نفر با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جای دهی شدند. برای جمعآوری دادهها از مقیاس ناامیدی کودکان و مقیاس تنهایی استفاده شد. آموزش بازی درمانی کودک محور با رویکرد آکسلاین در قالب ۸ جلسه در گروه آزمایشی اجرا شد. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس و به وسیله نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس نشان داد که میانگین نمرات احساس تنهایی و ناامیدی در گروه آزمایش به طور معناداری کاهش یافته است (P < 0/05 ). نتیجه گیری: با استناد به یافته های به دست آمده از پژوهش حاضر، می توان نتیجه گرفت که بازی درمانی کودک محور می تواند به عنوان یک روش مداخله ای، در کاهش تنهایی و ناامیدی کودکان آسیب دیده شنوایی مورد استفاده قرار گیرد.
احمدرضا کیانی چلمردی، زهره صفدریان، علی جعفری بنفشه درق، سلیمان احمدبوکانی،
دوره 19، شماره 76 - ( 12-1399 )
چکیده
هدف: خودکشی یکی از علل اصلی مرگ و میر، خصوصاً در نوجوانان و جوانان است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ساختاری الگوی سه مرحلهای خودکشی در دانشجویان بود روش: پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود که با روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعۀ آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی بود که 630 نفر از آنها به صورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامۀ اقدام به خودکشی دهینگرا، بودوشک و اُکانر (2016)، خردهمقیاس نشانگان افسردگی _ گرایش به خودکشی، مقیاس درد روانی بر مبنای تئوری اشنیدمن (1993)، مقیاس ناامیدی فراسر و همکاران (2014)، پرسشنامۀ نیازهای بینفردی جوینر و همکاران (2005)، توانایی اکتساب شدۀ خودادراکی برای خودکشی بر اساس مطالعۀ ریمکویسین، هاوگود، اُگورمن و دیلئو (2016)، پرسشنامۀ ظرفیت خودکشی دیهینگرا (2018) بود. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که مجموعۀ ناامیدی و درد روانی مهمترین پیشبینیگرهای افکار خودکشی هستند و نبود نیازهای بینفردی نقش محافظتی دارد. با این حال، تنها توانایی اکتساب شدۀ خودکشی، آن هم بهطور محدودی توانایی پیشبینی اقدام به خودکشی را دارد. بحث و نتیجهگیری: نتایج نشان دادند درد روانی و ناامیدی هم بهطور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم از طریق ایده خودکشی و ظرفیت ادراکی خودکشی روی اقدام به خودکشی تاثیر معنادار میگذارد. همچنین ارتباط بین ظرفیت اکتسابی خودکشی با اقدام به خودکشی در مدل به دلیل بار عاملی پایین و برازش بهتر مدل حذف شد. از این یافتهها نتیجه گرفته میشود که این مدل از برازش مناسبی در جامعۀ ایرانی برخوردار است. مجموعهی از ناامیدی و درد روانی مطابق با مدل سه مرحلهای منجر به تشکیل افکار خودکشی میشود و نبود نیازهای بینفردی میتواند به عنوان یک عامل محافظتی عمل کند.
مریم سلیمی، سبا اکبری،
دوره 25، شماره 99 - ( 7-1405 )
چکیده
زمینه: شکستهای مکرر در درمانهای کمکباروری، بهویژه لقاح آزمایشگاهی (IVF)، تجربهای صرفاً پزشکی نیست و پیامدهای عمیق روانشناختی، اجتماعی و هویتی برای زنان دارد. با وجود پیشرفتهای فناورانه، درک تجربه زیسته زنان در مواجهه با چرخههای مکرر شکست نیازمند بررسیهای کیفی است. هدف این پژوهش، شناخت «زیستن در چرخه امید و ناامیدی» در زنان با سابقه درمانهای مکرر و ناموفق IVF بود.روش: این مطالعه کیفی بر اساس رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. نمونه شامل ۱۲ زن با حداقل سه چرخه ناموفق IVF بود که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و بر اساس روش هفتمرحلهای کولایزی تحلیل شدند. نرمافزار MAXQDA نسخه ۲۰ در مدیریت و سازماندهی دادهها به کار رفت.یافتهها: تحلیل دادهها شش مضمون اصلی را آشکار کرد: «چرخه امید–ناامیدی در مسیر درمان»، «فروپاشی و بازتعریف هویت مادری»، «تجربه زمان در حالت تعلیق و انتظار»، «فشارهای اجتماعی و فرهنگی پیرامون مادری»، «تنهایی عاطفی و پیچیدگیهای روابط زناشویی»، و «سازگاری و بازسازی معنا». شکستهای مکرر IVF تجربهای چندبعدی از سوگ، بحران هویت و بازاندیشی در معنای مادری و آینده زندگی ایجاد میکند. زنان برای مقابله با آن به راهبردهایی چون بازتعریف امید، تکیه بر منابع حمایتی و بازسازی معنا متوسل میشوند.نتیجهگیری: تجربه شکستهای مکرر IVF فراتر از یک رویداد درمانی، فرایندی پیچیده از مواجهه با فقدان، فشارهای اجتماعی و بازسازی هویت است. نتایج پژوهش بر ضرورت ادغام حمایتهای روانشناختی و اجتماعی در خدمات درمان ناباروری و طراحی مداخلات مبتنی بر معنا و تابآوری تأکید میکند.