9 نتیجه برای نگرش
سیده فائزه سجادی، رسول روشن،
دوره 14، شماره 53 - ( 1-1394 )
چکیده
، چکیده تاریخ دریافت: 11/12/93 _ تاریخ پذیرش: 5/2/94 هدف از این پژوهش، بررسی اثر بخشی آموزش مهارتهای ارتباطی بر بهبود نگرش مربوط به عشق و کاهش دلزدگی زناشویی بود. پژوهش حاضر نیمه تجربی و از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان زن متاهل دانشگاه علوم پزشکی مشهد بود که در اوایل تابستان سال 1393 در خوابگاههای دانشگاه حضور داشتند. نمونه پژوهش با حجم 40 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. افراد گروه به صورت هفتگی به مدت 10 جلسه 90 دقیقهای (2 بار در هفته) تحت آموزش قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش، دلزدگی زناشویی پاینز و نگرش به عشق هندریک و هندریک بود. دادههای به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین عملکرد دو گروه آزمایشی و کنترل پس از مداخله تفاوت معنادار آماری وجود دارد (0001/0p<) و آموزش مهارتهای ارتباطی موجب بهبود نگرش به عشق و کاهش دلزدگی زناشویی شده است. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که با توجه به یافتههای مذکور آموزش مهارتهای ارتباطی موجب بهبود نگرش به عشق و در عین حال کاهش دلزدگی زناشویی شده است. مقدمه
راضیه امینی، پریسا نیلفروشان،
دوره 16، شماره 61 - ( 1-1396 )
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر، زمینهیابی نگرشهای مسیرشغلی بیمرز در کارکنان بود که با استفاده از پژوهش ترکیبی تبیینی از نوع مدل انتخاب شرکت کننده انجام شد.
روش: جامعه آماری پژوهش، کلیهی کارکنان شرکتهای مهندسی شهر اصفهان بود. در مرحلهی کمی، 200 نفر از کارکنان به روش نمونه گیری خوشهای و در مرحلهی کیفی، 15 نفر از کارکنان به روش هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس نگرشهای مسیرشغلی بیمرز، مقیاس شخصیت پیشتاز و مصاحبه عمیق بود. در بخش کمی پژوهش ابتدا ویژگیهای روان سنجی مقیاس و ساختار عاملی آن با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی مورد بررسی و افراد بیمرز و سنتی انتخاب شدند. در بخش کیفی، دادهها با استفاده از نظریهی زمینهای در سه سطح کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان دهندهی تایید مدل اندازه گیری دو عاملی مرتبه اول بود. بدین معنا که ذهنیت بیمرز و ترجیح تحرک سازمانی دو عامل مجزا و مستقل از یکدیگر می باشند. واکاوی دادهها در بخش تحلیل کیفی نشان داد که سازههای فردی مهمترین ساختار شکل دهندهی نگرشهای مسیرشغلی بیمرز است. این سازه ها شامل 28 مقوله در کارکنان بیمرز و 5 مقوله در کارکنان سنتی بود.
نتیجه گیری: سازههای فردی، مهمترین ساختار شکل دهندهی نگرشهای مسیرشغلی بیمرز است که در غالب علل، راهبرد و پیامد قابل تبیین است.
لیلا شهرابی فراهانی، دکتر مریم فاتحی زاده، دکتر عذرا اعتمادی،
دوره 18، شماره 69 - ( 1-1398 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف کشف نگرشهای انتخاب همسر دختران مجرد ایرانی انجام شد. روش: این مطالعه با روش کیفی و با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون انجام شد. طی این پژوهش، پژوهشگر با بهرهگیری از روش نمونهگیری هدفمند تعدادِ 15 نفر از دخترانِ 18 تا 30 ساله مجرد را در شهر تهران شناسایی و مورد مصاحبه قرار داد. تمامی مصاحبهها ضبط و سپس خط به خط دستنویس شدند و سپس با استفاده از روش تحلیلِ مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: تحلیل دادههای حاصل از مصاحبهها منجر به شناسایی دو مقوله اصلی نگرشهای کارآمدِ انتخابی با زیرمقولههای (عقلانیت و منطقگرایی، واقعگرایی، باور به خودشناسی، باور به دیگرشناسی، الزامی تلقیکردن رابطه شناختی، باور به تعادلسنجی، باور به همفکری و مشاوره انتخاب) و نگرشهای ناکارآمدِ انتخابی با زیرمقولههای (ایدهآلگرایی، محدودکننده دانستن انتخاب و ازدواج، ناموثر و غیرضروری تلقیکردن همفکری در انتخاب و تلقی انتخاب و ازدواج بهعنوان پل رهایی مطلق از رنج) در زمینه نگرشهای دختران در آستانه ازدواج نسبت به انتخاب شد. نتیجهگیری: یافتههای حاصل از این پژوهش با شناسایی نگرشهای کارآمد و ناکارآمد دختران نسبت به انتخاب، زمینه را برای تدوین برنامههایی آموزشی و اصلاحی جهت تقویت نگرشهای مثبت در این گروه از افراد فراهم کرد و همچنین با شناسایی نگرشهای ناکارآمد زمینه را برای رفع این نگرشها و انتخابی موفقتر فراهم کرد.
خانم راضیه امینی شلمزاری، خانم پریسا نیلفروشان،
دوره 18، شماره 72 - ( 12-1398 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار عاملی، پایایی و روایی مقیاس نگرشهای مسیرشغلی متنوع در کارکنان انجام شد. روش: پژوهش حاضر، پژوهشی توصیفی از نوع بررسی ویژگیهای روانسنجی ابزار است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان شرکتهای مهندسی شهر اصفهان بود. نمونه شامل ۲۰۰ نفر از کارکنان (۷۸ زن و ۱۲۲مرد) بود که به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس نگرشهای مسیرشغلی متنوع و مقیاس شخصیت پیشتاز (PPS) بود. دادهها با استفاده از آزمونهای تحلیل عاملی، همبستگی و تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شد. یافتهها:. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که، مدلهای دو عاملی مرتبه دوم و مدل دو عاملی مرتبه اول هر دو با دادهها برازش داشتند اما در نهایت مدل تک عاملی مرتبهی دوم برازش بهتری داشت. در مدل تک عاملی، نگرش مسیرشغلی به عنوان یک سازه پنهان و در مدل دو عاملی، خودجهتدهی و برانگیختگی ارزشی به عنوان سازههای پنهان فرض شدند. همبستگی مقیاس خودجهتدهی و برانگیختگی ارزشی با مقیاس شخصیت پیشتاز به ترتیب ۶۶/۰ و ۵۳/۰ (۰۱/۰< p)برآورد شد. همسانی درونی در مقیاس خودجهتدهی مدیریت مسیرشغلی۷۲/۰ و مقیاس برانگیختگی ارزشی به ترتیب۷۲/۰ و۷۰/۰ ضریب بازآزمایی به فاصلهی سه هفته به ترتیب ۸۹/۰ و ۹۰/۰ (۰۱/۰< p) به دست آمد. از سویی دیگر نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که در هر دو مقیاس خودجهتدهی مدیریت مسیرشغلی و برانگیختگی ارزشی، نمرات مردان به طور معنادار بیشتر از زنان بود. نتیجهگیری: به طور کلی میتوان از مقیاس نگرشهای مسیرشغلی متنوع به عنوان ابزاری معتبر جهت سنجش نگرش به مسیرشغلی متنوع استفاده کرد.
انسیه بختیاری، سعیده حسینی، مختار عارفی، کریم افشاری نیا،
دوره 20، شماره 77 - ( 2-1400 )
چکیده
هدف: یکی از عوامل مهم در ازدواج پایدار صمیمیت زناشویی زوجین است. در صورتیکه صمیمیت زناشویی زوجین از بین برود بر نگرش آنها به روابط فرازناشویی تاثیر میگذارد. علاوه بر این از عوامل مؤثر بر نگرش افراد به روابط فرازناشویی سبکهای دلبستگی زوجین است. از اینرو هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای صمیمیت زناشویی در رابطه بین سبکهای دلبستگی و نگرش به خیانت زناشویی در زوجین در شهر تهران بود. روش: پژوهش حاضر از نوع همبستگی توصیفی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مردان و زنان متاهل شهر تهران در سال 1396 تشکیل میدادند نمونه پژوهش از جامعه حاضر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند.ابزارها شامل؛ پرسشنامه نگرش نسبت به روابط فرازناشویی مارک واتلی (2006)، پرسشنامه سبکهای دلبستگی کالینز و رید (1990) و پرسشنامه صمیمیت زناشویی تامپسون و والکر (2002) بود. حجم نمونه این پژوهش 650 نفر شامل 357 زن و 293 مرد بود.تجزیه و تحلیل دادهها به روش تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار AMOSتوسط شرکت SPSSنسخه20 انجام شد. یافتهها: بررسی ضرایب مسیر و مقادیر استاندارد شده آنها و همچنین کمیتهای t مربوط به آنها نشان داد که اثر مستقیم سبک دلبستگی اضطرابی بر صمیمیت زناشویی معنادار است (P≤0/05). همچنین اثر مستقیم صمیمیت زناشویی بر نگرش به خیانت زناشویی معنادار است (P≤0/05). همچنین اثر غیرمستقیم سبک دلبستگی اضطرابی بر نگرش به خیانت زناشویی معنادار است (P≤0/05). نتیجهگیری:از آنجاییکه ازدواج و انتخاب همسر یکی از تصمیمات مهم زندگی میباشد و با توجه به نقش پیشبینیکننده سبکهای دلبستگی ناایمن و نقش صمیمیت زناشویی در نگرش افراد به خیانت زناشویی باید بر لزوم بررسی این دو متغیر در مشاورههای پیش از ازدواج و همچنین آموزش والدین در زمینه تربیت کودک و سبکهای دلبستگی تاکید کرد.
نفیسه صوفی، یاسر مدنی، سمیه شاهمرادی،
دوره 20، شماره 78 - ( 5-1400 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر، با هدف مطالعه تجربه زیسته دانشجویان و دانش آموختگان رشته مشاوره و بررسی ردپای آموختههای درسی بر دیدگاه آنان پیرامون ازدواج انجام شد. روش: این پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. مشارکتکنندگان 16 نفر از دانشجویان و دانشآموختگان تحصیلات تکمیلی رشتهی مشاوره بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبۀ نیمه ساختاریافته بود. یافتهها: در بعد تجربیات مثبت 4 مضمون اصلی به دست آمد. افزایش آگاهی، رشد آگاهی نسبت به توانمندیهای شخصی، بهبود مهارتهای ارتباطی بین فردی و تجربیات پیرامون امر ازدواج. در نهایت زیر مضمون های درک شده از مضمون های اصلی به این صورت آمده است: خودآگاهی، افزایش آگاهی نسبت به ویژگیهای شخصیت دیگران، رشد اعتمادبهنفس، احساس مفید بودن، روابط خانوادگی و اجتماعی، دستیابی به دیدگاه سیستمی در خانواده، افزایش همدلی، کنترل هیجانات، تغییر در نگرش به آشنایی قبل از ازدواج و تأکید بر مشاوره پیش از ازدواج، نگرش متفاوت به ازدواج نسبت به گذشته، آگاه شدن به جایگاه مشاور و اهمیت مشاوره پیش از ازدواج، تغییر در کلیشههای جنسیتی (در شرکت کنندگان مرد). در بعد تجربیات منفی، مضمون های اصلی عبارت بودند از: تجربیات مربوط به پدیده ازدواج و انتخاب همسر و تأثیرات منفی در روابط. زیر مضمن های به دست آمده: کم شدن شور و هیجان احساسی در رابطه با شریک زندگی، بالا رفتن میزان حساسیت و وسواس فرد در روابط، تغییر نگرش نسبت به مردها (از سمت شرکتکنندگان خانم)، ایجاد حس عدم درک مشترک در روابط خانوادگی و اجتماعی به علت تفاوت در سطح آگاهی، ایجاد سطح انتظارات غیرمنطقی از دانشآموختگان این رشته. نتیجهگیری: مطابق یافتههای این پژوهش، تجربه زیستۀ شرکتکنندگان نشان داد که تحصیل در رشتۀ مشاوره، از جنبههای مختلف بر زندگی شخصی آنها و دیدگاهشان نسبت به ازدواج و روابط زناشویی تأثیرگذار بوده است.
سجاد شیخ، ابوالقاسم خوش کنش، تقی پورابراهیم، مژگان پوردل،
دوره 21، شماره 81 - ( 3-1401 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه نگرش و گرایش به ارتباط قبل از ازدواج و باورهای غیرمنطقی با خود بازداری در دانشجویان دختر و پسر انجام گرفت. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع علی _ مقایسهای بود. جامعهی آماری تمامی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی در سال 1394-1393 تشکیل میدادند که از بین آنها 365 نفر (170 پسر و 195 دختر) به روش نمونهگیری طبقهای تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامههای باورهای غیر منطقی (جونز، 1980)، پرسشنامه نگرش و گرایش به ارتباط قبل از ازدواج (کردلو، 1380) و پرسشنامه خودبازداری (وینبرگر و شوارتز، 1990) پاسخ دادند. یافتهها: تجزیه و تحلیل دادهها از طریق آزمون t مستقل نشان داد که بین نگرش و گرایش به ارتباط قبل از ازدواج، باورهای غیر منطقی و خودبازداری در دانشجویان دختر و پسر تفاوت معناداری وجود دارد (58/2>t و 01/0>p). نتیجهگیری: نتایج یافتهها بیانگر این بود که جنسیت عاملی تاثیرگذار بر نگرش و گرایش به ارتباط قبل از ازدواج، باورهای غیرمنطقی و خودبازداری میباشد به طوری که پسران نگرش و گرایش به ارتباط قبل از ازدواج بیشتر، باورهای غیرمنطقی و خودبازداری کمتری داشتند.
شیده فصاحتی، علی کوپکن شیر افکن، محمد قمری،
دوره 22، شماره 88 - ( 10-1402 )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نگرش به ازدواج و ملاکهای انتخاب همسر در دانشجویان مجرد صورت گرفت. روش: روش پژوهش به صورت نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون، پسآزمون با دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه و پیگیری دو ماهه بوده است. جامعه آماری این پژوهش 167 نفر از دانشجویان مجرد دانشگاه علامه طباطبایی بود که در سال تحصیلی 1400-99 مشغول به تحصیل بودند. اعضای نمونه به صورت تصادفی انتخاب شدند و در تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون کوواریانس استفاده گردید. یافتهها: آموزش درمان مبتنی بر پذیرش بر مولفههای نگرش به ازدواج و ملاکهای انتخاب همسر در دانشجویان مجرد موثر است. نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش پیشنهاد میگردد از آموزش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در مشاوره پیش از ازدواج استفاده گردد.
فاطمه جلالی نجف آّبادی، ابراهیم نعیمی،
دوره 24، شماره 96 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر مطالعه ادراک مشاوران مراکز مشاوره دانشگاهها از نقش خود در پیشگیری از مصرف روانگردانها در دانشجویان بود. ▐روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه مورد مطالعه این تحقیق، مشاوران مراکز مشاوره دانشگاهها بودند. گروه نمونه شرکتکننده در پژوهش شامل 13 نفر از مشاوران (باتجربه در زمینه اعتیاد) مراکز مشاوره دانشگاههای تهران، علامهطباطبائی، الزهرا، صنعتی شریف، صنعتی امیرکبیر، علم و صنعت، خواجه نصیرالدین طوسی، صنعتی اصفهان، اصفهان، تبریز، گیلان، شیراز و فردوسی مشهد بودند.روش نمونهگیری در پژوهش حاضر به صورت هدفمند ملاکی بود. دادههای مرتبط با سؤال پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته جمعآوری شدند و یافتههای پژوهش به روش تحلیل مضمون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ▐یافتهها:پس از تحلیل مصاحبهها و کدگذاری آنها، 30 مضمون فرعی و 9 مضمون اصلی شامل: توجه مشاوران به عوامل خطر، آگاهی بخشی به دانشجویان، آگاهی بخشی به افراد مؤثر در ارتباط با دانشجویان، آموزشهای پیشگیرانه، مداخله درمانی مبتنی بر چارچوب حرفهای، توجه مشاوران به مؤلفههای تسهیلگری در پیشگیری، ظرفیت مؤثر دانشگاه در پیشگیری، بازدارندههای مؤثر در توجه مشاوران به موضوع پیشگیری و نقش عوامل مؤثر جامعهمحور در پیشگیری استخراج گردید. ▐نتیجهگیری: براساس یافتههای بهدست آمده، میتوان بیان کرد که مشاوران مراکز مشاوره دانشگاهها با وجود توجه بر فعالیتهای آگاهیبخش و آموزش مهارتها، بیشتر بر نقش درمان و پیشگیری ثانویه و ثالث توجه دارند و در نقش پیشگیری اولیه، عوامل دیگر را مؤثرتر میدانستند. بنابراین لازم است تا مراکز مشاوران دانشگاهها در زمینه پیشگیری اولیه مؤثرتر عمل کنند و در جهت انجام اقدامات بیشتری در این زمینه گام بردارند، لذا تدوین یک برنامه منسجم و برگزاری دورههای آموزشی برای مشاوران در این مورد از طرف مقامات بالادستی برای تمام دانشگاهها ضروری است.