علی اکبر گودینی، محسن رسولی، فرشاد محسن زاده،
دوره 20، شماره 80 - ( 12-1400 )
چکیده
هدف: پرخاشگری نوجوانان مایهی آشفتگی چشمگیر زندگی فردی و میان فردی میشود و در صورت عدم کنترل، موجب تغییر سرنوشت آنان میگردد. هدف از انجام این پژوهش مقایسه میزان تأثیر درمان فراشناخت و رفتاردرمانی دیالکتیکی بر کاهش پرخاشگری فرزندان نوجوان پسر طلاق بود. روش: طرح پژوهش حاضر، نیمهآزمایشی از نوع گروه گواه نامعادل با پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری اجرا شد. نمونه پژوهش شامل 36 نفر از دانش آموزان پسر فرزند طلاق بود که با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه پرخاشگری (باس و پری، 1992) بود. دادههای پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تک متغیره (ANCOVA) و تحلیل کواریانس چند متغیره (MANCOVA) تحلیل شدند. یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس در نوجوانان تحت مداخلههای رفتار درمانی دیالکتیک(05/0p<) و فراشناخت درمانی (01/0>P) را نشان داد. هر دو گروه، پرخاشگری کمتری از نوجوانان گروه کنترل نشان دادند و تفاوت معنی داری بین تأثیر این دو نوع مداخله در کاهش پرخاشگری مشاهده نشد. نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش و پیگیری دو ماهه میتوان گفت که رفتاردرمانی دیالکتیک از طریق آموزش مؤلفهی تنظیم هیجانی و فراشناخت درمانی، به شیوهی تغییر شناختهای منفی و غیرمنطقی موجب کاهش پرخاشگری در بین فرزندان طلاق گردید.
طاهره نوری، مریم افشار،
دوره 25، شماره 98 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف پیشبینی اندیشهپردازی خودکشی براساس احساس خودارزشمندی، ترس از صمیمیت و پرخاشگری ارتباطی پنهان در زنان دارای تجربه خیانت زناشویی انجام شد. روش: پژوهش توصیفی-مقطعی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان متأهل دارای تجربه خیانت زناشویی همسر مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان درمانی در سطح شهر تهران در سال 1402 بود، که از بین آنها با روش نمونهگیری هدفمند تعداد 150 نفر انتخاب شد. گردآوری دادهها علاه بر چک لیست اطلاعات جمعیتشناختی با پرسشنامه گرایش به ایدهپردازی خودکشی (بک و همکاران، 1979)، پرسشنامه وابستگیهای ارزش خود (کروکر و همکاران، 2003)، پرسشنامه ترس از صمیمیت (دسکاتنر و ثلن، 1991) و پرسشنامه پرخاشگری ارتباطی پنهان (نلسون و کارول، 2006) انجام شد. تحلیل دادهها با روشهای آمار توصیفی، آزمون ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه با SPSS-v26 انجام شد. یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که احساس خودارزشمندی با اندیشهپردازی خودکشی در زنان دارای تجربه خیانت زناشویی همبستگی منفی و معنادار (47/0- = r، 005/>0 P) دارد؛ به این معنا که هر چه احساس خودارزشمندی در این زنان بالاتر باشد، اندیشهپردازی خودکشی در آنها کاهش مییابد. همچنین، ترس از صمیمیت (21/0 = r، 008/0> P) و پرخاشگری ارتباطی پنهان (40/0 = r، 002/0> P) با اندیشهپردازی خودکشی رابطه مثبت و معنادار داشتند. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای پیشبین (احساس خودارزشمندی، ترس از صمیمیت و پرخاشگری ارتباطی پنهان) در مجموع 38 درصد از واریانس اندیشهپردازی خودکشی (ضریب تعیین 38/0 = R²) را تبیین میکنند که در سطح 001/0 > P معنادار است. بالاترین توان تبیین مربوط به مؤلفه کنارهگیری عاطفی (از ابعاد پرخاشگری ارتباطی پنهان) با 42/0 = β و پایینترین توان مربوط به مؤلفههای تقوا/پرهیزگاری (از ابعاد احساس خودارزشمندی) با 09/0- = β و خراب کردن وجهه اجتماعی (از ابعاد پرخاشگری ارتباطی پنهان) با 09/0 = β بوده است. بر این اساس، میتوان با ارائه مداخلات و آموزشهای بهموقع و مناسب در راستای تقویت مهارت ارتباطی بین همسران، کاهش پرخاشگری ارتباطی پنهان (به ویژه کنارهگیری عاطفی)، و بهبود حس خودارزشمندی در افراد درگیر با تجربه خیانت همسر، میزان آسیبپذیری روانی-عاطفی و به تبع آن اندیشهپردازی خودکشی را به میزان قابل توجهی کاهش داد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که میتوان با ارائه مداخلات و آموزشهای به موقع و مناسب در راستای تقویت مهارت ارتباطی بین همسران و بهبود حس خودارزشمندی در افراد درگیر با تجربه خیانت همسر میزان آسیبپذیری روانی- عاطفی را کاهش بخشید.