(نویسنده مسئول)، دکتری مشاوره، دانشیار، گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران. r.rasouli@alzahra.ac.ir
چکیده: (558 مشاهده)
بیثباتی زناشویی یکی از مهمترین چالشهای خانوادهها در نیمقرن اخیر بوده است. ▐هدف: پژوهش حاضر به دنبال بررسی نقش تعدیلگر الگوهای ارتباطی در رابطه بین ناگویی هیجانی و بی ثباتی زناشویی انجام شد. ▐روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی _ همبستگی و به روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان و مردان متأهل شهرستان گتوند، استان خوزستان بوده است که از این جامعه تعداد 203 نفر به روش نمونهگیری در دسترس بهعنوان نمونه انتخاب شد. بهمنظور سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سولاوای (1985)، بی ثباتی زناشویی ادواردز و بوث(1987) و پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو(1997) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادههای آماری از نرم افزار SPSS 24 و Smart pls استفاده شد. ▐یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که ارتباط مثبت معنی داری بین الگوی ارتباطی اجتناب متقابل، توقع/کنارهگیری و ناگویی هیجانی و بیثباتی زناشویی وجود دارد، رابطه بین الگوی ارتباطی سازنده متقابل، ناگویی هیجانی و بیثباتی زناشویی منفی معنیدار است؛ همچنین نتایج نشان داد که الگوهای ارتباطی سازنده متقابل و اجتناب متقابل نقش تعدیلگر را در رابطه بین ناگویی هیجانی و بیثباتی زناشویی ایفا میکنند درحالیکه الگوی ارتباطی توقع / کنارهگیری نقش تعدیلگر را دراینرابطه ندارد (p<001). ▐نتیجهگیری: طبق یافتههای این پژوهش آموزش و کسب الگوی ارتباطی سازنده توسط زوجها، با توجه به رابطه معنادار ناگویی هیجانی و بی ثباتی زناشویی میتواند نقش تعدیل کننده در کاهش آمار طلاق داشته باشد.
شمارهی مقاله: 3
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
مشاوره خانواده دریافت: 1404/3/19 | پذیرش: 1404/10/1 | انتشار: 1404/11/14